| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مِنْ اَشْرَفِ اَعْمالِ الْكَريمِ غَفْلَتُهُ عَمّا يَعْلَمُ. | و آن حضرت فرمود: از شریفترین کارهای کریم خود را به بی خبری زدن از چیزی است که می داند. |
حکمت ۲۲۲ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ كَساهُ الْحَياءُ ثَوْبَهُ لَمْ يَرَالنّاسُ عَيْبَهُ. | و آن حضرت فرمود: حیا جامه اش را بر هر کس بپوشاند مردم عیبش را نبینند. |
حکمت ۲۲۳ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - بِكَثْرَةِ الصَّمْتِ تَكُونُ الْهَيْبَةُ. وَ بِالنَّصَفَةِ | و آن حضرت فرمود: وقار به کثرت خاموشی است. پیوستگان با رعایت |
| يَكْثُرُ الْمُواصِلُونَ. وَبِالاِْفْضالِ تَعْظُمُ الاَْقْدارُ. وَ بِالتَّواضُع ِ | انصاف زیاد می شوند. منزلتها با بخشش عظیم می گردد. نعمت با |
| تَتِمُّ النِّعْمَةُ، وَ بِاحْتِمالِ الْمُؤَنِ يَجِبُ السُّؤْدَدُ. وَ بِالسّيرَةِ | فروتنی کامل می شود. با تحمل رنجها سروری ثابت می گردد. با روش |
| الْعادِلَةِ يُقْهَرُ الْمُناوِئُ. وَ بِالْحِلْمِ عَنِ السَّفيهِ تَكْثُرُ الاَْنْصارُ | عادلانه دشمن مغلوب می شود. با بردباری در برابر نادان، یاران انسان علیه او زیاد |
| عَلَيْهِ . | می گردد. |
حکمت ۲۲۴ |
| - وَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:- الْعَجَبُ لِغَفْلَةِ الْحُسّادِ عَنْ سَلامَةِ الاَْجْسادِ. | و آن حضرت فرمود: از غفلت حسودان از سلامت بدنهای خود درشگفتم. |
حکمت ۲۲۵ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الطّامِعُ فى وِثاقِ الذُّلِّ. | و آن حضرت فرمود: طمعکار دچارِ بند خواری است. |
حکمت ۲۲۶ |
| - وَ قَدْ سُئِلَ عَنِ الاْيمانِ فَقال عَلَيْهِ السَّلامُ: - الاْيمانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ، | حضرت را از ایمان پرسیدند، فرمود: ایمان شناخت به دل، |
| وَ اِقْرارٌ بِاللِّسانِ، وَعَمَلٌ بِالاَْرْكانِ. | اقرار به زبان، و عمل به اندامهاست. |
حکمت ۲۲۷ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ اَصْبَحَ عَلَى الدُّنْيا حَزيناً فَقَدْ اَصْبَحَ | و آن حضرت فرمود: آن که به خاطر دنیا غمناک شد بر قضاء |
| لِقَضاءِ اللّهِ ساخِطاً. وَ مَنْ اَصْبَحَ يَشْكُو مُصيبَةً نَزَلَتْ بِهِ | خداوند خشمگین شده. و هر کس از مصیبتی که به او رسیده شکایت کند از |
| فَاِنَّما يَشْكُو رَبَّهُ. وَ مَنْ اَتى غَنِيّاً فَتَواضَعَ لَهُ لِغِناهُ ذَهَبَ | پروردگارش شکایت کرده. و هر که ثروتمندی را به خاطر ثروتش فروتنی نماید دوسوم |
| ثُلُثا دينِهِ. وَ مَنْ قَرَاَ الْقُرْآنَ فَماتَ فَدَخَلَ النّارَ فَهُوَ مِمَّنْ | دینش از دست رفته. و هرکس قرآن را قرائت نموده و مرده و وارد آتش گشته از کسانی |
| كانَ يَتَّخِذُ آياتِ اللّهِ هُزُواً. وَ مَنْ لَهِجَ قَلْبُهُ بِحُبِّ الدُّنْيَا | است که آیات خدا را مسخره گرفته. و هرکس دلش به عشق دنیا شیفته شد دلش به |
| الْتاطَ قَلْبُهُ مِنْها بِثَلاث: هَمٍّ لايُغِبُّهُ، وَ حِرْص لايَتْرُكُهُ، | سه چیز دنیا خواهد چسبید: اندوهی که او را رها نکند، و حرصی که او را ترک ننماید، |
| وَ اَمَـل لا يُدْرِكُهُ. | و آرزویی که آن را درنیابد. |
حکمت ۲۲۸ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - كَفى بِالْقَناعَةِ مُلْكاً، وَ بِحُسْنِ الْخُلُقِ نَعيماً. | و آن حضرت فرمود: انسان را پادشاهی با گنج قناعت، و نعمت با حسن خلق کافی است. |
