قرآن کریمبه زبان فارسی

نهج البلاغه — حکمت‌های ۲۸۱ تا ۳۰۰

حکمت‌ها و سخنان کوتاه امیرالمؤمنین علی (ع)

حکمت ۲۸۱

متن عربیترجمه استاد حسین انصاریان
- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الْمَوْعِظَةِ حِجابٌ مِنَ الْغِرَّةِ.و آن حضرت فرمود: بین شما و موعظه حجابی‌ از غفلت است.

حکمت ۲۸۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - جاهِلُكُمْ مُزْدادٌ، وَ عالِمُكُمْ مُسَوِّفٌ.و آن حضرت فرمود: نادان شما آنچه را نباید زیاد می‌ کند، و آگاه شما آنچه را باید به تأخیر می‌ اندازد.

حکمت ۲۸۳

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - قَطَعَ الْعِلْمُ عُذْرَ الْمُتَعَلِّلينَ.و آن حضرت فرمود: دانش راه عذر را بر بهانه جویان بسته است.

حکمت ۲۸۴

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - كُلُّ مُعاجَل يَسْاَلُ الاِْنْظارَ، وَ كُلُّوآن حضرت فرمود:آن که مرگش را به شتاب اراده کرده اندمهلت می‌ خواهد،وآن راکه مهلت داده اند
مُؤَجَّـل يَتَعَلَّلُ بِالتَّسْويفِ.با به تأخیر انداختن مهلت تعلّل می‌ورزد.

حکمت ۲۸۵

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - ما قالَ النّاسُ لِشَىْء «طُوبى لَهُ» اِلاّو آن حضرت فرمود: مردم کسی‌ را نگفتند «خوشا به حال او» مگر اینکه
وَ قَدْ خَبَاَ لَهُ الدَّهْرُ يَوْمَ سَوْء.روزگار برای‌ او روز بدی‌ را پنهان کرد.

حکمت ۲۸۶

- وَ قَدْ سُئِلَ عَنِ الْقَدَرِ فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - طَريقٌ مُظْلِمٌ فَلاتَسْلُكُوهُ،آن حضرت را از قَدَر پرسیدند، فرمود: راهی‌ است تاریک در آن نروید،
وَ بَحْرٌ عَميقٌ فَلاتَلِجُوهُ، وَ سِرُّ اللّهِ فَلاتَتَكَلَّفُوهُ.دریایی‌ است عمیق واردش نشوید، سرّی‌ است خدایی‌ برای‌ کشف آن خود را به زحمت نیندازید.

حکمت ۲۸۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِذا اَرْذَلَ اللّهُ عَبْداً حَظَرَ عَلَيْهِ الْعِلْمَ.و آن حضرت فرمود: زمانی‌ که خداوند بنده ای‌ را خوار کند دانش را از او منـع نماید.

حکمت ۲۸۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - كانَ لى فيما مَضى اَخٌ فِى اللّهِ،و آن حضرت فرمود: مرا در گذشته برادری‌ خدایی‌ بود،
وَ كانَ يُعْظِمُهُ فى عَيْنى صِغَرُ الدُّنْيا فى عَيْنِهِ. وَ كانَ خارِجاًکوچکی‌ دنیا در نظرش او را در نظرم بزرگ می‌ نمود. از سلطه
مِنْ سُلْطانِ بَطْنِهِ، فَلايَشْتَهى ما لايَجِدُ، وَلايُكْثِرُ اِذا وَجَدَ.شکمش آزاد بود، آنچه نمی‌ یافت آرزو نمی‌ کرد، و هرگاه می‌ یافت زیاده روی‌ نداشت.
وَ كانَ اَكْثَرَ دَهْرِهِ صامِتاً، فَاِنْ قالَ بَذَّ الْقائِلينَ، وَ نَقَعَاکثر روزگارش را خاموش بود، و اگر می‌ گفت بر گویندگان غالب می‌ شد، و تشنگی‌ پرسندگان
غَليلَ السّائِلينَ. وَ كانَ ضَعيفاً مُسْتَضْعَفاً، فَاِنْ جاءَ الْجِدُّرا به زلال معرفت فرومی‌ نشاند. افتاده بود و او را ناتوان می‌ شمردند، ولی‌ بهوقت جدّ و
فَهُوَ لَيْثٌ غاد وَ صِلُّ واد. لايُدْلى بِحُجَّة حَتّى يَأْتِىَجهاد شیر خشمگین و مار زهرآگین بود. تا نزد قاضی‌ نمی‌ آمد اقامه
قاضِياً. وَ كانَ لايَلُومُ اَحَداً عَلى ما يَجِدُ الْعُذْرَ فى مِثْلِهِحجّت نمی‌ کرد. احدی‌ را به کاری‌ که در مثل آن عذر می‌ یافت ملامت
حَتّى يَسْمَعَ اعْتِذارَهُ. وَ كانَ لايَشْكُو وَجَعاً اِلاّ عِنْدَ بُرْئِهِ.نمی‌ نمود تا عذرش را بشنود. دردی‌ را جز به وقت بهبودیش شکایت نمی‌ کرد.
وَ كانَ يَقُولُ ما يَفْعَلُ، وَ لايَقُولُ ما لايَفْعَلُ. وَ كانَ اِذا غُلِبَچیزی‌ را که می‌ گفت انجام می‌ داد، و آنچه را عمل نمی‌ کرد نمی‌ گفت. اگر در سخن
عَلَى الْكَلامِ لَمْ يُغْلَبْ عَلَى السُّكُوتِ، وَ كانَ عَلى ما يَسْمَعُبر او غالب می‌ شدند در سکوت مغلوب نمی‌ شد، و بر شنیدن
اَحْرَصَ مِنْهُ عَلى اَنْ يَتَكَلَّمَ. وَ كانَ اِذا بَدَهَهُ اَمْرانِ نَظَرَحریص تر از گفتن بود. هرگاه دو برنامه پیش می‌ آمد دقت می‌ کرد که
اَيُّهُما اَقْرَبُ اِلَى الْهَوى فَيُخالِفُهُ. فَعَلَيْكُمْ بِهذِهِ الْخَلائِقِکدام به هوای‌ نفس نزدیک تر است پس آن را مخالفت می‌ نمود. بر شما باد به این اوصاف
فَالْزَمُوها وَ تَنافَسُوا فيها، فَاِنْ لَمْ تَسْتَطيعُوها فَاعْلَمُوا اَنَّو ملازمت و رغبت به آنها، پس اگر همه آنها را قدرت ندارید بدانید که
اَخْذَ الْقَليلِ خَيْرٌ مِنْ تَرْكِ الْكَثيرِ.به دست آوردن اندک بهتر از ترک بسیار است.

