قرآن کریمبه زبان فارسی

۴۸-الحكایة و التمثیل

مصیبت‌نامه — فریدالدین عطار نیشابوری
سوی آن دیوانه شد مردی عزیزگفت هستت آرزوی هیچ چیز
گفت ده روزست تا من گرسنهمانده‌ام لوتیم باید ده تنه
گفت دل خوش كن كه رفتم این زمانتاز پی حلوا و بریانی و نانت
گفت غلبه می‌مكن ای ژاژ خاینرم گو تا نشنود یعنی خدای
گر نیم آهسته كن آواز رازانكه گر حق بشنود این راز را
هیچ نگذارد كه نانم آوریلیك گوید تا بجانم آوری
دوست را زان گرسنه دارد مدامتا ز جان خویش سیر آید تمام
چون زجان سیرآید او در درد كارگرسنه گردد بجانان بی قرار