قرآن کریمبه زبان فارسی

۲۲۶-الحكایة و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
نازنین شوریده می‌شد ناگهیبود هم سرما و هم گل در رهی
آن یكی گفتش كه گل بگرفت راهخویش را بر خیز كفشی ژنده خواه
گفت چون پا را كنم كفشی طلبخاصه اندر زیر می‌گیرند شب
تا كه در شخص تو میماند دلتهرگز آن دولت نیاید حاصلت
چون بجای دل رسی بی دل مدامگردد این دولت ترا حاصل مدام