قرآن کریمبه زبان فارسی

نهج البلاغه — حکمت‌های ۳۶۱ تا ۳۸۰

حکمت‌ها و سخنان کوتاه امیرالمؤمنین علی (ع)

حکمت ۳۶۱

متن عربیترجمه استاد حسین انصاریان
- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِذا كانَتْ لَكَ اِلَى اللّهِ سُبْحانَهُ حاجَةٌو آن حضرت فرمود: هرگاه تو را به خداوند حاجتی‌
فَابْدَأْ بِمَسْاَلَةِ الصَّلاةِ عَلى رَسُولِهِ صَلّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ،باشد دعای‌ خود را با صلوات بر پیامبر صلّی‌ اللّه علیه و آله
ثُمَّ سَلْ حاجَتَكَ، فَاِنَّ اللّهَ اَكْرَمُ مِنْ اَنْ يُسْاَلَ حاجَتَيْنِآغاز کن، سپس حاجت بخواه، که خداوند کریم تر از آن است که از او دو حاجت بخواهند،
فَيَقْضِىَ اِحْداهُما وَ يَمْنَعَ الاُْخْرى.یکی‌ را جواب دهد و دیگری‌ را منع نماید.

حکمت ۳۶۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ ضَـنَّ بِعِرْضِـهِ فَلْيَـدَع ِ الْمِـراءَ .و آن حضرت فرمود: کسی‌ که آبروی‌ خود را خواهد باید گفتگوهای‌ لجاجت آمیز را رها نماید.

حکمت ۳۶۳

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مِنَ الْخُرْقِ الْمُعاجَلَةُ قَبْلَ الاِْمْكانِ،و آن حضرت فرمود: شتاب ورزیدن پیش از امکان،
وَ الاَْناةُ بَعْدَ الْفُرْصَةِ.و کندی‌ نمودن بعد از فرصت از حماقت است.

حکمت ۳۶۴

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لاتَسْاَلْ عَمّا لايَكُونُ، فَفِى الَّذى قَدْو آن حضرت فرمود: از آنچه پیش نیامده پرسش مکن، که تو را در آنچه هست
كانَ لَكَ شُغْلٌ.شغلـی‌ وجـود دارد.

حکمت ۳۶۵

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْفِكْرُ مِرْآةٌ صافِيَةٌ، وَالاِْعْتِبارُ مُنْذِرٌو آن حضرت فرمود: اندیشه آیینه ای‌ است روشن، عبرت بیم دهنده ای‌ است
ناصِحٌ. وَكَفى اَدَباً لِنَفْسِكَ تَجَنُّبُكَ ما كَرِهْتَهُ لِغَيْرِكَ.خیرخواه. و برای‌ ادب نفست همین بس که از آنچه برای‌ دیگران دوست نداری‌ بپرهیزی‌.

حکمت ۳۶۶

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْعِلْمُ مَقْرُونٌ بِالْعَمَلِ، فَمَنْ عَلِمَو آن حضرت فرمود: علم را با عمل بستگی‌ است، هر که دانست
عَمِلَ. وَالْعِلْمُ يَهْتِفُ بِالْعَمَلِ، فَاِنْ اَجابَهُ، وَ اِلاَّ ارْتَحَلَ عَنْهُ.عمل کرد. و علم عمل را صدا می‌ کند، اگر اجابت کند می‌ ماند، وگرنه از آن کوچ می‌ کند.

