قرآن کریمبه زبان فارسی

نهج البلاغه — حکمت‌های ۲۲۱ تا ۲۴۰

حکمت‌ها و سخنان کوتاه امیرالمؤمنین علی (ع)

حکمت ۲۲۱

متن عربیترجمه استاد حسین انصاریان
- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مِنْ اَشْرَفِ اَعْمالِ الْكَريمِ غَفْلَتُهُ عَمّا يَعْلَمُ.و آن حضرت فرمود: از شریفترین کارهای‌ کریم خود را به بی‌ خبری‌ زدن از چیزی‌ است که می‌ داند.

حکمت ۲۲۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ كَساهُ الْحَياءُ ثَوْبَهُ لَمْ يَرَالنّاسُ عَيْبَهُ.و آن حضرت فرمود: حیا جامه اش را بر هر کس بپوشاند مردم عیبش را نبینند.

حکمت ۲۲۳

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - بِكَثْرَةِ الصَّمْتِ تَكُونُ الْهَيْبَةُ. وَ بِالنَّصَفَةِو آن حضرت فرمود: وقار به کثرت خاموشی‌ است. پیوستگان با رعایت
يَكْثُرُ الْمُواصِلُونَ. وَبِالاِْفْضالِ تَعْظُمُ الاَْقْدارُ. وَ بِالتَّواضُع ِانصاف زیاد می‌ شوند. منزلتها با بخشش عظیم می‌ گردد. نعمت با
تَتِمُّ النِّعْمَةُ، وَ بِاحْتِمالِ الْمُؤَنِ يَجِبُ السُّؤْدَدُ. وَ بِالسّيرَةِفروتنی‌ کامل می‌ شود. با تحمل رنجها سروری‌ ثابت می‌ گردد. با روش
الْعادِلَةِ يُقْهَرُ الْمُناوِئُ. وَ بِالْحِلْمِ عَنِ السَّفيهِ تَكْثُرُ الاَْنْصارُعادلانه دشمن مغلوب می‌ شود. با بردباری‌ در برابر نادان، یاران انسان علیه او زیاد
عَلَيْهِ .می‌ گردد.

حکمت ۲۲۴

- وَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:- الْعَجَبُ لِغَفْلَةِ الْحُسّادِ عَنْ سَلامَةِ الاَْجْسادِ.و آن حضرت فرمود: از غفلت حسودان از سلامت بدنهای‌ خود درشگفتم.

حکمت ۲۲۵

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الطّامِعُ فى وِثاقِ الذُّلِّ.و آن حضرت فرمود: طمعکار دچارِ بند خواری‌ است.

حکمت ۲۲۶

- وَ قَدْ سُئِلَ عَنِ الاْيمانِ فَقال عَلَيْهِ السَّلامُ: - الاْيمانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ،حضرت را از ایمان پرسیدند، فرمود: ایمان شناخت به دل،
وَ اِقْرارٌ بِاللِّسانِ، وَعَمَلٌ بِالاَْرْكانِ.اقرار به زبان، و عمل به اندامهاست.

حکمت ۲۲۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ اَصْبَحَ عَلَى الدُّنْيا حَزيناً فَقَدْ اَصْبَحَو آن حضرت فرمود: آن که به خاطر دنیا غمناک شد بر قضاء
لِقَضاءِ اللّهِ ساخِطاً. وَ مَنْ اَصْبَحَ يَشْكُو مُصيبَةً نَزَلَتْ بِهِخداوند خشمگین شده. و هر کس از مصیبتی‌ که به او رسیده شکایت کند از
فَاِنَّما يَشْكُو رَبَّهُ. وَ مَنْ اَتى غَنِيّاً فَتَواضَعَ لَهُ لِغِناهُ ذَهَبَپروردگارش شکایت کرده. و هر که ثروتمندی‌ را به خاطر ثروتش فروتنی‌ نماید دوسوم
ثُلُثا دينِهِ. وَ مَنْ قَرَاَ الْقُرْآنَ فَماتَ فَدَخَلَ النّارَ فَهُوَ مِمَّنْدینش از دست رفته. و هرکس قرآن را قرائت نموده و مرده و وارد آتش گشته از کسانی‌
كانَ يَتَّخِذُ آياتِ اللّهِ هُزُواً. وَ مَنْ لَهِجَ قَلْبُهُ بِحُبِّ الدُّنْيَااست که آیات خدا را مسخره گرفته. و هرکس دلش به عشق دنیا شیفته شد دلش به
الْتاطَ قَلْبُهُ مِنْها بِثَلاث: هَمٍّ لايُغِبُّهُ، وَ حِرْص لايَتْرُكُهُ،سه چیز دنیا خواهد چسبید: اندوهی‌ که او را رها نکند، و حرصی‌ که او را ترک ننماید،
وَ اَمَـل لا يُدْرِكُهُ.و آرزویی‌ که آن را درنیابد.