حکمت ۲۸۹

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لَوْ لَمْ يَتَوَعَّدِ اللّهُ عَلى مَعْصِيَتِهِ،و آن حضرت فرمود: اگر خداوند در برابر گناه، تهدید به عذاب نکرده بود،
لَكانَ يَجِبُ اَنْ لا يُعْصى شُكْراً لِنِعَمِهِ.هرآینـه واجـب بود به خاطر شـکر نعمتش نافرمانی‌ نشـود.

حکمت ۲۹۰

- وَ قالَ عَلَيْهِ السّلامُ، وَ قَدْ عَزَّى الاَْشْعَثَ بْنَ قَيْس عَنِ ابْن لَهُ: -و آن حضرت، اشعث را به خاطر مرگ فرزندش این گونه تسلیت داد:
يا اَشْعَثُ، اِنْ تَحْزَنْ عَلَى ابْنِكَ فَقَدِ اسْتَحَقَّتْ مِنْكَ ذلِكَای‌ اشعث، اگر بر فرزندت غمگینی‌ سزاواری‌ که این لازمه
الرَّحِمُ، وَ اِنْ تَصْبِرْ فَفِى اللّهِ مِنْ كُلِّ مُصيبَة خَلَفٌ.خویشاوندی‌ است، و اگر صبر کنی‌ خدا را در هر مصیبتی‌ پاداشی‌ است.
يا اَشْعَثُ، اِنْ صَبَرْتَ جَرى عَلَيْكَ الْقَدَرُ وَ اَنْتَ مأْجُورٌ،ای‌ اشعث، اگر صبر کنی‌ تقدیر الهی‌ بر تو جاری‌ شده و اجر خواهی‌ برد،
وَ اِنْ جَزِعْتَ جَرى عَلَيْكَ الْقَدَرُ وَ اَنْتَ مَأْزُورٌ. يا اَشْعَثُ،و اگر بی‌ تابی‌ کنی‌ تقدیر الهی‌ بر توجاری‌ شده و گناهکار خواهی‌ شد. ای‌ اشعث،
ابْنُكَ سَرَّكَ وَ هُوَ بَلاءٌ وَ فِتْنَةٌ، وَ حَزنَكَفرزندت تو را خوشحال کرددرحالی‌ که برای‌ توامتحان وآزمایش بود، وغمگینت ساخت
وَ هُوَ ثَوابٌ وَ رَحْمَةٌ.در حالی‌ که برای‌ تو ثواب و رحمت است.

حکمت ۲۹۱

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ عَلى قَبْرِ رَسُولِ اللّهِ صَلّى اللّهِ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ساعَةَ دَفْنِهِ: -کنار قبر رسول خدا صلّی‌ اللّه علیه وآله به وقت دفن آن حضرت گفت:
اِنَّ الصَّبْرَ لَجَميلٌ اِلاّ عَنْكَ، وَ اِنَّ الْجَزَعَ لَقَبيحٌ اِلاّ عَلَيْكَ.شکیبایی‌ زیباست مگر بر مرگ تو، و بی‌ تابی‌ زشت است مگر در مصیبت تو.
وَ اِنَّ الْمُصابَ بِكَ لَجَليلٌ، وَ اِنَّهُ قَبْلَكَ وَ بَعْدَكَ لَجَلَلٌ.هرآینه مصیبتی‌ که از مرگ تو به ما رسید بزرگ، و مصائب پیش از تو و بعد ازتو کوچک است.

