قرآن کریمبه زبان فارسی

نهج البلاغه — حکمت‌های ۲۶۱ تا ۲۸۰

حکمت‌ها و سخنان کوتاه امیرالمؤمنین علی (ع)

حکمت ۲۶۱

متن عربیترجمه استاد حسین انصاریان
- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ، لَمّا بَلَغَهُ اِغارَةُ اَصْحابِ مُعاوِيَةَ عَلَى الاَْنْبارِ،و آن حضرت زمانی‌ که شنید یاران معاویه به غارت شهر انبار برخاسته اند،
فَخَرَجَ بِنَفْسِهِ ماشِياً حَتّى اَتَى النُّخَيْلَةَ، فَاَدْرَكَهُ النّاسُ وَ قالُوا:تنها و پیاده از کوفه بیرون آمد تا به نُخَیله رسید، مردم در آنجا به او پیوستند و گفتند:
يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ، نَحْنُ نَكْفيكَهُمْ، فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:-یا امیرالمؤمنین ما شرّ دشمن را از تو کفایت می‌ کنیم، فرمود:
وَ اللّهِ ما تَكْفُونَنى اَنْفُسَكُمْ، فَكَيْفَ تَكْفُونَنى غَيْرَكُمْ؟!به خدا قسم شما شرّ خود را از من کفایت نمی‌ کنید، چگونه شرّ غیر خود را از من کفایت می‌ کنید؟!
اِنْ كانَتِ الرَّعايا قَبْلى لَتَشْكُو حَيْفَ رُعاتِها، فَاِنِّى الْيَوْمَهمانا رعایای‌ قبل از من از ستم حاکمان شکایت می‌ کردند، و امروز من از
لاََشْكُو حَيْفَ رَعِيَّتى، كاَنَّنِى الْمَقُودُ وَ هُمُ الْقادَةُ،ستم رعیّت خود شاکی‌ هستم. گویی‌ من تابعم و رعیّتم پیشوا،
اَوِ الْمَوْزُوعُ وَ هُمُ الْوَزَعَةُ!یا من محکومم و آنـان حاکـم!
- فَلمّا قالَ عَلَيْهِ السّلامُ هذَا الْقَوْلَ فى كَلام طَويل قَدْ ذَكَرْنا مُخْتارَهُهنگامی‌ که امام این گفتار را در سخنی‌ طولانی‌ که گزیده ای‌ از آن را در قسمتی‌
فى جُمْلَةِ الْخُطَبِ، تَقَدَّمَ اِلَيْهِ رَجُلانِ مِنْ اَصْحابِهِ فَقالَ اَحَدُهُما:از خطبه ها ذکر کردیم فرمود، دو نفر از یارانش نزد او آمدند، یکی‌ از آنان گفت:
اِنّى لا اَمْلِكُ اِلاّ نَفْسى وَ اَخى، فَمُرْنا بِاَمْرِكَ يا اَميرَالْمُؤْمِنينَ،من جز اختیار غیر خود و برادرم را ندارم، ای‌ امیرالمؤمنین
نَنْفُذْ لَهُ. فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:-فرمان ده تا فرمان برم. حضرت فرمود:
وَ اَيْنَ تَقَعانِ مِمّا اُريدُ؟!شما دو نفر کجا و آنچه من می‌ خواهم؟!
- وَ قيلَ: اِنَّ الْحارِثَ بْنَ حَوْط اَتاهُ فَقالَ: اَتُرانى اَظُنُّ اَصْحابَ الْجَمَلِگفته اند: حارث بن حَوط خدمت حضرت آمد و گفت: تصور می‌ کنی‌ من گمان
كانُوا عَلى ضَلالَة؟ فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:-می‌ کنم اصحاب جمل گمراه بودند؟ فرمود:
يا حارِثُ، اِنَّكَ نَظَرْتَ تَحْتَكَ وَ لَمْ تَنْظُرْ فَوْقَكَ فَحِرْتَ!ای‌ حارث، تو صورت ظاهر را دیدی‌ نه عمق باطن را، به این خاطر سرگردان شدی‌!
اِنَّكَ لَمْ تَعْرِفِ الْحَقَّ فَتَعْرِفَ اَهْلَهُ، وَ لَمْ تَعْرِفِ الْباطِلَحق را نشناختی‌ تا اهلش را بشناسی‌، و باطل را نشناختی‌ تا روی‌ آورنده
فَتَعْرِفَ مَنْ اَتاهُ.بـه آن را بشـناسـی‌ .
- فَقالَ الْحارِثُ: فَاِنّى اَعْتَزِلُ مَعَ سَعْدِ بْنِ مالِك وَ عَبْدِاللّهِ ابْنِ عُمَرَ،حارث گفت: من با سعد بن مالک و عبداللّه بن عمر کنار می‌ روم
فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:-آن حضـرت فـرمـود:
اِنَّ سَعْداً وَ عَبْدَاللّهِ بْنَ عُمَرَ لَمْ يَنْصُرا الْحَقَّ، وَ لَمْ يَخْذُلاَسعد و عبداللّه بن عمر نه حق را یاری‌ دادند، و نه دست از یاری‌ باطل
الْباطِلَ.بـرداشتنـد.

