| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَا الْمُبْتَلَى الَّذى قَدِ اشْتَدَّ بِهِ الْبَلاءُ | و آن حضرت فرمود: کسی که بلا و گرفتاری بر او سخت شده |
| بِاَحْوَجَ اِلَى الدُّعاءِ مِنَ الْمُعافَى الَّذى لايَأْمَنُ الْبَلاءَ. | نیازمندتر به دعا نیست از تندرستی که از بلا ایمن نمی باشد. |
حکمت ۳۰۲ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - النّاسُ اَبْناءُ الدُّنْيا، وَلايُلامُ الرَّجُلُ عَلى | و آن حضرت فرمود: مردم فرزندان دنیایند، مرد بر دوستی |
| حُــبِّ اُمِّــهِ. | مادرش سرزنش نمی شود. |
حکمت ۳۰۳ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ الْمِسْكينَ رَسُولُ اللّهِ، فَمَنْ مَنَعَهُ | و آن حضرت فرمود: تهیدست فرستاده خداست، کسی که او را محروم کند |
| فَقَدْ مَنَعَ اللّهَ، وَ مَنْ اَعْطاهُ فَقَدْ اَعْطَى اللّهَ. | خدا را محروم کرده، و هر که به او ببخشد به خدا بخشیده. |
حکمت ۳۰۴ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - ما زَنى غَيُورٌ قَطُّ. | و آن حضـرت فرمـود: مرد باغیرت هرگز زنـا نمی کنـد. |
حکمت ۳۰۵ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - كَفـى بِالاَْجَـلِ حارِسـاً. | و آن حضرت فرمود: اجل حتمی برای نگهداری انسان بس است. |
حکمت ۳۰۶ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - يَنامُ الرَّجُلُ عَلى الثُّكْلِ، وَ لايَنامُ عَلَى | و آن حضرت فرمود: داغدار می خوابد، ولی مال ربوده |
| الْحَرَبِ. | نمی خـوابـد. |
| - وَ مَعْنى ذلِكَ اَنَّهُ يَصْبِرُ عَلى قَتْلِ الاَْوْلادِ، وَلايَصْبِرُ عَلى سَلْبِ الاَْمْوالِ-. | یعنی مرد بر مرگ فرزند صبر می کند، ولی بر غارت مالش شکیبایی نمیورزد. |
حکمت ۳۰۷ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَوَدَّةُ الاْباءِ قَرابَةٌ بَيْنَ الاَْبْناءِ، | و آن حضرت فرمود: دوستی پدران خویشاوندی بین فرزندان است، |
| وَ الْقَرَابَةُ اِلَى الْمَوَدَّةِ اَحْوَجُ مِنْ الْمَوَدَّةِ اِلَى الْقَرابَةِ. | و خویشاوندی به دوستی محتاج تر از دوستی به خویشاوندی است. |
حکمت ۳۰۸ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِتَّقُوا ظُنُونَ الْمُؤْمِنينَ، فَاِنَّ اللّهَ تَعالى | و آن حضرت فرمود: از گمانهای اهل ایمان پروا کنید، که خداوند |
| جَعَلَ الْحَقَّ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ. | حق را بر زبان آنان نهاده است. |
حکمت ۳۰۹ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لا يَصْدُقُ ايمانُ عَبْد حَتّى يَكُونَ | و آن حضرت فرمود: ایمان عبد صادق نیست مگر اینکه اعتمادش به آنچه |
| بِما فى يَدِ اللّهِ سُبْحانَهُ اَوْثَقَ مِنْهُ بِما فى يَدِهِ. | نزد خداست از آنچه در دست خود دارد بیشتر باشد. |
حکمت ۳۱۰ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لاَِنَسِ بْنِ مالِك ـ وَ قَدْ كانَ بَعَثَهُ اِلَى طَلْحَةَ وَالزُّبَيْرِ | وقتی حضرت به جانب بصره آمد، انس بن مالک را به سوی طلحه و زبیر فرستاد |