حکمت ۲۹۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لاتَصْحَبِ الْمائِقَ، فَاِنَّهُ يُزَيِّنُ لَكَ فِعْلَهُ،و آن حضرت فرمود: با احمق همنشین مباش، چه اینکه کارش را برای‌ تو می‌ آراید،
وَ يَوَدُّ اَنْ تَكُونَ مِثْلَهُ.و علاقه دارد مانند او باشی‌.

حکمت ۲۹۳

- وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ مَسافَةِ ما بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: -از مسافت میان مشرق و مغرب از حضرتش پرسیدند، آن حضرت فرمود:
مَسيرَةُ يَوْم لِلشَّمْسِ.مسیرِ یک روز خورشـید است.

حکمت ۲۹۴

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اَصْدِقاؤُكَ ثَلاثَةٌ، وَ اَعْداؤُكَ ثَلاثَةٌ:و آن حضرت فرمود: دوستانت سه نفر، و دشمنانت نیز سه نفرند:
فَاَصْدِقاؤُكَ: صَديقُكَ، وَ صَديقُ صَديقِكَ، وَ عَدُوُّ عَدُوِّكَ.اما دوستانت: دوستت، و دوست دوستت، و دشمن دشمنت هستند.
وَ اَعْداؤُكَ: عَدُوُّكَ، وَ عَدُوُّ صَديقِكَ، وَ صَديقُ عَدُوِّكَ.امّـا دشمنانت: دشمنت، و دشمن دوستت، و دوسـت دشمنت می‌ باشند.

حکمت ۲۹۵

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: لِرَجُل رَآهُ يَسْعى عَلى عَدُوٍّ لَهُ بِما فيهِ اِضْرارٌ بِنَفْسِهِ: -به کسی‌ که برای‌ ضربه زدن به دشمنش در برنامه ای‌ می‌ کوشید که برای‌ خودش ضرر داشت، فرمود:
اِنَّـما اَنْـتَ كَالطّاعِـنِ نَفْسَـهُ لِيَقْتُـلَ رِدْفَـهُ .تو مانند کسی‌ هستی‌ که بر خود نیزه فرومی‌ برد تا کسی‌ را که پشت سر خود سوار کرده از پای‌ درآورد.

حکمت ۲۹۶

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - ما اَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ اَقَلَّ الاِْعْتِبارَ!و آن حضرت فرمود: چه فراوان است عبرتها، و چه اندک اند عبرت گیران!

حکمت ۲۹۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ بالَغَ فى الْخُصُومَةِ اَثِمَ، وَ مَنْو آن حضرت فرمود: آن که دشمنی‌ را از اندازه بگذراند گناه کرده، و کسی‌ که کوتاهی‌
قَصَّرَ فيها ظُلِمَ، وَلايَسْتَطيعُ اَنْ يَتَّقِىَ اللّهَ مَنْ خاصَـمَ.ورزد بر او ستم خواهد شد، و آن که ستیزه جویی‌ نماید قدرت ندارد خدا را بپرهیزد.

حکمت ۲۹۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - ما اَهَمَّنى ذَنْبٌ اُمْهِلْتُ بَعْدَهُ حَتّىو آن حضرت فرمود: گناهی‌ که پس از آن مهلت یافتم تا دو رکعت نماز
اُصَلِّىَ رَكْعَتَيْنِ; وَ اَسْأَلُ اللّهَ الْعافِيَةَ.به جای‌ آورم اندوهگینم نکرد; و از خداوند عافیت می‌ خواهم.

حکمت ۲۹۹

- وَ سُئِلَ عَلَيْهِ السَّلامُ: كَيْفَ يُحاسِبُ اللّهُ الْخَلْقَ عَلى كَثْرَتِهِمْ؟ فَقالَ:-از آن حضرت سؤال شد: خداوند چگونه حساب مردم را با این همه جمعیت می‌ رسد؟ فرمود:
كَما يَرْزُقُهُمْ عَلى كَثْرَتِهِمْ.همان گونه که با این جمعیت رزقشان می‌ دهد.
- فَقيلَ: كَيْفَ يُحاسِبُهُمْ وَ لايَرَوْنَهُ؟ فَقالَ:- كَماپرسیدند: در حالی‌ که خدا را نمی‌ بینند چگونه به حساب آنها می‌ رسد؟ فرمود: همان گونه که
يَـرْزُقُـهُـمْ وَ لايَـرَوْنَـهُ.آنان را روزی‌ می‌ دهد در حالی‌ که او را نمی‌ بینند.

حکمت ۳۰۰

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - رَسُولُكَ تَرْجُمانُ عَقْلِكَ، وَ كِتابُكَو آن حضرت فرمود: فرستاده تو نزد دیگران بیان کننده عقل توست، و نامه ات
اَبْـلَـغُ مـا يَـنْـطِـقُ عَـنْـكَ.رساترین چیزی‌ است که از جانب تو سخن می‌ گوید.