حکمت ۲۶۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:- صاحِبُ السُّلْطانِ كَراكِبِ الاَْسَدِ،و آن حضرت فرمود: ندیم شاه چون شیر سوار است،
يُغْبَطُ بِمَوْقِعِهِ وَ هُوَ اَعْلَمُ بِمَوْضِعِهِ.مقامش را حسرت خورند و او به موقعیّت خطرناک خود آگاه تر است.

حکمت ۲۶۳

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اَحْسِنُوا فى عَقِبِ غَيْرِكُمْ، تُحْفَظُواو آن حضرت فرمود: به بازماندگان مردم احسان کنید، تا پاس بازماندگان
فى عَقِبِكُمْ.شـما را بـدارند.

حکمت ۲۶۴

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ كَلامَ الْحُكَماءِ اِذا كانَ صَواباً كانَ دَواءً،و آن حضرت فرمود: سخن حکیمان اگر درست باشد دوا،
وَ اِذا كانَ خَطَأً كانَ داءً.و اگـر خطـا باشـد درد اسـت.

حکمت ۲۶۵

- وَ سَاَلَهُ رَجُلٌ اَنْ يُعَرِّفَهُ مَا الاْيمانُ. فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِذا كانَ الْغَدُمردی‌ از حضرت خواست که ایمان را به او بشناساند. آن حضرت فرمود: فردا
فَأْتِنى حَتّى اُخْبِرَكَ عَلى اَسْماع ِ النّاسِ، فَاِنْ نَسيتَبیا تا در برابر مردم بگویم، تا اگر گفته ام را از یاد بردی‌
مَقالَتى حَفِظَها عَلَيْكَ غَيْرُكَ، فَاِنَّ الْكَلامَ كَالشّارِدَةِ، يَنْقُفُهادیگری‌ حفظ کند، چه اینکه سخن مانند شکار رمنده است، یکی‌ آن را
هـذا، وَ يُخْطِئُها هذا.می‌ رباید، و دیگری‌ از دست می‌ دهد.
- وَ قَدْ ذَكَرْنا ما اَجابَهُ بِهِ فيما تَقَدَّمَ مِنْ هذَا الْبابِ، وَ هُوَ قَوْلُهُ:پاسخ امام را در گذشته از همین حکمت ها در سایه گفتار حضرت:
الاْيْمانُ عَلى اَرْبَع ِ شُعَب.-ایمان را چهار شعبه است نقل کردیم.

