قرآن کریمبه زبان فارسی

۲۱۳-الحكایة و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
بود بهلول از شراب عشق مستبر سر راهی مگر بر پل نشست
می‌گذشت آنجایگه هارون مگراو خوشی می‌بود پیش افكنده سر
گفت هاورنش كه ای بهلول مستخیز از اینجا چون توان بر پل نشست
گفت این با خویشتن گو ای امیرتا چرا بر پل بماندی جای گیر
جملۀ دنیا پلست و قنطره‌ستبر پُلت بنگر كه چندین منظره‌ست
گر بسی بر پل كنی ایوان و درهست آبی زان سوی پل سر بسر
گردنت را خانه بر پل چیست غلكی شود با مگر این بیرون بپل
تا توانی زیر پل ساكن مباشچون شكست آورد پل ایمن مباش
از مجره آسمان دارد شكستزودبگذر تا نگردی پست پست
گنبدی بشكسته تو بنشسته زیرآمدستی گوئیا از جانت سیر
گنبد بشكسته چون زیر اوفتدكی جهد كس گر خود او شیر اوفتد
مرگ از پیش و تو از پس میرویبهر مرداری چو كركس میروی
پاك شو از جیفۀ دنیا تمامورنه چون مردار می‌مانی بدام
زانكه هر چیزی كه سودای تو استچون بمردی نقد فردای تو است