حکمت ۳۶۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - يااَيُّهَا النّاسُ، مَتاعُ الدُّنْيا حُطامٌو آن حضرت فرمود: ای‌ مردم، کالای‌ دنیا گیاهی‌ است خشک و
مُوبِئٌ، فَتَجَنَّبُوا مَرْعاهُ، قُلْعَتُها اَحْظى مِنْ طُماْنينَتِها،وباخیز، از چراگاه آن بپرهیزید، چه اینکه دل کندن از آن لذت بخش تر از اعتماد به آن است،
وَ بُلْغَتُها اَزْكى مِنْ ثَرْوَتِها، حُكِمَ عَلى مُكْثِرو به اندازه برداشت کردن ازدنیا پاکیزه تر از اندوختن آن است، برآن که به افزون کردن
مِنْها بِالْفاقَةِ، وَ اُعينَ مَنْ غَنِىَ عَنْها بِالرّاحَةِ.ثروت اقدام کند حکم به تهیدستی‌ شده، وآن که درآن کوس بی‌ نیازی‌ زده به آسایشش کمک گشته.
وَ مَنْ راقَهُ زِبْرِجُها اَعْقَبَتْ ناظِرَيْهِ كَمَهاً. وَ مَنِ اسْتَشْعَرَآن را که زیور دنیا به شگفتی‌ اندازد کوردلی‌ از پی‌ درآید، و آن که عشقش
الشَّغَفَ بِها مَلاََتْ ضَميرَهُ اَشْجاناً، لَهُنَّ رَقْصٌ عَلىرا به دل گیرد خاطرش را از اندوهها پر کند که برای‌ آن اندوهها در
سُوَيْداءِ قَلْبِهِ، هَمٌّ يَشْغَلُهُ وَ غَمٌّ يَحْزُنُهُ، كَذلِكَ حَتّىسویدای‌ قلبش خلجان است، اندوهی‌ مشغولش دارد، و غمی‌ محزونش کند، چنین است تا
يُؤْخَذَ بِكَظَمِهِ فَيُلْقى بِالْفَضاءِ، مُنْقَطِعاً اَبْهَراهُ، هَيِّناً عَلَىنَفَس گلوگیرش شود و او را به بیابان اندازند، در حالی‌ که رگهای‌ حیاتش قطع شده،
اللّهِ فَناؤُهُ، وَ عَلَى الاِْخْوانِ اِلْقاؤُهُ. وَ اِنَّما يَنْظُرُ الْمُؤْمِنُ اِلَىنابود کردنش بر خدا، و انداختنش به گورستان برای‌ دوستان آسان است. مؤمن با دیده
الدُّنْيا بِعَيْنِ الاِْعْتِبارِ، وَ يَقْتاتُ مِنْها بِبَطْنِ الاِْضْطِرارِ،عبرت به دنیا می‌ نگرد، و از آن از باب اضطرار به اندازه شکم برمی‌ دارد،
وَ يَسْمَعُ فيها بِاُذُنِ الْمَقْتِ وَالاِْبْغاضِ. اِنْ قيلَ اَثْرى قيلَو وصف دنیا را به گوش خشم و دشمنی‌ می‌ شنود. اگر بگویند ثروتمند شد بعد از اندکی‌ می‌ گویند
اَكْدى، وَ اِنْ فُرِحَ لَهُ بِالْبَقاءِ حُزِنَ لَهُ بِالْفَناءِ.به تهیدستی‌ نشست، و اگر به بودنش شاد شوند به مرگش اندوهگین گردند.
هذا وَ لَمْ يَأْتِهِمْ يَوْمٌ فيهِ يُبْلِسُونَ!این است وضع دنیا، وهنوز اهل دنیا را روزی‌ که در آن نومید شوند نیامده!

حکمت ۳۶۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ وَضَعَ الثَّوابَ عَلى طاعَتِهِ،و آن حضرت فرمود: خداوند سبحان پاداش را بر طاعت،
وَ الْعِقابَ عَلى مَعْصِيَتِهِ، ذِيادَةً لِعِبادِهِ عَنْ نِقْمَتِهِ،و کیفر را بر گناه قرار داده، تا بندگان را از خشمش بازدارد،
وَ حِياشَةً لَهُمْ اِلى جَنَّتِهِ.و آنان را به بهشتش روانه نماید.