| لَمّا جاءَ اِلَى الْبَصْرَةِ يُذَكِّرُهُما شَيْئاً قَدْ سَمِعَهُ مِنْ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ | تا سخنی را که درباره آنان از پیامبر صلّی اللّه علیه وآله شنیده بود |
| وَ آلِهِ فى مَعْناهُما. فَلَوى عَنْ ذلِكَ، فَرَجَعَ اِلَيْهِ فَقالَ: اِنِّى اُنْسيتُ ذلِكَ | به یادشان آورد. انس از مأموریت سر باز زد و خدمت امام آمد و گفت: آن سخن را |
| الاَْمْــرَ ـ :- | از یاد برده ام. فرمود: |
| اِنْ كُنْتَ كاذِباً فَضَرَبَكَ اللّهُ بِها بَيْضاءَ لامِعَةً لاتُواريهَا الْعِمامَةُ. | اگر دروغ می گویی خداوند تو را به سپیدی درخشانی دچار کندکـه عمامه آن را نپوشاند. |
| - يَعْنِى الْبَرَصَ. فَاَصابَ اَنَساً هذَا الدّاءُ فيما بَعْدُ فى وَجْهِهِ، فَكانَ لايُرى | یعنی بیماری برص. انس چهره اش به آن بیماری مبتلا شد، و بعد از آن کسی او را |
| اِلاّ مُبَرْقـَعـاً. - | جز با نقاب ندید. |
حکمت ۳۱۱ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ لِلْقُلُوبِ اِقْبالاً وَ اِدْباراً، فَاِذا | و آن حضرت فرمود: دلها را نشاطی و ملالی است، اگر نشاط |
| اَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوها عَلَى النَّوافِلِ، وَ اِذا اَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِها | روی آورد آنها را به مستحبّات وادارید، و اگر ملالت دست داد به برگزاری |
| عَلَى الْفَرائِضِ. | واجبـات اکتفـا کنیـد. |
حکمت ۳۱۲ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - وَ فِى الْقُرْآنِ نَبَاُ ما قَبْلَكُمْ، وَ خَبَرُ | و آن حضرت فرمود: خبر آنچه پیش از شما و بعد از شماست، و نیز |
| ما بَعْدَكُمْ، وَ حُكْمُ ما بَيْنَكُمْ. | دستور زندگی شما در قرآن است. |
حکمت ۳۱۳ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَيْثُ جاءَ، فَاِنَّ | و آن حضرت فرمود: سنگ را به همان جا که از آن برآمده برگردانید، چرا که |
| الشَّرَّ لايَدْفَعُهُ اِلاَّ الشَّرُّ. | شر را جز شرّ دفع نمی کند. |
حکمت ۳۱۴ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لِكاتِبِهِ عُبَيْدِاللّهِ بْنِ اَبى رافِع : - اَلِقْ دَواتَكَ، | آن حضرت به دفتردارش عبیداللّه بن ابی رافع فرمود: دواتت را لیقه بگذار، |
| وَاَطِلْ جِلْفَةَ قَلَمِكَ، وَ فَرِّجْ بَيْنَ السُّطُورِ، وَ قَرْمِطْ بَيْنَ | زبانه قلمت را دراز کن، میان سطرها را گشاد گیر، و حروف را نزدیک هم |
| الْحُرُوفِ، فَاِنَّ ذلِكَ اَجْدَرُ بِصَباحَةِ الْخَطِّ. | قرار ده، که این روش به زیبایی خط شایسته تر است. |
حکمت ۳۱۵ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اَنَا يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنينَ، وَالْمالُ يَعْسُوبُ | و آن حضرت فرمود: من پیشوای مؤمنینم، و ثروتْ پیشوای |
| الْفُجّارِ. | بـدکـاران . |
| - وَ مَعْنى ذلِكَ اَنَّ الْمُؤْمِنينَ يَتَّبِعُونَنى، وَ الْفُجّارَ يَتَّبِعُونَ الْمالَ، | یعنی اهل ایمان مرا پیروی می کنند، و بدکاران دنبال ثروتند، |
| كَما تَتَّبِعُ النَّحْلُ يَعْسُوبَها وَ هُوَ رَئيسُها.- | چنانکه زنبوان از یعسوبشان که پیشوای آنهاست پیروی می نمایند. |