حکمت ۲۲۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - كَفى بِالْقَناعَةِ مُلْكاً، وَ بِحُسْنِ الْخُلُقِ نَعيماً.و آن حضرت فرمود: انسان را پادشاهی‌ با گنج قناعت، و نعمت با حسن خلق کافی‌ است.

حکمت ۲۲۹

- وَ سُئِلَ عَلَيْهِ السَّلامُ عَنْ قَوْلِهِ تَعالى: «فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً» فَقالَ: -حضرت را از قول خداوند عزّوجلّ: «بنده شایسته را حیات پاکیزه دهیم» پرسیدند، فرمود:
هِـىَ الْقَناعَـةُ.حیات پاکیزه قناعت است.

حکمت ۲۳۰

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - شارِكُوا الَّذى قَدْ اَقْبَلَ عَلَيْهِ الرِّزْقُ،و آن حضرت فرمود: با کسی‌ که رزق به او روی‌ کرده شریک شوید،
فَاِنَّهُ اَخْلَقُ لِلْغِنى، وَ اَجْدَرُ بِاِقْبالِ الْحَظِّ عَلَيْهِ.چرا که این شرکت به حصول توانگری‌ سزاوارتر، و به روی‌ آوردن بهره شایسته تر است.

حکمت ۲۳۱

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ فى قَوْلِهِ تَعالى: «اِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالاِْحْسانِ»: -در معنای‌ قول خداوند عزّوجلّ: «خداوند به عدل و احسان امر می‌ کند»
الْعَدْلُ الاِْنْصافُ، وَ الاِْحْسانُ التَّفَضُّلُ.فرمود: عدلْ انصاف، و احسانْ بخشش افزونتر است.

حکمت ۲۳۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ يُعْطِ بِالْيَدِ الْقَصيرَةِ يُعْطَ بِالْيَدِ الطَّويلَةِ.و آن حضرت فرمود: کسی‌ که با دست کوتاه ببخشد، با دست بلند بخشیده می‌ شود.
- اَقُولُ: وَ مَعْنى ذلِكَ اَنَّ ما يُنْفِقُهُ الْمَرْءُ مِنْ مالِهِ فى سَبيلِ الْخَيْرِ وَالْبِرِّمؤلف: توضیح این قطعه این است که انسان آنچه را از مال خود در راه خیر و نیکوکاری‌
وَ اِنْ كانَ يَسيراً فَاِنَّ اللّهَ تَعالى يَجْعَلُ الْجَزاءَ عَلَيْهِ عَظيماً كَثيراً. وَالْيَدانِانفاق می‌ کنداگرچه اندک باشدخداوند جزایش را برآن اندک بزرگ وبسیار قرار می‌ دهد. دودست
ههُنا عِبارَةٌ عَنِ النِّعْمَتَيْنِ، فَفَرَّقَ عَلَيْهِ السّلامُ بَيْنَ نِعْمَةِ الْعَبْدِ وَ نِعْمَةِ الرَّبِّ،در این جا عبارت از دو نعمت است، ولی‌ بین نعمت عبد و نعمت حق فرق گذاشته،
بِالْقَصيرَةِ وَالطَّويلَةِ، فَجَعَلَ تِلْكَ قَصيرَةً وَ هذِهِ طَويلَةً، لاَِنَّ نِعَمَ اللّهِ اَبَداًنعمت عبد را کوتاه، و نعمت حق را بلند مطرح نموده، چرا که نعمت حق همیشه
تُضْعَفُ عَلى نِعَمِ الْمَخْلُوقِ اَضْعافاً كَثيرَةً، اِذْ كانَتْ نِعَمُ اللّهِ أصْلَ النِّعَمِچند برابر نعمت خلق است. و نعمتهای‌ الهی‌ ریشه تمام نعمتهاست،
كُلِّها، فَكُلُّ نِعْمَة اِلَيْها تَرْجِعُ، وَ مِنْها تُنْزَعُ.-بنابراین همه نعمتها به نعمت های‌ خداوند باز می‌ گردد و از آنها پدید می‌ آید.

حکمت ۲۳۳

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لاِبْنِهِ الْحَسَنِ عَلَيْهِمَا السَّلامُ: - لاتَدْعُوَنَّ اِلىو آن حضرت به فرزندش حسن علیه السّلام فرمود: کسی‌ را به
مُبارَزَة، وَ اِنْ دُعيتَ اِلَيْها فَاَجِبْ، فَاِنَّ الدّاعِىَ اِلَيْها باغ ،مبارزه مطلب، و اگر تو را به مبارزه خواستند قبول کن، چرا که خواهان مبارزه ستمکار است،
وَ الْباغِىَ مَصْـرُوعٌ.و ستمکار افتاده بر خاک است.

