قرآن کریمبه زبان فارسی

باب چهاردهم در آداب قرائت قرآن

مصباح الشریعه — منسوب به امام جعفر صادق (ع) — ترجمه عبدالرزاق گیلانی

قال الصّادق عليه السّلام: من قرا القرءان و لم يخضع للَّه، و لم يرقّ قلبه، و لم ينشئ حزنا و وجلا في سرّه، فقد استهان بعظم شأن الله، و خسر خسرانا مبينا، فقارئ القرءان يحتاج إلى ثلاثة أشياء، قلب خاشع، و بدن فارغ، و موضع خال، فإذا خشع للَّه قلبه فرّ منه الشّيطان الرّجيم، قال الله تعالى، فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ من الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ، و إذا تفرّغ نفسه من الاسباب، تجرّد قلبه للقراءة، فلا يعترضه عارض فيحرمه بركة نور القرءان و فوائده، و إذا اتّخذ مجلسا خاليا، و اعتزل الخلق بعد ان اتى بالخصلتين الاوّلتين، استأنس روحه و سرّه باللّه عزّ و جلّ، و وجد حلاوة مخاطبات الله عزّ و جلّ عباده الصّالحين، و علم لطفه بهم و مقام اختصاصه لهم، بفنون كراماته و بدائع إشاراته، فإذا شرب كأسا من هذا المشرب حينئذ، لا يختار على ذلك الحال حالا، و لا على ذلك الوقت وقتا، بل يؤثره على كلّ طاعة و عبادة، لانّ فيه المناجاة مع الرّبّ بلا واسطة، فانظر كيف تقرأ كتاب ربّك و منشور ولايتك؟ و كيف تجيب أوامره و نواهيه؟ و كيف تمتثل حدوده؟ فانّه كتاب عزيز لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه، تنزيل من حكيم حميد، فرتّله ترتيلا، و قف عند وعده و وعيده، و تفكّر في أمثاله و مواعظه، و احذر من إقامتك حروفه في اضاعة حدوده.

شرح

قال الصّادق عليه السّلام: من قرا القرآن و لم يخضع للَّه، و لم يرقّ قلبه، و لم ينشئ حزنا و وجلا في سرّه، فقد استهان بعظم شأن الله، و خسر خسرانا مبينا.

حضرت امام صادق عليه السّلام مى‏فرمايد كه: هر كه تلاوت قرآن كند و تلاوت او مقارن خضوع و خشوع نباشد و از تلاوت قرآن او را رقّتى حاصل نشود و ترس الهى در دل او بهم نرسد، پس به تحقيق كه سهل گرفته است اين قارى، مرتبه و منزلت قرآن را، حقير شمرده است مرتبه صاحب قرآن را، چنين قارى هر آينه زيانكار و نقصان روزگار است، زيانى بيّن و واضح.

فقارئ القرءان يحتاج إلى ثلاثة أشياء، قلب خاشع، و بدن فارغ، و موضع خال، فإذا خشع للَّه قلبه فرّ منه الشّيطان الرّجيم.

مى‏فرمايد كه: قارى قرآن در رسيدن به ثواب تلاوت قرآن و رسيدن به فوايد آن، محتاج به سه چيز است: يكى: دل خاشع، و دوم: بدن فارغ از شغلها، سوم:

جاى خالى، و هر كدام از اين سه خصلت، منشأ فايده‏اى است عظيم، امّا خشوع، سبب گريختن شيطان است.

قال الله تعالى: فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ من الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ (نحل- ۹۸).

چنانكه حضرت بارى تعالى در مقام تعليم آداب قرائت، خواه در نماز و خواه در غير، فرموده است: هر گاه كه تلاوت قرآن مى‏كنى، استعاذه كن و پناه بر به خداى تعالى، از شيطان رجيم محروم از رحمت الهى.

بايد دانست كه استعاذه متنوّع است به دو نوع:

يكى- به زبان، و گفتن: أعوذ باللّه، و اين استعاذه را چندان قدرى و كمالى نيست. و استعاذه حقيقى آن است كه، هر در ورود آن ديو، و طريق اغوا و اضلال او باز شناسى، و از هر راه كه قصد تو كند، سر راه در وى در بندى، و ارباب مجاهده كه عنان اختيار از دست اين مكّار ربوده‏اند، فرموده‏اند كه: او از ده باب در مى‏آيد:

اوّل- از باب حرص، و آن را به قناعت مى‏توان بست و كريمه: وَ ما من دَابَّةٍ في الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى الله رِزْقُها (هود- ۶۶)، را «نصب العين» خود ساخت.

دوم- از باب طول امل در مى‏آيد، و آن را به خوف موت، مسدود مى‏توان كرد و التجا به كريمه: وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ (لقمان- ۳۴)، مى‏توان برد.

