قرآن کریمبه زبان فارسی

باب پنجم در بیان معنای خرابات و خراباتی و پیر خرابات‏

رساله مشواق — ملا محسن فیض کاشانی

خرابات: عبارت است از وحدت صرف و اطلاق بحث که رسوم تعینات را در آن جا نه عین باشد و نه اثر، خواه افعالی باشد یا ذاتی و صفاتی.

خراباتی: اشاره است به سالک عاشق لاابالی که از قید رؤیت تمایز افعال و صفات واجب و ممکن خلاصی یافته، افعال و صفاتی جمیع اشیاء را محو افعال و صفاتی الهی داند، و هیچ فعلی و صفتی به خود و دیگری منسوب نداند.

خراباتی شدن از خود رهایی استخودی کفر است گر خود پارسایی است‏‏
نشانی داده‏اند اهل خراباتکه التوحید اسقاط الاضافات
خرابات از جهان بی مثالی استمقام عاشقان لا ابالی است
خرابات آشیان مرغ جان استخرابات آستان لا مکان است
خرابات خراب اندر خراب استکه در صحرای او عالم سراب است
خراباتی است بی حد و نهایتنه آغازش کسی دیده نه غایت
اگر صد سال در وی می‏شتابینه خود را و نه کس را باز یابی
گروهی اندر او بی پا و بی سرهمه نه مؤمن و نه نیز کافر‏
شراب بی‏خودی در سر گرفتهبه ترک جمله خیر و شر گرفته
شرابی خورده خورده هریک بی‌لب و جامفراغت یافته از ننگ و از نام‏‏
حدیث ماجرا و شطح و طاماتخیال خلوت و نور کرامات
به بوی دُردی ای از دست دادهزذوق نیستی مست اوفتاده‏‏
عصا و رکوه و تسبیح و مسواکگرو کرده به دُردی جمله را پاک
میان آب و گل افتان و خیزانبه جای اشک خون از دیده ریزان
دمی از سرخوشی در عالم رازشده چون ناظران گردن افراز
گهی از روسیاهی رو به دیوارگهی از سرخ رویی بر سر دار‏
گهی اندر سماع شوق جانانشده بی پا و سر چون چرخ گردان
به هر نغمه که از مطرب شنیدهبدو جدی از آن عالم رسیده
سماع جان نه آخر صوت و حرف استکه در هر پرده‏ای سرّی شگرف است‏‏
یکی پیمانه خورده از مِی صافشده زآن صوفیِ صافی زاوصاف
فرو شسته بدان صافِ مروّقهمه رنگ سیاه و سبز و ازرق‏‏
به جان خاک مزابل پاک رفتهزهرچ آن دیده از صد یک نگفته
گرفته دامن رندان خمارزشیخی و مریدی گشته بیزار‏

پیر خرابات: عبارت است از مرشد کامل که مرید را به ترک رسوم و عادات [وا] می‏دارد و راه فقر و فنا می‏سپارد.