قرآن کریمبه زبان فارسی

۳۸۴-الحكایة و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
بامدادی شد بر سلطان ایاسخوبیش بیحد و ملحش بی قیاس
صد شكن در گرد ماه افكنده بودهر شكن صد پادشاه افكنده بود
شاه را پیوسته رو با روی اوحاجبی نزدیكتر ابروی او
شاه درچشم سیاهش خیره بودماه درجنب جمالش تیره بود
هر دو لعل او كلید مشكلاتاین چو آب كوثر آن آب حیات
آفتاب روی او از نیكویشاهرا الحق بچشم آمد قوی
گفت هان ای چشم من روشن ز توتو ز من نیكوتری یا من ز تو
گفت من نیكوترم ای شهریارپادشاهش گفت رو آئینه آر
گفت آئینه كژ آید بیشترحكم كژ هرگز نباشد معتبر
گفت چون سازیم حكم این جمالگفت از آئینۀ دل پرس حال
حكم دل بینندگان را جان فزودهرچه دل گوید بران نتوان فزود
شاه گفتش كز دل خود كن سؤالتامنم پیش ازتو یا تو در جمال
چون برآمد ساعتی آنگه ایاسگفت من نیكوترم ای حق شناس
شاه گفت ای حاجت هر بیقراراین چه می‌گوید دلت حجت بیار
گفت چندانی كه من در پیش شاهمی‌كنم در بند بند خود نگاه
من نبینم هیچ جز سلطان مدامذرۀ از خود نمی‌بینم تمام
چون همه شاه مظفر آمدملاجرم بی شك نكوتر آمدم
در نكوئی كار تو دیگر بودعاقبت محمود نیكوتر بود
گر شود عالم سراسر پر غلامعاقبت محمود باید والسلام