| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لا خَيْرَ فِى الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ، كَما | و آن حضرت فرمود: در خاموشی از سخن حکیمانه خیری نیست، چنانکه |
| اَنَّهُ لاخَيْرَ فِى الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ. | در گفتار جاهلانه خیری وجود ندارد. |
حکمت ۱۸۲ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَا اخْتَلَفَتْ دَعْوَتانِ اِلاّ كانَتْ | و آن حضرت فرمود: دو دعوت خلاف یکدیگر نیست جز اینکه یکی از |
| اِحْداهُما ضَلالَةً. | آنها گمراهی است. |
حکمت ۱۸۳ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - ما شَكَكْتُ فِى الْحَقِّ مُذْ اُريتُهُ. | و آن حضرت فرمـود: از زمانی که حـق به من ارائـه شد در آن شـک نکردم. |
حکمت ۱۸۴ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - ما كَذَبْتُ وَلا كُذِبْتُ، وَ لا ضَلَلْتُ | و آن حضرت فرمود: دروغ نگفتم و به من دروغ گفته نشده، و گمراه نشدم و کسی هم |
| وَ لا ضُـلَّ بـى. | به دست من گمراه نگشته. |
حکمت ۱۸۵ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لِلظّالِمِ الْبادى غَداً بِكَفِّهِ عَضَّةٌ. | و آن حضرت فرمود: آن که ابتدا به ستم می کند فردا دستش را به دندان می گزد. |
حکمت ۱۸۶ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الرَّحيلُ وَشيكٌ. | و آن حضرت فرمود: کوچ کردن از دنیا به آخرت نزدیک است. |
حکمت ۱۸۷ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ اَبْدى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ. | و آن حضرت فرمود: هر که در برابر حق بایستد هلاک شود. |
حکمت ۱۸۸ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ لَمْ يُنْجِهِ الصَّبْرُ اَهْلَكَهُ الْجَزَعُ. | و آن حضرت فرمود: هر که را صبر نجات ندهد بی تابی هلاک کند. |
حکمت ۱۸۹ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - وَاعَجَباهْ! اَ تَكُونُ الْخِلافَةُ بِالصَّحابَةِ، | و آن حضرت فرمود: شگفتا! آیا خلافت به دلیل مصاحبت با پیامبر برپا می شود، |
| وَ لاتَكُونُ بِالصَّحابَةِ وَالْقَرابَة؟! | ولی با مصاحبت و خویشی به وجـود نمی آید؟! |
| - وَ رُوِىَ لَهُ شِعْرٌ فى هذَا الْمَعْنى وَ هُوَ: - | در این معنا شعری از حضرت روایت شده که چنین است: |
| فَاِنْ كُنْتَ بِالشُّورى مَلَكْتَ اُمُورَهُمْ | اگر با شورا حکومت را به دست گرفتی، |
| فَكَيْفَ بِهذا وَالْمُشيرُونَ غُيَّبُ؟ | چه شورایی بود که رأی دهندگانش غایب بودند؟ |
| وَ اِنْ كُنْتَ بِالْقُرْبى حَجَجْتَ خَصيمَهُمْ | و اگر از طریق خویشی با پیامبر برطرف مقابل حجت آوردی |
| فَغَيْرُكَ اَوْلى بِالنَّبِىِّ وَ اَقْرَبُ! | دیگری نسبت به پیامبر از تو سزاوارتر و نزدیکتر بود |
حکمت ۱۹۰ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّمَا الْمَرْءُ فِى الدُّنْيا غَرَضٌ تَنْتَضِلُ | و آن حضرت فرمود: انسان در دنیا هدفی است که مرگها به جانب او تیر |