حکمت ۳۶۹

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - يَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ لايَبْقى فيهِمْو آن حضرت فرمود: زمانی‌ بر مردم برسد که در میان آنان
مِنَ الْقُرْآنِ اِلاّ رَسْمُهُ، وَ مِنَ الاِْسْلامِ اِلاَّ اسْمُهُ. وَ مَساجِدُهُمْاز قرآن جز خطوطش، و از اسلام جز اسمش باقی‌ نماند. مساجدشان
يَوْمَئِذ عامِرَةٌ مِنَ الْبِناءِ، خَرابٌ مِنَ الْهُدى. سُكّانُهادر آن زمان از نظر ساختمان آباد، و از نظر هدایت ویران است. ساکنان
وَ عُمّارُها شَرُّ اَهْلِ الاَْرْضِ، مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَةُ وَ اِلَيْهِمْو آبادکنندگانش بدترین اهل زمینند، از آنان فتنه برخیزد و گناه
تَأْوِى الْخَطيئَةُ، يَرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْها فيها، وَ يَسُوقُونَ مَنْدر آنان لانه گیرد، آن که از فتنه ها کناره گرفته او را به آن بازمی‌ گردانند، و هرکه از آن عقب
تَاَخَّرَ عَنْها اِلَيْها، يَقُولُ اللّهُ سُبْحانَهُ: «فَبى حَلَفْتُ،مانده او را به سوی‌ آن سوق می‌ دهند. خداوند پاک می‌ فرماید: «به خود سوگند خورده ام
لاََبْعَثَنَّ عَلى اُولئِكَ فِتْنَةً اَتْرُكُ الْحَليمَ فيها حَيْرانَ» وَ قَدْکه فتنه ای‌ در میان آنان برانگیزم که خردمند در آن سرگردان شود» و این کار را هم
فَعَلَ، وَ نَحْنُ نَسْتَقيلُ اللّهَ عَثْرَةَ الْغَفْلَةِ.انجام داده، و ما از خدا می‌ خواهیم که از لغزش غفلت ما درگذرد.

حکمت ۳۷۰

- وَ رُوِىَ اَنَّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ قَلَّمَا اعْتَدَلَ بِهِ الْمِنْبَرُ اِلاّ قالَ اَمامَ الْخُطْبَةِ: -گفته شده که امام کمتر بر منبر قرار می‌ گرفت مگر اینکه پیش از سخنرانی‌ می‌ فرمود:
اَيُّهَا النّاسُ اتَّقُوا اللّهَ، فَما خُلِقَ امْرُؤٌ عَبَثاً فَيَلْهُوَ،ای‌ مردم، خدا را پروا کنید، کسی‌ بیهوده و عبث آفریده نشده که بازی‌ کند،
وَلا تُرِكَ سُدًى فَيَلْغُوَ، وَ ما دُنْياهُ الَّتى تَحَسَّنَتْ لَهُ بِخَلَفو رها نشده تا کار بیهوده انجام دهد، دنیایش که خود را در دیده او آراسته عوض
مِنَ الاْخِرَةِ الَّتى قَبَّحَها سُوءُ النَّظَرِ عِنْدَهُ. وَ مَا الْمَغْرُورُآخرتی‌ نشود که آن را به دیدن نزد او زشت نموده، و مغروری‌ که به
الَّذى ظَفِرَ مِنَ الدُّنْيا بِاَعْلى هِمَّتِهِ كَالاْخَرِ الَّذى ظَفِرَ مِنَاعلا درجه همت خود به دنیا دست یافته مانند کسی‌ نیست که از
الاْخِرَةِ بِاَدْنى سُهْمَتِهِ.آخرت به کمترین سهمی‌ پیروزی‌ پیدا نموده.

