قرآن کریمبه زبان فارسی

۳۷۶-الحكایة و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
چون سكندر با حكیم و با خفیرماند اندر غار تاریكی اسیر
هیچكس البته ره نشناخت بازجمله درماندند و شد كاری دراز
متفق گشتند آخر سر بسرتاخری در پیش باشد راهبر
پیش در كردند خر تا راه بردجمله را زانجا بلشگرگاه برد
ای عجب ایشان حیكمان جهانبا خبر از سر پیدا و نهان
در چنان ره راهبرشان شد خریتا بحكمت لاف نزند دیگری
چون نمود آن قوم را اسرار خویشگفت ای بی حاصلان كار خویش
گرچه هر یك مرد پیش اندیش بوداز شما باری خری در پیش بود
چون خری از عاقلان افزون بوددیگران را كاردانی چون بود
عقل اگر جاهل بود جانت بردور تكبر آرد ایمانت برد
عقل آن بهتر كه فرمان بر شودورنه گركامل شود كافر شود