حکمت ۲۶۶

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - يا بْنَ آدَمَ لا تَحْمِلْ هَمَّ يَوْمِكَ الَّذىو آن حضرت فرمود: فرزند آدم! غم روزی‌ را که نیامده بر
لَمْ يَأْتِكَ عَلى يَوْمِكَ الَّذى قَدْ اَتاكَ، فَاِنَّهُ اِنْ يَكُ مِنْ عُمُرِكَروزی‌ که در آن هستی‌ بار مکن، اگر روز نیامده از عمرت باشد
يَأْتِ اللّهُ فيهِ بِرِزْقِكَ.خداوند روزیت را می‌ رساند.

حکمت ۲۶۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اَحْبِبْ حَبيبَكَ هَوْناًمّا، عَسى اَنْو آن حضرت فرمود: دوستت را به اندازه دوست دار شاید
يَكُونَ بَغيضَكَ يَوْماًمّا، وَ اَبْغِضْ بَغيضَكَ هَوْناً مّا،عَسى اَنْروزی‌ دشمنت شود، و دشمنت را به اندازه دشمن دار شاید
يَكُونَ حَبيبَكَ يَوْماًمّا.روزی‌ دوسـتـت گــردد .

حکمت ۲۶۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - النّاسُ فِى الدُّنْيا عامِلانِ: عامِلٌ عَمِلَو آن حضرت فرمود: مردم در دنیا از جهت عمل دو عاملند: عاملی‌ که
فِى الدُّنْيا لِلدُّنْيا، قَدْ شَغَلَتْهُ دُنْياهُ عَنْ آخِرَتِهِ، يَخْشى عَلىدر دنیا برای‌ دنیا کار کند، که او را دنیایش از آخرتش بازدارد، او بر تهیدستی‌
مَنْ يَخْلُفُهُ الْفَقْرَ وَ يَأْمَنُهُ عَلى نَفْسِهِ، فَيُفْنى عُمُرَهُ فى مَنْفَعَةِبازماندگانش می‌ ترسد و بر تنگدستی‌ خود ایمن است، از این رو عمرش را برای‌ سود دیگران
غَيْرِهِ. وَ عامِلٌ عَمِلَ فِى الدُّنْيا لِما بَعْدَها، فَجاءَهُ الَّذى لَهُاز دست می‌ دهد. و عاملی‌ که در دنیا برای‌ بعد از دنیا عمل می‌ کند، و بی‌ آنکه خود را به زحمت
مِنَ الدُّنْيا بِغَيْرِ عَمَل، فَاَحْرَزَ الْحَظَّيْنِ مَعاً، وَ مَلَكَ الدَّارَيْنِاندازد بهره او از دنیا به او می‌ رسد، بنابراین هر دو نصیب را به دست آورده، و هر دو دنیا را
جَميعاً، فَاَصْبَحَ وَجيهاً عِنْدَ اللّهِ لا يَسْاَلُ اللّهَ حاجَةًمالک شده، و نزد خداوند آبرومند گشته، حاجتی‌ را از خدا نخواهد
فَيَمْـنَعَـهُ.که روا نگردد .

