قرآن کریمبه زبان فارسی

نهج البلاغه — حکمت‌های ۳۲۱ تا ۳۴۰

حکمت‌ها و سخنان کوتاه امیرالمؤمنین علی (ع)

حکمت ۳۲۱

متن عربیترجمه استاد حسین انصاریان
- وَ رُوِىَ اَنّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ لَمّا وَرَدَ الْكُوفَةَ قادِماً مِنْ صِفّينَ مَرَّ بِالشَّباميّينَ،روایت شده: آن حضرت زمانی‌ که از صفّین به کوفه آمد به شَبامیان عبور کرد،
فَسَمِعَ بُكاءَ النِّساءِ عَلى قَتْلى صِفّينَ، وَ خَرَجَ اِلَيْهِ حَرْبُ بْنُ شُرَحْبيلصدای‌ گریه زنان را بر کشته های‌ صفّین شنید، حرب بن شُرَحبیل
الشَّبامِىُّ وَ كانَ مِنْ وُجُوهِ قَوْمِهِ، فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لَهُ: -شَبامی‌ که از سران قبیله اش بود به جانب حضرت آمد، امام به او فرمود:
اَتَغْلِبُكُمْ نِساؤُكُمْ عَلى ما اَسْمَعُ؟! اَلاتَنْهَوْنَهُنَّ عَنْ هذَا الرَّنينِ؟!زنانتان بر آنچه از آنان می‌ شنوم بر شما مسلّطند؟! چرا آنان را از ناله زدن منع نمی‌ کنید؟!

حکمت ۳۲۲

- وَ اَقْبَلَ حَرْبٌ يَمْشى مَعَهُ وَ هُوَ عَلَيْهِ السَّلامُ راكِبٌ، فَقالَ لَهُ:- اِرْجِعْ،حرب می‌ خواست پیاده در رکاب حضرت حرکت کند، به او فرمود: بازگرد،
فَـاِنَّ مَشْىَ مِثْلِكَ مَعَ مِثْلى فِتْنَةٌ لِلْوالى، وَ مَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ.که پیاده آمدن چون تویی‌ با من موجب فتنه برای‌ حکمران، و خواری‌ برای‌ مؤمن است.

حکمت ۳۲۳

- وَ قالَ عَلَيْه السَّلامُ وَ قَدْ مَرَّ بِقَتْلَى الْخَوارِج ِ يَوْمَ النَّهْرَوانِ: -و آن حضرت در روز نهروان بر کشته های‌ خوارج گذشت و فرمود:
بُؤْساً لَكُمْ، لَقَدْ ضَرَّكُمْ مَنْ غَرَّكُمْ. - فَقيلَ لَهُ: مَنْ غَرَّهُمْبدا به شما، آن که فریبتان داد به شما ضرر زد. گفتند: چه کسی‌ آنان را فریفت
يا اَميرَالْمُؤْمِنينَ؟ فَقالَ:- الشَّيْطانُ الْمُضِلُّ، وَ الاَْنْفُسُ الاَْمّارَةُای‌ امیرالمؤمنین؟ فرمود: شیطان گمراه کننده، و نفس امّاره
بِالسُّوءِ غَرَّتْهُمْ بِالاَْمانِىِّ، وَ فَسَحَتْ لَهُمْ بِالْمَعاصى،به سوء آنان را به آرزوها فریفت، میدان معصیت را برای‌ آنان گسترد،
وَ وَعَدَتْهُمُ الاِْظْهارَ، فَاقْتَحَمَتْ بِهِمُ النّارَ.پیروزی‌ را به آنان وعده داد، و به آتششان درانداخت.

حکمت ۳۲۴

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِتَّقُوا مَعاصِىَ اللّهِ فِى الْخَلَواتِ،و آن حضرت فرمود: از نافرمانی‌ خدا در خلوتها پروا کنید،
فَاِنَّ الشّاهِدَ هُوَ الْحاكِمُ.که بیننده همان حکم کننده است.

حکمت ۳۲۵

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لَمّا بَلَغَهُ قَتْلُ مُحَمَّدِ بْنِ اَبى بَكْر رَضِىَ اللّهُ عَنْهُ: - اِنَّوقتی‌ خبر شهادت محمّد بن ابوبکر به او رسید، آن حضرت فرمود: اندوه ما
حُزْنَنا عَلَيْهِ عَلى قَدْرِ سُرُورِهِم بِهِ، اِلاّ اَنَّهُمْ نَقَصُوا بَغيضاً،بر او به اندازه خوشحالی‌ دشمنان به اوست، با این تفاوت که آنها دشمنی‌ را از دست دادند،
وَ نَقَصْنا حَبيباً.و مــا دوســتی‌ را .

حکمت ۳۲۶

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْعُمْرُ الَّذى اَعْذَرَ اللّهُ فيهِ اِلَى ابْنِ آدَمَو آن حضرت فرمود: عمری‌ که خداوند فرزند آدم را در آن معذور داشته
سِتُّونَ سَنَةً.شـصت سال است.

حکمت ۳۲۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - ما ظَفِرَ مَنْ ظَفِرَ الاِْثْمُ بِهِ، وَالْغالِبُو آن حضرت فرمود: آن که گناه بر او پیروز شد به پیروزی‌ نرسید، و کسی‌ که با بدی‌ غلبه
بِـالشَّـرِّ مَغْلُـوبٌ.کند در حقیقت مغلوب است.