| فيهِ الْمَنايا، وَ نَهْبٌ تُبادِرُهُ الْمَصائِبُ. وَ مَعَ كُلِّ جُرْعَة | می اندازند، و غارت شده ای است که بلاها به سویش می شتابند. با هر نوشیدنیش جرعه ای |
| شَرَقٌ، وَ فى كُلِّ اَكْلَة غَصَصٌ. وَ لايَنالُ الْعَبْدُ نِعْمَةً | جهنده در گلو، و با هر لقمه اش گلوگیری است. بنده به نعمتی نمی رسد |
| اِلاّ بِفِراقِ اُخْرى، وَ لايَسْتَقْبِلُ يَوْماً مِنْ عُمْرِهِ اِلاّ | مگربه بهای ازدست دادن نعمتی دیگر، و به پیشواز روزی از عمرش نمی رود مگر |
| بِفِراقِ آخَرَ مِنْ اَجَلِهِ. فَنَحْنُ اَعْوانُ الْمَنُونِ، وَ اَنْفُسُنا نَصْبُ | به جدایی روزی دیگر از مدت عمرش. پس یاران مرگیم، و وجودمان نشانه تیر |
| الْحُتُوفِ، فَمِنْ اَيْنَ نَرْجُو الْبَقاءَ؟ وَ هذَا اللَّيْلُ وَ النَّهارُ | مردن ها، از کجا امید به ماندن داشته باشیم؟ این روز و شب |
| لَمْ يَرْفَعا مِنْ شَىْء شَرَفاً اِلاّ اَسْرَعَا الْكَرَّةَ فى هَدْمِ ما بَنَيا، | چیزی را بالا نبردند مگر اینکه در خراب کردن آنچه ساخته، و پراکندن آنچه فراهم نموده |
| وَ تَفْريقِ ما جَمَعا. | بودند به شتاب بازگشتند. |
حکمت ۱۹۱ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:- يا بْنَ آدَمَ، ما كَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِكَ فَاَنْتَ | و آن حضرت فرمود: فرزند آدم! آنچه بیش ازحاجت خود به دست آوردی نسبت به آن |
| فيهِ خازِنٌ لِغَيْرِكَ. | خزانه دار دیگـری هستی . |
حکمت ۱۹۲ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ لِلْقُلُوبِ شَهْوَةً وَ اِقْبالاً وَ اِدْباراً، | و آن حضرت فرمود: دلها را میل و روی آوردن و پشت کردن است، |
| فَأْتُوها مِنْ قِبَلِ شَهْوَتِها وَ اِقْبالِها، فَاِنَّ الْقَلْبَ اِذا اُكْرِهَ | از راه میل و روی آوردن دلها به سوی دلها آیید، چرا که دل وقتی به کاری مجبور گردد |
| عَمِىَ. | کور شود. |
حکمت ۱۹۳ |
| - وَ كانَ عَلَيْهِ السَّلامُ يَقُولُ: - مَتى اَشْفى غَيْظى اِذا غَضِبْتُ؟ | و آن حضرت می فرمود: وقتی به خشم آمدم چه زمانی خشمم را فرونشانم، |
| اَحينَ اَعْجِزُ عَنِ الاِْنْتِقامِ فَيُقالُ لى: لَوْ صَبَرْتَ؟! اَمْ حينَ | آیا هنگامی که از انتقام ناتوانم و به من گفته شود: اگر صبر می کردی بهتر بود؟! یا وقتی که |
| اَقْدِرُ عَلَيْهِ فَيُقالُ لى: لَوْ عَفَوْتَ؟! | قدرت بر کیفر دارم و به من گفته شود: اگر می بخشیدی بهتر بود؟! |
حکمت ۱۹۴ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ وَ قَدْ مَرَّ بِقَذَر عَلى مَزْبَلَة: - هذا ما بَخِلَ بِهِ | و آن حضرت از کنار نجاستی در مزبله ای عبور کرد و فرمود: این چیزی است که بخیلان به آن |
| الْباخِلُونَ. | بخل ورزیدند. |
| - وَ فى خَبَر آخَرَ اَنَّهُ قالَ: - هذا ما كُنْتُمْ تَتَنافَسُونَ فيهِ بِالاَْمْسِ. | و در خبر دیگری است که فرمود: این چیزی است که دیروز در آن رغبت می نمودید. |