حکمت ۲۶۹

- وَ رُوِىَ اَنَّهُ ذُكِرَ عِنْدَ عُمَرَبْنِ الْخَطّابِ فى اَيّامِهِ حَلْىُ الْكَعْبَةِ وَ كَثْرَتُهُ،گفته اند: در زمان حکومت عمر بن خطاب از زینت کعبه و فراوانی‌ آن سخن به میان آمد،
فَقالَ قَوْمٌ: لَوْ اَخَذْتَهُ فَجَهَّزْتَ بِهِ جُيُوشَ الْمُسْلِمينَ كانَ اَعْظَمَ لِلاَْجْرِ،گروهی‌ پیشنهاد کردند اگر آن را بفروشی‌ و ارتش مسلمانان را تجهیز کنی‌ ثوابش بیشتر است،
وَ ما تَصْنَعُ الْكَعْبَةُ بِالْحَلْىِ؟! فَهَمَّ عُمَرُ بِذلِكَ، وَ سَاَلَ عَنْهُکعبه را به زینت چکار؟ عمر به این مسأله تصمیم گرفت، و از
اَميرَالْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِ السَّلامُ فَقالَ: -امیرالمؤمنین علیه السّلام پرسید، حضرت فرمود:
اِنَّ القُرْآنَ اُنْزِلَ عَلَى النَّبِىِّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ الاَْمْوالُقرآن بر پیامبر صلّی‌ اللّه علیه وآله نازل شد و اموال
اَرْبَعَةٌ: اَمْوالُ الْمُسْلِمينَ فَقَسَّمَها بَيْنَ الْوَرَثَةِ فِىچهار نوع بود: اموال مسلمانان که آن را میان ارث بران بر اساس قرآن
الْفَرائِضِ. وَالْفَىْءُ فَقَسَّمَهُ عَلى مُسْتَحِقّيهِ. وَالْخُمُسُتقسیم کرد. و غنیمت جنگی‌ که آن را بر مستحقان قسمت فرمود. و خمس که
فَوَضَعَهُ اللّهُ حَيْثُ وَضَعَهُ. وَالصَّدَقاتُ فَجَعَلَهَا اللّهُ حَيْثُخداوند آن را در جایی‌ که باید قرار داد. و صدقات که خداوند آن را در مصرفهای‌ معیّنش
جَعَلَها. وَ كانَ حَلْىُ الْكَعْبَةِ فيها يَوْمَئِذ، فَتَرَكَهُ اللّهُ عَلىمقرر فرمود. در آن روز کعبه را زیور و زینت بود، و خداوند آن را به صورتی‌ که بود
حالِهِ، وَ لَمْ يَتْرُكْهُ نِسْياناً، وَ لَمْ يَخْفَ عَلَيْهِ مَكاناً، فَاَقِرَّهُگذاشت، البته از روی‌ فراموشی‌ رها نکرد، و جایش بر خدا پنهان نبود،
حَيْـثُ اَقَـرَّهُ اللّـهُ وَ رَسُـولُـهُ.تو هم آن را همان جا که رسول خدا قرار داده اند بر جای‌ خود بگذار.
- فَقالَ لَهُ عُمَرُ: لَوْلاكَ لاَفْتَضَحْنا. وَ تَرَكَ الْحَلْىَ بِحالِهِ.-عمر گفت: اگر تو نبودی‌ ما رسوا می‌ شدیم. و زینت کعبه را به حال خود گذاشت.

حکمت ۲۷۰

- وَ رَوِىَ اَنَّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ رُفِعَ اِلَيْهِ رَجُلانِ سَرَقا مِنْ مالِ اللّهِ:روایت شده: دو مرد را به حضورش آوردند که از بیت المال دزدی‌ کرده بودند:
اَحَدُهُما عَبْدٌ مِنْ مالِ اللّهِ، وَ الاْخَرُ مِنْ عُرُوضِ النّاسِ. فَقالَ: -یکی‌ از آن دو نفر بنده ای‌ بود از بیت المال، و آن دیگری‌ غلام مردم. فرمود:
اَمّا هذا فَهُوَ مِنْ مالِ اللّهِ وَلا حَدَّ عَلَيْهِ، مالُ اللّهِ اَكَلَ بَعْضُهُاین عبد از بیت المال است و او را حدّی‌ نیست، مال خداوند برخی‌ از آن برخی‌ دیگر را
بَعْضاً. وَ اَمَّا الاْخَرُ فَعَليْهِ الْحَدُّ. فَقَطَعَ يَدَهُ.خـورده. و امّا غلام را حدّ الهی‌ مقرر است. پس دست او را بریـد.

حکمت ۲۷۱

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لَوْ قَدِ اسْتَوَتْ قَدَماىَ مِنْ هذِهِو آن حضرت فرمود: اگر قدمهایم در این لغزشگاهها استوار بماند،
الْمَداحِضِ لَغَيَّرْتُ اَشْياءَ.چیزهـایی‌ را تغییر خواهـم داد.