حکمت ۳۲۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ فَرَضَ فى اَمْوالِو آن حضرت فرمود: خداوند روزی‌ تهیدستان را در ثروت اغنیا
الاَْغْنِياءِ اَقْواتَ الْفُقَراءِ، فَما جاعَ فَقيرٌ اِلاّ بِما مَنَعَ غَنِىٌّ،واجب نموده، تهیدستی‌ گرسنه نماند جز با منع ثروتمند،
وَاللّـهُ تَعالـى جَـدُّهُ سـائِلُهُمْ عَـنْ ذلِـكَ.و خداوند والامقام گرسنگی‌ فقیران را از ثروتمندان بازخواست خواهد کرد.

حکمت ۳۲۹

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الاِْسْتِغْناءُ عَنِ الْعُذْرِ اَعَزُّ مِنَ الصِّدْقِ بِهِ.و آن حضرت فرمود: بی‌ نیازی‌ از عذر، از عذر موجّه ارجمندتر است.

حکمت ۳۳۰

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اَقَلُّ ما يَلْزَمُكُمْ لِلّهِ سُبْحانَهُ اَنْ لاتَسْتَعينُواو آن حضرت فرمود: کمترین حقّی‌ که برای‌ خدا بر عهده شماست این است که
بِنِعَمِـهِ عَلى مَعاصيـهِ.به نعمتهایش بر گناه یاری‌ نخواهید.

حکمت ۳۳۱

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ جَعَلَ الطّاعَةَ غَنيمَةَو آن حضرت فرمود: خداوند سبحان طاعت را در وقتی‌ سست اراده ها از آن
الاَْكْياسِ عِنْدَ تَفْريطِ الْعَجَزَةِ.کوتاهی‌ کنند غنیمت زیرکان قرار داد.

حکمت ۳۳۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - السُّلْطانُ وَزَعَةُ اللّهِ فى اَرْضِهِ.و آن حضرت فرمود: حاکمان پاسبانان خداوند در زمین اند.

حکمت ۳۳۳

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ فى صِفَةِ الْمُؤْمِنِ: - الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فى وَجْهِهِ،و آن حضرت در وصف مؤمن فرمود: شادی‌ مؤمن در چهره اش،
و حُزْنُهُ فى قَلْبِهِ. اَوْسَعُ شَىْء صَدْراً، وَ اَذَلُّ شَىْء نَفْساً.و اندوهش در دل اوست.از نظر تحمّل وسیع ترین موجود، و از نظراخلاق متواضع ترین مخلوق است.
يَكْرَهُ الرِّفْعَةَ، وَ يَشْنَأُ السُّمْعَةَ! طَويلٌ غَمُّهُ، بَعيدٌ هَمُّهُ،برتری‌ را خوش ندارد، و خودنمایی‌ را دشمن دارد. اندوهش طولانی‌، و همّتش دوردست،
كَثيرٌ صَمْتُهُ، مَشْغُولٌ وَقْتُهُ، شَكُورٌ صَبُورٌ، مَغْمُورٌ بِفِكْرَتِهِ،و سکوتش بسیار، و وقتش مشغول، و سپاس وشکیبایی‌ اش فوق العاده، و غرق در فکرت خویش،
ضَنينٌ بِخَلَّتِهِ، سَهْلُ الْخَليقَةِ، لَيِّنُ الْعَريكَةِ،و نسبت به اظهار حاجت بخیل است، اخلاقش سهل و آرام، و برخوردش هموار و نرم،
نَفْسُهُ اَصْلَبُ مِنَ الصَّلْدِ، وَ هُوَ اَذَلُّ مِنَ الْعَبْدِ.و وجودش در امر دین از سنگ سخت تر، ونزد حق از برده ذلیل تر است.

حکمت ۳۳۴

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لَوْ رَاَى الْعَبْدُ الاَْجَلَ وَ مَصيرَهُو آن حضرت فرمود: اگر انسان مدت عمر و سرانجام خود را ببیند
لاََبْغَضَ الاَْمَلَ وَ غُرُورَهُ.آرزو و غـرورش را دشـمن دارد.

حکمت ۳۳۵

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لِكُلِّ امْرِئ فى مالِهِ شَريكانِ: الْوارِثُو آن حضرت فرمود: هر انسانی‌ را در ثروتش دو شریک است: وارث
وَالْحَوادِثُ.و حــوادث .

حکمت ۳۳۶

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْمَسْؤُولُ حُرٌّ حَتّى يَعِدَ.و آن حضرت فرمود: آن که از او چیزی‌ درخواست شده تا وعده نداده آزاد است.

حکمت ۳۳۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الدّاعى بِلا عَمَل كَالرّامى بِلاوَتَر.و آن حضرت فرمود: ثواب خواهنده بی‌ طاعت همچون تیرانداز بی‌ کمـان است.

حکمت ۳۳۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْعِلْمُ عِلْمانِ: مَطْبُوعٌ وَ مَسْمُوعٌ،و آن حضرت فرمود: دانش دو نوع است: فطری‌ و شنیده شده،
وَ لايَنْفَعُ الْمَسْمُوعُ اِذا لَمْ يَكُنِ الْمَطْبُوعُ.اگر دانش فطری‌ در انسان نباشد دانش شنیدنی‌ سودی‌ ندهد.

حکمت ۳۳۹

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - صَوابُ الرَّأْىِ بِالدُّوَلِ، يُقْبِلُ بِاِقْبالِها،و آن حضرت فرمود: رأی‌ درست همراه قدرتهاست، با روی‌ آوردن قدرتها روی‌ می‌ نماید،
وَ يَذْهَبُ بِذَهابِها.و با رفتـن قدرتهـا می‌ رود.

حکمت ۳۴۰

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْعَفافُ زينَةُ الْفَقْرِ، وَالشُّكْرُ زينَةُ الْغِنى.و آن حضرت فرمود: پاکدامنی‌ زینت تهیدستی‌، و سپاس زیور توانگری‌ است.