حکمت ۲۲۹ |
| - وَ سُئِلَ عَلَيْهِ السَّلامُ عَنْ قَوْلِهِ تَعالى: «فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً» فَقالَ: - | حضرت را از قول خداوند عزّوجلّ: «بنده شایسته را حیات پاکیزه دهیم» پرسیدند، فرمود: |
| هِـىَ الْقَناعَـةُ. | حیات پاکیزه قناعت است. |
حکمت ۲۳۰ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - شارِكُوا الَّذى قَدْ اَقْبَلَ عَلَيْهِ الرِّزْقُ، | و آن حضرت فرمود: با کسی که رزق به او روی کرده شریک شوید، |
| فَاِنَّهُ اَخْلَقُ لِلْغِنى، وَ اَجْدَرُ بِاِقْبالِ الْحَظِّ عَلَيْهِ. | چرا که این شرکت به حصول توانگری سزاوارتر، و به روی آوردن بهره شایسته تر است. |
حکمت ۲۳۱ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ فى قَوْلِهِ تَعالى: «اِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالاِْحْسانِ»: - | در معنای قول خداوند عزّوجلّ: «خداوند به عدل و احسان امر می کند» |
| الْعَدْلُ الاِْنْصافُ، وَ الاِْحْسانُ التَّفَضُّلُ. | فرمود: عدلْ انصاف، و احسانْ بخشش افزونتر است. |
حکمت ۲۳۲ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ يُعْطِ بِالْيَدِ الْقَصيرَةِ يُعْطَ بِالْيَدِ الطَّويلَةِ. | و آن حضرت فرمود: کسی که با دست کوتاه ببخشد، با دست بلند بخشیده می شود. |
| - اَقُولُ: وَ مَعْنى ذلِكَ اَنَّ ما يُنْفِقُهُ الْمَرْءُ مِنْ مالِهِ فى سَبيلِ الْخَيْرِ وَالْبِرِّ | مؤلف: توضیح این قطعه این است که انسان آنچه را از مال خود در راه خیر و نیکوکاری |
| وَ اِنْ كانَ يَسيراً فَاِنَّ اللّهَ تَعالى يَجْعَلُ الْجَزاءَ عَلَيْهِ عَظيماً كَثيراً. وَالْيَدانِ | انفاق می کنداگرچه اندک باشدخداوند جزایش را برآن اندک بزرگ وبسیار قرار می دهد. دودست |
| ههُنا عِبارَةٌ عَنِ النِّعْمَتَيْنِ، فَفَرَّقَ عَلَيْهِ السّلامُ بَيْنَ نِعْمَةِ الْعَبْدِ وَ نِعْمَةِ الرَّبِّ، | در این جا عبارت از دو نعمت است، ولی بین نعمت عبد و نعمت حق فرق گذاشته، |
| بِالْقَصيرَةِ وَالطَّويلَةِ، فَجَعَلَ تِلْكَ قَصيرَةً وَ هذِهِ طَويلَةً، لاَِنَّ نِعَمَ اللّهِ اَبَداً | نعمت عبد را کوتاه، و نعمت حق را بلند مطرح نموده، چرا که نعمت حق همیشه |
| تُضْعَفُ عَلى نِعَمِ الْمَخْلُوقِ اَضْعافاً كَثيرَةً، اِذْ كانَتْ نِعَمُ اللّهِ أصْلَ النِّعَمِ | چند برابر نعمت خلق است. و نعمتهای الهی ریشه تمام نعمتهاست، |
| كُلِّها، فَكُلُّ نِعْمَة اِلَيْها تَرْجِعُ، وَ مِنْها تُنْزَعُ.- | بنابراین همه نعمتها به نعمت های خداوند باز می گردد و از آنها پدید می آید. |
حکمت ۲۳۳ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لاِبْنِهِ الْحَسَنِ عَلَيْهِمَا السَّلامُ: - لاتَدْعُوَنَّ اِلى | و آن حضرت به فرزندش حسن علیه السّلام فرمود: کسی را به |
| مُبارَزَة، وَ اِنْ دُعيتَ اِلَيْها فَاَجِبْ، فَاِنَّ الدّاعِىَ اِلَيْها باغ ، | مبارزه مطلب، و اگر تو را به مبارزه خواستند قبول کن، چرا که خواهان مبارزه ستمکار است، |
| وَ الْباغِىَ مَصْـرُوعٌ. | و ستمکار افتاده بر خاک است. |
حکمت ۲۳۴ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - خِيارُ خِصالِ النِّساءِ شِرارُ خِصالِ | و آن حضرت فرمود: بهترین خصلت های زنان بدترین خصلت های مردان |