حکمت ۲۷۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِعْلَمُوا عِلْماً يَقيناً اَنَّ اللّهَ لَمْ يَجْعَلْ لِلْعَبْدِو آن حضرت فرمود: به علم یقینی‌ بدانید که خداوند برای‌ بنده اش
ـ وَ اِنْ عَظُمَتْ حيلَتُهُ، وَ اشْتَدَّتْ طِلْبَتُهُ، وَ قَوِيَتْ مَكيدَتُهُ ـهر چند چاره جویی‌ اش عظیم و جستجوگریش سخت، و نقشه اش نیرومند باشد
اَكْثَرَ مِمّا سُمِّىَ لَهُ فِى الذِّكْرِ الْحَكيمِ، وَ لَمْ يَحُلْ بَيْنَ الْعَبْدِبیش از آنچه در کتاب حکیمش برای‌ او مقرّر شده به او نرساند، و بنده ناتوان و کم تدبیر
فى ضَعْفِهِ وَ قِلَّةِ حيلَتِهِ وَ بَيْنَ اَنْ يَبْلُغَ ما سُمِّىَ لَهُ فِى الذِّكْرِرا نیز از رسیدن به آنچه که در کتاب حکیمش برای‌ او مقرر شده
الْحَكيمِ. وَ الْعارِفُ لِهذا الْعامِلُ بِهِ اَعْظَمُ النّاسِ راحَةًمانع نگردد. کسی‌ که به این واقعیت آشناست و بر اساس آن حرکت می‌ کند آسایش و سودش از
فى مَنْفَعَة. وَ التّارِكُ لَهُ الشّاكُّ فيهِ اَعْظَمُهمه مردم برتر است. و آن که این حقیقت را از نظر دور داشته و در آن دچار تردید است
النّاسِ شُغُلاً فى مَضَرَّة.گرفتاری‌ و زیانش از همه مردم بیشتر است.
وَ رُبَّ مُنْعَم عَلَيْهِ مُسْتَدْرَجٌ بِالنُّعْمى، وَ رُبَّ مُبْتَلًىبسا کسی‌ که مشمول نعمت حق است ولی‌ به سبب آن به کیفر حق نزدیک می‌ گردد، و بسا مبتلایی‌
مَصْنُوعٌ لَهُ بِالْبَلْوى. فَزِدْ اَيُّهَا الْمُسْتَمِعُ فى شُكْرِكَ، وَ قَصِّرْکه ابتلایش موجب احسان به اوست. ای‌ شنونده به شکرگزاریت بیفزا، و شتابت
مِنْ عَجَلَتِكَ، وَ قِفْ عِنْدَ مُنْتَهى رِزْقِكَ.را کـم کـن، و نـزد منتهـای‌ روزیـت توقّـف کـن.

حکمت ۲۷۳

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لاتَجْعَلُوا عِلْمَكُمْ جَهْلاً، وَ يَقينَكُمْ شَكّاً.و آن حضرت فرمود: دانش خود را جهل، و یقینتان را تردید قرار ندهید.
اِذا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا، وَ اِذا تَيَقَّنْتُمْ فَاَقْدِمُوا.زمانی‌ که دانستید عمـل کنید، و هرگاه یقین کردید اقـدام نمایید.

