قرآن کریمبه زبان فارسی

باب بيست و پنجم در آداب عبادت

مصباح الشریعه — منسوب به امام جعفر صادق (ع) — ترجمه عبدالرزاق گیلانی

قال الصّادق عليه السّلام: داوم تخليص المفترضات و السّنن، فانّهما الأصل فمن أصابهما و ادّاهما بحقّهما فقد أصاب الكلّ، فانّ خير العبادات أقربها بالامن و أخلصها من الآفات، و أدومها و ان قلّ، فان سلم لك فرضك و سنّتك فأنت أنت، و احذر ان تطأ بساط ملكك الاّ بالذّلّ و الافتقار، و الخشية و التّعظيم، و أخلص حركاتك من الرّياء، و سرّك من القساوة، فانّ النّبيّ صلّى الله عليه و آله قال: المصلّى مناج ربّه، فاستح من المطّلع على سرّك، العالم بنجواك و ما يخفى ضميرك، و كن بحيث يراك لما أراد منك و دعاك إليه، و كان السّلف لا يزالون من وقت الفرض إلى وقت الفرض في اصلاح الفرضين جميعا، و ترى اهل الزّمان يشتغلون بالفضائل دون الفرائض، كيف يكون جسد بلا روح، قال علىّ بن الحسين عليه السّلام: عجبت لطالب فضيلة تارك فريضة، و ليس ذلك الاّ لحرمان معرفة الامر و تعظيمه، و ترك رؤية مننه بما أهلهم لامره و اختاره لهم.

شرح

قال الصّادق عليه السّلام: داوم تخليص المفترضات و السّنن.

حضرت امام صادق عليه السّلام مى‏فرمايد كه: سعى كن هميشه و جهد نما كه عملهاى واجبى و سنّتى كه از تو صادر مى‏شود، از غلّ و غشّ خالص باشد و اركان و حدود آن عملها، بلا قصور و فتور از تو صادر شود.

فانّهما الأصل فمن أصابهما و ادّاهما بحقّهما فقد أصاب الكلّ.

پس، به درستى كه هر كه بجا آورد و ادا كرد، فرايض و سنن را آن چنان كه بايد، پس گويا كه بجا آورده است، همه عبادتها را.

فانّ خير العبادات أقربها بالامن و أخلصها من الآفات.

چرا كه بهترين عبادتها، عبادتى است كه نزديك‏تر باشد به امن و از غشّ و اختلاط خالى‏تر باشد. حاصل آن كه: بهترين عبادتها آن است كه از آفات خارجى، مثل خوف آزار مخالفين، ايمن باشد و از آفات داخلى، مثل قصد ريا و أغراض فاسده، خالص باشد.

و أدومها و ان قلّ.

و نيز بهترين عبادتها، عبادتى است كه دائمى باشد، هر چند كم باشد.

حديث است كه: «من ساوى يوماه فهو مغبون». يعنى: هر كه عمل دو روز او مساوى باشد، او مغبون است و زيانكار است. چه، جاى آن كه عمل روز بعد، كمتر از روز قبل باشد.

فان سلم لك فرضك و سنّتك فأنت أنت.

پس، اگر سالم و تمام عمل آوردى فرايض و سنن را، پس تو، توئى و در بندگى معبود خود صادقى.

و احذر ان تطأ بساط ملكك الاّ بالذّلّ و الافتقار و الخشية و التّعظيم.

يعنى: حذر كن از اينكه پا گذارى به بساط پادشاه مالك الملوك كه مسجد باشد، يا همه روى زمين، مگر از روى ذلّت و فروتنى و عجز و انكسار و از روى تعظيم و خوف.

و أخلص حركاتك من الرّياء، و سرّك من القساوة.

يعنى: خالص و منزّه دار همه حركات و سكنات خود را از ريا، و نيز پاك دار دل خود را از قساوت و چرك عصيان.

فانّ النّبيّ صلّى الله عليه و آله قال: المصلّى مناج ربّه، فاستح من المطّلع على سرّك، العالم بنجواك و ما يخفى ضميرك.