حکمت ۳۷۱

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لاشَرَفَ اَعْلى مِنَ الاِْسْلامِ، وَلا عِزَّو آن حضرت فرمود: شرفی‌ برتر از اسلام، عزّتی‌
اَعَزُّ مِنَ التَّقْوى، وَ لا مَعْقِلَ اَحْصَنُ مِنَ الْوَرَعِ، وَلا شَفيعَعزیزتر از تقوا، پناهگاهی‌ نگاه دارنده تر از اجتناب از حرام، شفیعی‌
اَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَةِ. وَلا كَنْزَ اَغْنى مِنَ الْقَناعَةِ، وَ لا مالَ اَذْهَبُرهاننده تر از توبه، و گنجی‌ بی‌ نیازکننده تر از قناعت، و ثروتی‌ برای‌ از بین بردن
لِلْفاقَةِ مِنَ الرِّضى بِالْقُوتِ. وَ مَنِ اقْتَصَرَ عَلى بُلْغَةِ الْكَفافِتهیدستی‌ بهتر از رضا به داده حق نیست. آن که به مقدار کفافش اکتفا کند
فَقَدِ انْتَظَمَ الرَّاحَةَ، وَ تَبَوَّاَ خَفْضَ الدَّعَةِ. وَ الرَّغْبَةُ مِفْتاحُبه آسودگی‌ پیوسته، و در خوشی‌ جای‌ گرفته. رغبت به دنیا کلید
النَّصَبِ، وَ مَطِيَّةُ التَّعَبِ. وَالْحِرْصُ وَالْكِبْرُ وَ الْحَسَدُ دَواعرنج و مرکب ناراحتی‌ است. حرص و کبر و حسد موجبات
اِلَى التَّقَحُّمِ فِى الذُّنُوبِ، وَالشَّرُّ جامِعٌ لِمَساوِىَ الْعُيُوبِ.درافتادن در گناه اند، و بدی‌ جمع کننده تمام عیوب است.

حکمت ۳۷۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لِجابِرِ بْنِ عَبْدِاللّهِ الاَْنْصارِىِّ: - يا جابِرُ،و آن حضرت به جابر بن عبداللّه انصاری‌ فرمود: ای‌ جابر،
قِوامُ الدّينِ وَالدُّنْيا بِاَرْبَعَة: عالِم مُسْتَعْمِل عِلْمَهُ،برپایی‌ دین و دنیا به چهار چیز است: دانشمندی‌ که دانشش را به کار گیرد،
وَ جاهِل لايَسْتَنْكِفُ اَنْ يَتَعَلَّمَ، وَ جَواد لايَبْخَلُ بِمَعْرُوفِهِ،و نادانی‌ که از آموختن خودداری‌ نکند، و سخاوتمندی‌ که به خیرش بخل نورزد،
وَ فَقير لايَبيعُ آخِرَتَهُ بِدُنْياهُ. فَاِذا ضَيَّعَ الْعالِمُ عِلْمَهُو تهیدستی‌ که آخرتش را به دنیایش نفروشد. زمانی‌ که دانشمند دانشش را ضایع نماید
اسْتَنْكَفَ الْجاهِلُ اَنْ يَتَعَلَّمَ، وَ اِذا بَخِلَ الْغَنِىُّ بِمَعْرُوفِهِ باعَنادان از فراگیری‌ علم خودداری‌ کند، و وقتی‌ ثروتمند به نیکی‌ اش بخل ورزد تهیدست
الْفَقيرُ آخِرَتَهُ بِدُنْياهُ. يا جابِرُ، مَنْ كَثُرَتْ نِعَمُ اللّهِ عَلَيْهِآخرتش را به دنیایش بفروشد. ای‌ جابر، کسی‌ که نعمت خدا بر او زیاد شود
كَثُرَتْ حَوائِجُ النّاسِ اِلَيْهِ، فَمَنْ قامَ لِلّهِ فيها بِما يَجِبُنیاز مردم به او بسیار گردد، پس کسی‌ که به ادای‌ واجبات مالی‌ برخیزد
عَرَّضَها لِلدَّوامِ وَ الْبَقاءِ، وَ مَنْ لَمْ يَقُمْ فيها بِما يَجِبُنعمتش را در گردونه دوام و بقا قرار داده، و آن که به واجب مالی‌ اقدام نکند
عَرَّضَـها لِلزَّوالِ وَالْفَناءِ.ثروتش را در معرض زوال و نابودی‌ نهاده.