حکمت ۲۷۴

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ الطَّمَعَ مُورِدٌ غَيْرُ مُصْدِر،و آن حضرت فرمود: طمع واردکنندای‌ به هلاکت است که بازنمی‌ گرداند،
وَ ضامِنٌ غَيْرُ وَفِىٍّ. وَ رُبَّما شَرِقَ شارِبُ الْماءِ قَبْلَ رِيِّهِ.و ضامنی‌ است که وفا نمی‌ کند. بسا نوشنده آب که پیش از سیراب شدن گلوگیرش گردد.
وَ كُلَّما عَظُمَ قَدْرُ الشَّىْءِ الْمُتَنافَسِ فيهِ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُبه هراندازه ارزش چیزی‌ که برای‌ به دست آوردنش رغبت می‌ کنندبزرگ باشدمصیبت از
لِفَقْدِهِ. وَ الاَْمانِىُّ تُعْمى اَعْيُنَ الْبَصائِرِ، وَالْحَظُّ يَأْتىدست رفتنش بزرگ است. آرزوها دیده بصیرت را کور می‌ کند، و نصیب به جانب کسی‌ می‌ آید
مَـنْ لايَـأْتـيـهِ.که به سوی‌ نصیب نمی‌ رود.

حکمت ۲۷۵

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اللّهُمَّ، اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ اَنْ تَحْسُنَو آن حضرت فرمود: خداوندا، به تو پناه می‌ برم از اینکه ظاهرم
فى لامِعَةِ الْعُيُونِ عَلانِيَتى، وَ تَقْبُحَ فيما اُبْطِنُ لَكَدر دیده مردم نیکو جلوه کند، و درونم در آنچه از تو پنهان می‌ کنم
سَريرَتى، مُحافِظاً عَلى رِئاءِ النّاسِ مِنْ نَفْسى بِجَميع ِزشت نماید، خود را از همه آنچه بر من آگاهی‌
ما اَنْتَ مُطَّلِعٌ عَلَيْهِ مِنّى، فَاُبْدِىَ لِلنّاسِ حُسْنَ ظاهِرى،در برابر دید مردم حفظ کنم، پس ظاهر آراسته ام را برای‌ مردم آشکار نموده،
وَ اُفْضِىَ اِلَيْكَ بِسُوءِ عَمَلى، تَقَرُّباً اِلى عِبادِكَ، وَ تَباعُداً مِنْو زشتی‌ کردارم را به سوی‌ تو آورم، تا خود را به مردم نزدیک، و از خشنودی‌ تو
مَرْضاتِكَ.دور ســازم .

حکمت ۲۷۶

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لا وَالَّذى اَمْسَيْنا مِنْهُ فى غُبْرِ لَيْلَة دَهْماءَ،و آن حضرت فرمود: نه، به خداوندی‌ که از سوی‌ او شب کردیم در بقایای‌ شب تار،
تَكْشِرُ عَنْ يَوْم اَغَرَّ، ما كانَ كَذا وَ كَذا.شبی‌ که لبخندش روز روشنی‌ را مژده می‌ دهد، چنین و چنان نبوده.

حکمت ۲۷۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - قَليلٌ تَدُومُ عَلَيْهِ اَرْجى مِنْ كَثيرو آن حضرت فرمود: اندک کاری‌ که بر آن مداومت کنی‌ امیدبخش تر است از کار زیادی‌
مَمْلُـول مِنْـهُ.که از آن خسته شوی‌.

حکمت ۲۷۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِذا اَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالْفَرائِضِ فَارْفُضُوها.و آن حضرت فرمود: زمانی‌ که مستحبّات به واجبات زیان بزند مستحبات را رها کنید.

حکمت ۲۷۹

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ تَذَكَّرَ بُعْدَ السَّفَرِ اسْتَعَدَّ.و آن حضرت فرمود: آن که دوری‌ سفر قیامت را به یاد آرد برای‌ آن آماده شود.

حکمت ۲۸۰

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لَيْسَتِ الرَّوِيَّةُ كَالْمُعايَنَةِ مَعَ الاَْبْصارِ،و آن حضرت فرمود: اندیشه مانند دیدن با چشم ها نیست،
فَقَدْ تَكْذِبُ الْعُيُونُ اَهْلَها، وَلايَغُشُّ الْعَقْلُ مَنِ اسْتَنْصَحَهُ.که گاهی‌ چشم ها به صاحبانش دروغ می‌ گویند، ولی‌ خرد به کسی‌ که از او نصیحت خواهد خیانت نمی‌ کند.