حکمت ۳۱۶ |
| - وَ قالَ لَهُ بَعْضُ الْيَهُودِ: ما دَفَنْتُمْ نَبِيَّكُمْ حَتَّى اخْتَلَفْتُمْ فيهِ! فَقالَ | بعضی ازیهود گفتند: هنوز پیامبرتان را دفن نکرده بودید که در باره اش دچار اختلاف شدید! |
| عَلَيْهِ السَّلامُ لَهُ: - اِنَّما اخْتَلَفْنا عَنْهُ لا فيهِ، وَلكِنَّكُمْ | فــرمــود : ما نسبت به آنچه از او رسیده بود اختلاف کردیم نه در باره شخص او، ولی شما |
| ما جَفَّتْ اَرْجُلُكُمْ مِنْ الْبَحْرِ حَتّى قُلْتُمْ لِنَبِيِّكُمْ: «اِجْعَلْ لَنا | هنوز پایتان از آب دریا خشک نشده بود که به پیامبرتان گفتید: برای ما از بت |
| اِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ، قالَ: اِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ». | خدایی قرار داده چنانکه اینان را خدایانی است، موسی گفت: شما مردمی نفهم هستید». |
حکمت ۳۱۷ |
| - وَ قيلَ لَهُ: بِاَىِّ شَىْء غَلَبْتَ الاَْقْرانَ؟ فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:- ما لَقيتُ اَحَداً | به آن حضرت گفته شد: چگونه بر هماوردانت غالب شدی؟ آن حضرت فرمود: احدی را ندیدم |
| اِلاّ اَعانَنى عَلى نَفْسِهِ. | جز اینکه مرا بر علیه خود کمک کرد. |
| - يُومِئُ بِذلِكَ اِلى تَمَكُّنِ هَيْبَتِهِ فِى الْقُلُوبِ.- | اشاره به جا گرفتن هیبت و عظمتش در دلها دارد. |
حکمت ۳۱۸ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لاِبْنِهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِيَّةِ: - يا بُنَىَّ اِنّى اَخافُ | به فرزندش محمّد بن حنفیّه فرمود: پسرم! از |
| عَلَيْكَ الْفَقْرَ، فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنْهُ، فَاِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ | تهیدستی بر تو می ترسم، از آن به خداوند پناه ببر، چرا که تهیدستی دین را |
| لِلدّينِ، مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ، داعِيَةٌ لِلْمَقْتِ. | ناقص، و عقل را سرگردان می کند، و پدیدآورنده دشمنی است. |
حکمت ۳۱۹ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لِسائِل سَاَلَهُ عَنْ مُعْضِلَة: - سَلْ تَفَقُّهاً، وَ لاتَسْأَلْ | در پاسخ کسی که مشکلی از او پرسید، فرمود: برای فهمیدن بپرس، نه برای به سختی انداختن |
| تَعَنُّـتاً، فَاِنَّ الْجاهِلَ الْمُتَعَلِّمَ شَبيهٌ بِالْعالِمِ، وَ اِنَّ الْعالِمَ | طرف مقابل، چرا که نادانِ یادگیرنده شبیه به عالم است، و عالم |
| الْمُتَعَسِّـفَ شَبيهٌ بِالْجـاهِلِ الْمُتَعَنِّـتِ. | بی انصاف شبیه به نادانی است که برای زحمت دیگری سؤال می کند. |
حکمت ۳۲۰ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لِعَبْدِ اللّهِ بْنِ الْعَبّاسِ وَ قَدْ اَشارَ عَلَيْهِ فى شَىْء | آن حضرت به عبداللّه بن عباس در باره نظری از او که |
| لَمْ يُوافِقْ رَأْيَهُ: - لَكَ اَنْ تُشيرَ عَلَىَّ وَ اَرى، | موافق رأی امام نبود، فرمود: برتوست که رأی خود را به من ارائه کنی و من هم بیندیشم، |
| فَـاِنْ عَصَيْتُـكَ فَاَطِعْنى. | زمانی که نظرت را نپذیرفتم مرا اطاعت کن. |