قرآن کریمبه زبان فارسی

۱۰۰-الحكایة و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
آن یكی دیوانه در بغداد شدیك دكان پر شیشه دید او شاد شد
برگرفت آنگاه سنگی ده بدستوآن همه شیشه بیك ساعت شكست
صدهزاران شیشه میشد سرنگونپس طراق و طمطراق آمد برون
مرد سودائی كه آن سوداش كرداز پسش خندید و بس صفراش كرد
آن یكی گفتش كه ای شوریده مرداین چرا كردی و هرگز این كه كرد
سود اوبر باد دادی این زمانمرد را درویش كردی زین زیان
گفت من دیوانۀ بس سركشموین طراق و طمطراق آید خوشم
چون خوشم این آمد اینم هست كاربا زیانم نیست یا با سود كار
در حقیقت زین همه طاق ورواقنیست كس آگاه جز از طمطراق
هیچكس از سر كار آگاه نیستزانكه آنجا هیچكس را راه نیست
نیست كس را از حقیقت آگهیجمله می‌میرند بادستی تهی