حکمت ۱۹۵ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لَمْ يَذْهَبْ مِنْ مالِكَ ما وَعَظَكَ. | و آن حضرت فرمود: از ثروتت آنچه تو را پند داد از دستت نرفته. |
حکمت ۱۹۶ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ هذِهِ القُلُوبَ تَمَلُّ كَما تَمَلُّ | و آن حضرت فرمود: دلها همچون بدنها خسته می شود، |
| الاَْبْدانُ، فَابْتَغُوا لَها طَرائِفَ الْحِكْمَةِ. | برای رفع ملالت دلها لطائف حکمت را بجویید (تکرار شماره : ۹۱) |
حکمت ۱۹۷ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لَمّا سَمِعَ قَوْلَ الْخَوارِج ِ «لا حُكْمَ اِلاّ لِلّهِ»: - | و آن حضرت فرمود: وقتی سخن خوارج را شنید: «لا حکم الاّ للّه»، فرمود: |
| كَلِمَةُ حَقٍّ يُرادُ بِها باطِلٌ. | سخن حقّی است که باطل به آن قصد شده. |
حکمت ۱۹۸ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ فى صِفَةِ الْغَوْغاءِ: - هُمُ الَّذينَ اِذَا اجْتَمَعُوا | و آن حضرت درباره اوباش فرمود: اینان کسانی هستند که چون گرد آیند |
| غَلَبُوا، وَ اِذا تَفَرَّقُوا لَمْ يُعْرَفُوا. - وَ قيلَ: بَلْ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - | پیروز شوند، و چون پراکنده گردند شناخته نشوند. گفته شده: امام فرمود: |
| هُمُ الَّذينَ اِذَا اجْتَمَعُوا ضَرُّوا، وَ اِذا تَفَرَّقُوا نَفَعُوا. | اینان کسانی هستند که چون گرد آیند زیان رسانند، و چون متفرق شوند منفعت دهند. |
| - فَقيلَ: قَدْ عَرَفْنا مَضَرَّةَ اجْتِماعِهِمْ، فَما مَنْفَعَةُ افْتِراقِهِمْ؟ فَقالَ: - | گفتند: زیان گرد آمدنشان را فهمیدیم، سود پراکندگی آنان چیست؟ فرمود: |
| يَرْجِعُ اَصْحابُ الْمِهَنِ اِلى مِهْنَتِهِمْ فَيَنْتَفِعُ النّاسُ بِهِمْ، | اهل کار به کار خود باز می گردند و مردم از آنان بهره مند می شوند، |
| كَرُجُوع ِ الْبَنّاءِ اِلى بِنائِهِ، وَالنَّسّاج ِ اِلى مَنْسَجِهِ، وَالْخَبّازِ | مانند بازگشت بنّا به ساختمان، و بافنده به محلّ بافت، و نانوا |
| اِلى مَخْبَزِهِ. | بـه نـانـوایــی . |
حکمت ۱۹۹ |
| - وَ قَدْ اُتِىَ بِجان وَ مَعَهُ غَوْغاءُ، فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:- لامَرْحَباًبِوُجُوه | جنایتکاری را به محضر امام آوردند که اوباش همراه او بودند، فرمود: خوش مباد صورتهایی |
| لاتُرى اِلاّ عِنْدَ كُـلِّ سَوْاَة. | که جز نزد هر کار زشتی دیده نمی شوند. |
حکمت ۲۰۰ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ مَعَ كُلِّ اِنْسان مَلَكَيْنِ يَحْفَظانِهِ، فَاِذا جاءَ | و آن حضرت فرمود: با هر انسانی دو فرشته است که او را حفاظت می کنند، و چون مقدّرات |
| الْقَدَرُ خَلَّيا بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ، وَ اِنَّ الاَْجَلَ جُنَّةٌ حَصينَةٌ. | الهی فرارسد او را با سرنوشتش وامی گذارند، همانا مدت حیات انسان محافظی است استوار. |