سوم- از ممرّ طلب راحت و نعمت در مى‏آيد، و آن را به زوال نعمت و ياد كردن صعوبت و سختى حساب، مقابله مى‏توان كرد، و تأديب او به وعيد: ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ (حجر- ۳)، بايد كرد.

چهارم- از معبر عجب و خودبينى در مى‏آيد، آن راه را به خوف عاقبت مسدود بايد ساخت، و تقويت از آيه: فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ، بايد جست.

پنجم- دخل و تصرّف وى از ممرّ استخفاف برادران مؤمن است، آن را به رعايت حرمت و مبادرت ايشان، قلع بايد نمود.

ششم- عبور او از راه حسد است، آن را به رضا دادن به قسمت الهى و عدل در حكم پادشاهى، مقابله بايد نمود، و استدلال به آيه: نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ في الْحَياةِ الدُّنْيا (زخرف- ۳۲)، بايد نمود.

هفتم- از راه ريا و سمعه و طلب خودنمايى در مى‏آيد، و آن طريق را به اعمال اخلاص، در اعمال بايد گرفت. و اعتماد بر كريمه: وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً (كهف- ۱۱۰)، بايد كرد.

هشتم- از راه بخل در مى‏آيد، دل را به فناى: «ما في ايدى النّاس ينفد»، قرار بايد داد و به بقاى: ما عِنْدَ الله باقٍ (نحل- ۹۶)، اقرار بايد كرد.

نهم- كبر، و آن را به قوّت بازوى تواضع، مسدود بايد ساخت. و به حكم: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقاكُمْ (حجرات- ۱۳)، بزرگى و كرامت را، در تقوى بايد دانست.

دهم- آمد و شد او از راه طمع است، پس دست طمع از خلق، كوتاه بايد ساخت و روى همّت بر خزانه كرم نامتناهى الهى بايد آورد، و آيت عالى رأيت:

وَ من يَتَّقِ الله يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ من حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ (طلاق- ۳، ۲)، را بدرقه راه و اعتماد كار خود ساخت.

حاصل آن كه: از براى اهل هوش و بصيرت، چه در وقت قرائت قرآن و چه در غير وقت قرائت، سدّ راههاى مداخل آن غاوى مغوى، به تذكار آيات قرآنى و مواعظ سبحانى با توفيق ربّانى، سهل است.

و إذا تفرّغ نفسه من الاسباب، تجرّد قلبه للقراءة، فلا يعترضه عارض فيحرمه بركة نور القرءان و فوائده.

مى‏فرمايد كه: فايده فراغ خاطر در وقت تلاوت قرآن، آن است كه هر گاه فارغ باشد دل قارى از اسباب تشويش خاطر، خاطر او متوجّه تلاوت مى‏شود، و از عروض چيزهايى كه مانع ادراك بركت نور قرآن و محرومى از آن است، ايمن مى‏شود. مى‏داند كه چه مى‏خواند و چه مى‏گويد، و با كه متكلّم است. و اگر تلاوتش به محض تحريك لسان باشد و با ياد دنيا و شغل به دنيا، قرآن خواند، هر آينه از منافع تلاوت، ممنوع و از ادراك نور قرآن، محروم خواهد بود.

و إذا اتّخذ مجلسا خاليا، و اعتزل الخلق بعد ان اتى بالخصلتين الاوّلتين، استأنس روحه و سرّه باللّه عزّ و جلّ، و وجد حلاوة مخاطبات الله عزّ و جلّ عباده الصّالحين، و علم لطفه بهم، و مقام اختصاصه لهم، بفنون كراماته و بدائع إشاراته.

و هر گاه به دست آورد قارى از براى تلاوت قرآن جاى خالى، و بتواند از خلق عالم كناره گرفت و به دو خصلت سابق كه «خشوع دل» و «فراغ بدن» باشد، هم موصوف شد، انس مى‏گيرد نفس او به خداوند عالم، و از غير او متوحّش مى‏شود، و ادراك لذّت تلاوت خواهد كرد. و به حلاوت و مزه مخاطبات الهى كه در قرآن مجيد، به بندگان خود كرده، خواهد رسيد. و مراتب شفقت و مرحمت الهى به بندگان، به او ظاهر خواهد شد. و فنون كرامتها و انحاى عزّتهاى خود را، به ايشان معلوم خواهد كرد. و به اشارات بديعه و رموزات عجيبه قرآن، خواهد رسيد.

فإذا شرب كأسا من هذا المشرب حينئذ، لا يختار على ذلك الحال حالا، و لا على ذلك الوقت وقتا، بل يؤثره على كلّ طاعة و عبادة، لانّ فيه المناجاة مع الرّبّ بلا واسطة.