چرا كه حضرت خاتم النّبيّين عليه و آله صلوات ربّ العالمين، فرموده است كه:

شخص نماز گزار در وقت نماز، مناجات كننده و راز گوينده است با پروردگار خود. پس شرم دار از خداوندى كه بر ظاهر و باطن تو مطّلع است، و به همه حركات و سكنات تو واقف، كه در هنگام مناجات با او و عرض حاجات، زبان تو آلوده باشد به دروغ، و دل، ملوّث باشد به غفلت و قساوت.

و كن بحيث يراك لما أراد منك و دعاك إليه.

و باش در عبادت و بندگى او، به نحوى كه مأمورى و به آن كيفيّت كه از تو طلبيده‏اند.

حديث است كه حضرت سجّاد عليه السّلام در اوقات نمازها، رنگ مبارك او متغيّر مى‏شد و اثر طپش و لرزه در بدن مبارك او هويدا مى‏گشت. سبب اين حالت از او استفسار نمودند، فرمود كه: حضرت بارى در قرآن عزيز فرموده كه: «فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ». يعنى: به ياد آر نماز و ساير عبادات را، آن چنان كه مأمورى. و مى‏ترسم كه آن چه من بجا مى‏آورم، موافق رضاى او نباشد و موافق مأمور به، عمل نياورده باشم. و پيغمبر صلّى الله عليه و آله، مكرّر مى‏فرمود: «شيّبتنى سورة هود».

و كان السّلف لا يزالون من وقت الفرض إلى وقت الفرض في اصلاح الفرضين جميعا.

و بودند در زمانهاى پيش، كسانى كه از وقت نماز تا نماز ديگر، مشغول به كار ديگر نمى‏شدند، و شغل ايشان نبود مگر اصلاح فرضين. يا مشغول بودند به تعقيب و اوراد نمازى كه گزارده بودند، يا مشغول اصلاح فرض ديگر بودند، مثل تجديد وضو و تطهير بدن و لباس و نوافل و غير اينها.

و ترى اهل الزّمان يشتغلون بالفضائل دون الفرائض، كيف يكون جسد بلا روح.

و مى‏بينى اهل اين زمان را كه مى‏كوشند در تحصيل علوم رسمى، و از علومى كه كار آخرت مى‏آيد و مشتمل است بر فرايض و سنن، دست برداشته‏اند، با وجود آن كه علوم دينيّه از بابت روح است و علوم ديگر از بابت جسد، و جسد بى روح معلوم است كه اعتبار ندارد، و فايده‏اى بر او مترتّب نمى‏شود جز تضييع عمر.

قال علىّ بن الحسين عليه السّلام: عجبت لطالب فضيلة تارك فريضة، و ليس ذلك الاّ لحرمان معرفة الامر و تعظيمه، و ترك رؤية مننه بما أهلهم لامره و اختاره لهم.

حضرت سجّاد، زين العابدين عليه السّلام مى‏فرمايد كه: عجب دارم من از كسى كه طالب فضيلت باشد و طلب فضيلت كند و اهمّ فضايل را كه فرايض و سنن باشد، ترك كند و در پى تحصيل او نباشد. و به حكم: «من المهد إلى اللّحد»، جميع عمر و اوقات خود را، صرف او نكند. و اختيار مرجوح بر راجح و ايثار مفضول بر فاضل، نيست سبب و علّتش مگر محرومى از شناخت امر الهى، و راه نبردن به حقّ. و راه حق را سهل گرفتن و از منطوق و مفهوم كريمه: «وَ ما قَدَرُوا الله حَقَّ قَدْرِهِ»، غافل بودن. و معظم نعمتهاى الهى را كه حواسّ ظاهره و باطنه و عقل باشد، به كارى كه از براى او مخلوق هستند، و انداشتن و كار نفرمودن و از حدود شرع تجاوز نمودن و از منعم حقيقى غافل بودن.