قرآن کریمبه زبان فارسی

۲۲۸-الحكایة ‌و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
شد مگر دیوانه شبلی چند گاهبرد با دیوانه جایش پادشاه
كرد شه در كار او لختی غلوكان فلان دارو كنیدش در گلو
پس زفان بگشاد شبلی بی قرارگفت خود را بیهده رنجه مدار
كاین نه زان دیوانگیست ای نیك مردكان بدارو به شود گردم مگرد
هركجادردی بود درمان پذیرآن نباشد درد كان باشد زحیر
جان اگر نبود مرا جانان بسستداروی من درد بیدرمان بسست
چون ترا با حق نیفتد هیچ كارتو چه دانی قیمت این روزگار
چون بخون صد ره بگرداند تراآنگهی یك دم برنجاند ترا
صد رهت مرده كند پس زندۀتاترا نانی دهد یا ژندۀ