پس، هر گاه قارى، يك جام از اين شراب چشيد. و سرش از باده محبّت الهى گرم شد، هيچ حال را بر اين حال، اختيار نخواهد كرد. و هيچ كار را بر اين كار، ترجيح نخواهد داد. بلكه حال تلاوت را بر هر حالى و اين وقت را بر هر وقتى، اختيار خواهد كرد. بلكه او را بر اكثر عبادات ترجيح خواهد داد، چرا كه تلاوت و قرائت قرآن، مناجات با پروردگار است بى واسطه، و توجّه به جناب او است بى حاجب و مانع.

فانظر كيف تقرأ كتاب ربّك و منشور ولايتك؟ و كيف تجيب أوامره و نواهيه؟ و كيف تمتثل حدوده؟ فانّه كتاب عزيز، لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه، تنزيل من حكيم حميد.

پس، نظر كن اى قارى قرآن، كه چون خواهى خواند كتاب پروردگار خود را و منشور ولايت او را؟ كه به تو كرامت فرموده است، و به چه طريق بجا مى‏آرى حدود او را از فرايض و سنن؟ چرا كه قرآن عزيز، كتابى است بس به عزّت و رفعت. و راه نداد به او خلاف حقّ و باطل، نه نظر به اخبار و قصص گذشتگان، و نه نظر به احوال آيندگان، چرا كه اين قرآن فرود آمده است از جانب حكيم حميد.

يعنى: از جانب كسى كه، افعالش در نهايت احكام و اتقان است. و نظر به نظام كلّ، به هيچ نحو خلل ندارد. و هر كه چنين است، البتّه محمود است و جميع افراد حمد، از براى او ثابت است و منحصر به او است. و وجه تأخير وصف ثانى از اوّل ظاهر شد.

فرتّله ترتيلا.

يعنى: پس بخوان قرآن را شمرده، نه با بسيار تعجيل كه حرفها از هم جدا نشود و نه بسيار از هم جدا. يا آن كه رعايت كن مخارج حروف را كه هر حرفى به مخرج خود ادا شود و خلل در مخارج حروف راه نيابد. يا آن كه رعايت كن وقف و وصل را، جاى وقف، وقف كن، و جاى وصل، وصل كن، على اختلاف الاقوال.

وقف عند وعده و وعيده، و تفكّر في أمثاله و مواعظه.

يعنى: در هنگام قرائت، هر گاه مى‏رسى به آيه رحمت و وعد به درجات بهشت، لحظه‏اى توقّف كن و بگو: «اللّهمّ ارزقنا». و به آيه عذاب و وعيد به دركات جهنّم كه مى‏رسى، استعاذه كن و بگو: «اللّهمّ عافنا». و به آيه‏هاى امثال و مواعظ كه مى‏رسى، به تفكّر و تأمّل بگذر، نه از روى غفلت.

و احذر من إقامتك حروفه في اضاعة حدوده.

يعنى: حذر كن و بپرهيز از اينكه اقامت حروف قرآن، و اداى مخارج آن را چنانكه بايد بجا نيارى و حدود آن را ضايع گذارى، و به اوامر و نواهى او عمل نكنى. حديث است كه: «ربّ تال للقرءان و القرءان يلعنه»، يعنى: بسا قارى قرآن كه تلاوت قرآن كند و قرآن بر او لعنت كند: از جهت رعايت نكردن حدود و آداب تلاوت. و از آن جمله است پيروى نكردن و به عمل نياوردن اوامر و نواهى قرآن مجيد.

بايد دانست كه: تلاوت قرآن با رعايت شروط مذكوره، فضيلت بسيار دارد.

حديث قدسي است كه: هر كه مشغول شود به تلاوت قرآن، و از آن جهت، اشتغال نتواند نمود به دعا كردن و عرض كردن حاجت خود به من، من بهترين مزد شاكران به او عطا مى‏فرمايم، و نام او را در زمره صابران و حامدان ثبت مى‏كنم، و حاجت او را روا مى‏كنم.

عبد الله بن مسعود از حضرت پيغمبر صلّى الله عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت فرموده كه: قرآن، خوان إحسان خدا است كه جميع بندگان را به او دعوت نموده، پس از خوان نعمت او، بهره‏مند شويد. و هر چند توانيد فايده آن را فرا گيريد. چه، آن ريسمانى است محكم كه هر كه دست در آن زند، هرگز از رحمت واسعه خدا محروم نشود. و نورى است روشن، كه گمراهان را به سر منزل مقصود رساند. و شفائى است به غايت سودمند، كه دردمندان و مستمندان جهل، از «دار الشّفاى» معرفت آن، عارف مى‏شوند. و كافى است كه هر كه تابع او مى‏شود، به مرتبه ارجمند مى‏رسد. پس تلاوت آن نمائيد، تا حضرت او سبحانه، به هر حرفى از آن، ده حسنه در ديوان حسنات شما بنويسد. نمى‏گويم كه «الم» ده حسنه دارد، بلكه «ألف» را ده حسنه است، و «لام» را ده حسنه، و «ميم» را ده.