| الرِّجالِ: الزَّهْوُ وَالْجُبْنُ وَالْبُخْلُ. فَاِذا كانَتِ الْمَرْاَةُ مَزْهُوَّةً | است: کبر، بخل، ترس. هرگاه زن دارای کبر باشد جز در برابر شوهر سر فرود |
| لَمْ تُمَكِّنْ مِنْ نَفْسِها. وَ اِذا كانَتْ بَخيلَةً حَفِظَتْ مالَها وَ مالَ | نیاورد. و چون بخیل باشد مال خود و شوهرش را حفظ |
| بَعْلِها. وَ اِذا كانَتْ جَبانَةً فَرِقَتْ مِنْ كُلِّ شَىْء يَعْرِضُ لَها. | کند. و وقتی ترسو باشد از هرچه به او روی آرد دوری نماید. |
حکمت ۲۳۵ |
| - وَ قيلَ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: صِفْ لَنا الْعاقِلَ. فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - هُوَ الَّذى | به حضرت عرض شد: خردمند را برای ما وصف کن. فرمود: کسی است که |
| يَضَعُ الشَّىْءَ مَواضِعَهُ. - فَقيِلَ: فَصِفْ لَنَا الْجاهِلَ. فَقالَ: - | هر چیزی را در جای خود قرار می دهد. گفته شد: نادان را وصف کن. فرمود: |
| قَدْ فَعَلْتُ. | بیــان کــردم. |
| - يَعْنِى اَنَّ الْجاهِلَ هُوَ الَّذى لا يَضَعُ الشَّىْءَ مَواضِعَهُ، فَكَاَنَّ تَرْكَ صِفَتِهِ | یعنی: نادان کسی است که هر چیزی را در جای خود قرار ندهد. بنابراین ترک وصف نادان |
| صِفَةٌ لَهُ اِذْ كانَ بِخِلافِ وَصْفِ الْعاقِلِ.- | وصف نادان است، چرا که وصفش خلاف وصف خردمند است. |
حکمت ۲۳۶ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - وَاللّهِ لَدُنْياكُمْ هذِهِ اَهْوَنُ فى عَيْنى مِنْ | و آن حضرت فرمود: به خدا قسم دنیای شما در نظر من بی ارزش تر از استخوان بی گوشت |
| عُراقِ خِنْزير فى يَدِ مَجْذُوم. | خوکی است که در دست جذامی باشد. |
حکمت ۲۳۷ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ | و آن حضرت فرمود: گروهی خدا را از روی میل به ثواب عبادت کردند و این عبادت |
| التُّجّارِ. وَ اِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبيدِ. | تاجران است. و گروهی از ترس کیفر عبادت کردند و این عبادت بردگان است. |
| وَ اِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبادَةُ الاَْحْرارِ. | و گروهی به خاطر سـپاسگزاری عبـادت کردند و این عبادت آزادگان اسـت. |
حکمت ۲۳۸ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْمَرْاَةُ شَرٌّ كُلُّها، وَ شَرُّ ما فيها اَنَّهُ لابُدَّ | و آن حضرت فرمود: همه چیز زن شرّ است، و بدتر از آن اینکه از وجودش چاره ای |
| مِنْها. | نیست. (منظور زنانی هستند که تعهّد و وفا و حیا و صفا ندارند.) |
حکمت ۲۳۹ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ اَطاعَ التَّوانِىَ ضَيَّعَ الْحُقُوقَ، وَ مَنْ | و آن حضرت فرمود: هر کس در پی سستی باشد حقوق همگان را ضایع نماید، و هر که |
| اَطاعَ الْواشِىَ ضَيَّعَ الصَّديقَ. | سخن چین را اطاعت کند دوست خود را از دست بدهد. |
حکمت ۲۴۰ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْحَجَرُ الْغَصيبُ فِى الدّارِ رَهْنٌ عَلى | و آن حضرت فرمود: سنگ غصبی در بنای ساختمان مستلزم |
| خَــرابِـها . | خرابی آن است. |
| - وَ يُرْوى هذَا الْكَلامُ عَنِ النَّبِىِّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، وَلا عَجَبَ اَنْ | این سخن از رسول الهی صلّی اللّه علیه و آله هم روایت شده، و از اینکه شبیه هم است |
| يَشْتَبِهَ الْكَلامانِ، لاَِنَّ مُسْتَقاهُما مِنْ قَليب، وَ مَفْرَغَهُما مِنْ ذَنُوب.- | عجبی نیست، زیرا از یک چاه کشیده شده، و از یک دلو ریخته شده. |