حکمت ۲۳۴

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - خِيارُ خِصالِ النِّساءِ شِرارُ خِصالِو آن حضرت فرمود: بهترین خصلت های‌ زنان بدترین خصلت های‌ مردان
الرِّجالِ: الزَّهْوُ وَالْجُبْنُ وَالْبُخْلُ. فَاِذا كانَتِ الْمَرْاَةُ مَزْهُوَّةًاست: کبر، بخل، ترس. هرگاه زن دارای‌ کبر باشد جز در برابر شوهر سر فرود
لَمْ تُمَكِّنْ مِنْ نَفْسِها. وَ اِذا كانَتْ بَخيلَةً حَفِظَتْ مالَها وَ مالَنیاورد. و چون بخیل باشد مال خود و شوهرش را حفظ
بَعْلِها. وَ اِذا كانَتْ جَبانَةً فَرِقَتْ مِنْ كُلِّ شَىْء يَعْرِضُ لَها.کند. و وقتی‌ ترسو باشد از هرچه به او روی‌ آرد دوری‌ نماید.

حکمت ۲۳۵

- وَ قيلَ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: صِفْ لَنا الْعاقِلَ. فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - هُوَ الَّذىبه حضرت عرض شد: خردمند را برای‌ ما وصف کن. فرمود: کسی‌ است که
يَضَعُ الشَّىْءَ مَواضِعَهُ. - فَقيِلَ: فَصِفْ لَنَا الْجاهِلَ. فَقالَ: -هر چیزی‌ را در جای‌ خود قرار می‌ دهد. گفته شد: نادان را وصف کن. فرمود:
قَدْ فَعَلْتُ.بیــان کــردم.
- يَعْنِى اَنَّ الْجاهِلَ هُوَ الَّذى لا يَضَعُ الشَّىْءَ مَواضِعَهُ، فَكَاَنَّ تَرْكَ صِفَتِهِیعنی‌: نادان کسی‌ است که هر چیزی‌ را در جای‌ خود قرار ندهد. بنابراین ترک وصف نادان
صِفَةٌ لَهُ اِذْ كانَ بِخِلافِ وَصْفِ الْعاقِلِ.-وصف نادان است، چرا که وصفش خلاف وصف خردمند است.

حکمت ۲۳۶

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - وَاللّهِ لَدُنْياكُمْ هذِهِ اَهْوَنُ فى عَيْنى مِنْو آن حضرت فرمود: به خدا قسم دنیای‌ شما در نظر من بی‌ ارزش تر از استخوان بی‌ گوشت
عُراقِ خِنْزير فى يَدِ مَجْذُوم.خوکی‌ است که در دست جذامی‌ باشد.

حکمت ۲۳۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُو آن حضرت فرمود: گروهی‌ خدا را از روی‌ میل به ثواب عبادت کردند و این عبادت
التُّجّارِ. وَ اِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبيدِ.تاجران است. و گروهی‌ از ترس کیفر عبادت کردند و این عبادت بردگان است.
وَ اِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبادَةُ الاَْحْرارِ.و گروهی‌ به خاطر سـپاسگزاری‌ عبـادت کردند و این عبادت آزادگان اسـت.

حکمت ۲۳۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْمَرْاَةُ شَرٌّ كُلُّها، وَ شَرُّ ما فيها اَنَّهُ لابُدَّو آن حضرت فرمود: همه چیز زن شرّ است، و بدتر از آن اینکه از وجودش چاره ای‌
مِنْها.نیست. (منظور زنانی‌ هستند که تعهّد و وفا و حیا و صفا ندارند.)

حکمت ۲۳۹

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ اَطاعَ التَّوانِىَ ضَيَّعَ الْحُقُوقَ، وَ مَنْو آن حضرت فرمود: هر کس در پی‌ سستی‌ باشد حقوق همگان را ضایع نماید، و هر که
اَطاعَ الْواشِىَ ضَيَّعَ الصَّديقَ.سخن چین را اطاعت کند دوست خود را از دست بدهد.

حکمت ۲۴۰

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْحَجَرُ الْغَصيبُ فِى الدّارِ رَهْنٌ عَلىو آن حضرت فرمود: سنگ غصبی‌ در بنای‌ ساختمان مستلزم
خَــرابِـها .خرابی‌ آن است.
- وَ يُرْوى هذَا الْكَلامُ عَنِ النَّبِىِّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، وَلا عَجَبَ اَنْاین سخن از رسول الهی‌ صلّی‌ اللّه علیه و آله هم روایت شده، و از اینکه شبیه هم است
يَشْتَبِهَ الْكَلامانِ، لاَِنَّ مُسْتَقاهُما مِنْ قَليب، وَ مَفْرَغَهُما مِنْ ذَنُوب.-عجبی‌ نیست، زیرا از یک چاه کشیده شده، و از یک دلو ریخته شده.