حکمت ۳۷۳

- وَ رَوَى ابْنُ جَرير الطَّبَرِىُّ فى تاريخِهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمنِ بْنِ اَبى لَيْلَىابن جریر طبری‌ در تاریخش از عبدالرحمان پسر ابی‌ لیلی‌
الْفَقيهِ ـ وَ كانَ مِمَّنْ خَرَجَ لِقِتالِ الْحَجّاج ِ مَعَ ابْنِ الاَْشْعَثِ ـ اَنَّهُ قالَفقیه، همان کسی‌ که برای‌ جنگ با حَجاج همراه ابن اشعث بیرون رفت،
فيما كانَ يَحُضُّ بِهِ النّاسَ عَلَى الْجِهادِ: اِنّى سَمِعْتُ عَلِيّاًدر گفتاری‌ که برای‌ ترغیب مردم به جنگ ایراد کرد، چنین گفت: من از علی‌
ـ رَفَعَ اللّهُ دَرَجَتَهُ فِى الصّالِحينَ، وَ اَثابَهُ ثَوابَ الشُّهَداءِ وَالصِّدّيقينَ ــ که خداوند درجه اش را در میان صالحین بلند گرداند، و ثواب شهداءوصدّیقین را به او عنایت کند ـ
يَقُـولُ يَـوْمَ لَقينا اَهْـلَ الشّامِ: -در روزی‌ که با اهل شام روبرو شدیم شنیدم می‌ فرمود:
اَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ، اِنَّهُ مَنْ رَأى عُدْواناً يُعْمَلُ بِهِ، وَ مُنْكَراًای‌ مردم مؤمن، هرکس ببیند ستمی‌ را که به کار گرفته می‌ شود، یا منکری‌ را که مردم را
يُدْعى اِلَيْهِ، فَاَنْكَرَهُ بِقَلْبِهِ فَقَدْ سَلِمَ وَ بَرِئَ،به آن دعوت می‌ کنند، پس آن را به دل انکار کند سالم مانده و گناهی‌ بر او نمی‌ باشد،
وَ مَنْ اَنْكَرَهُ بِلِسانِهِ فَقَدْ اُجِرَ وَ هُوَ اَفْضَلُ مِنْ صاحِبِهِ،و کسی‌ که به زبان انکار کند پاداش الهی‌ یافته و مقامش از اولی‌ بهتر است،
وَ مَنْ اَنْكَرَهُ بِالسَّيْفِ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللّهِ هِىَ الْعُلْيا، وَ كَلِمَةُو کسی‌ که با شمشیر به انکار برخیزد تا رایت توحید بلند، و پرچم
الظّالِمينَ هِىَ السُّفْلى، فَذلِكَ الَّذى اَصابَ سَبيلَ الْهُدى،ستمکاران پست گردد، او کسی‌ است که به راه رستگاری‌ رسیده،
وَ قامَ عَلَى الطَّريقِ، وَ نَوَّرَ فى قَلْبِهِ الْيَقينُ.و قیام بر راه خـدا نموده، و نور یقین در دلش روشن گشته است.

حکمت ۳۷۴

- وَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ فى كَلام آخَرَلَهُ يَجْرى هذَا الْمَجْرى: - فَمِنْهُمُ الْمُنْكِرُامام علیه السّلام را کلامی‌ دیگر در زمینه همین معناست: از این مردم کسی‌ است که
لِلْمُنْكَرِ بِيَدِهِ وَ لِسانِهِ وَ قَلْبِهِ، فَذلِكَ الْمُسْتَكْمِلُ لِخِصالِبه دست و زبان و قلبش به انکار برمی‌ خیزد، چنین انسانی‌ خصلت های‌ خوب را به کمال
الْخَيْرِ. وَ مِنْهُمُ الْمُنْكِرُ بِلِسانِهِ وَ قَلْبِهِ وَالتّارِكُ بِيَدِهِ، فَذلِكَرسانده. و کسی‌ است که به زبان و دل انکار می‌ کند و دست به برنامه ای‌ نمی‌ برد، چنین
مُتَمَسِّكٌ بِخَصْلَتَيْنِ مِنْ خِصالِ الْخَيْرِ، وَ مُضَيِّعٌ خَصْلَةً.انسانی‌ به دو خصلت از خصلت های‌ خوب چنگ زده، و خصلتی‌ را ضایع نموده.
وَ مِنْهُمُ الْمُنْكِرُ بِقَلْبِهِ وَالتّارِكُ بِيَدِهِ وَ لِسانِهِ، فَذلِكَ الَّذىو کسی‌ است که با دل به انکار برخاسته نه با دست و زبانش، چنین کسی‌
ضَيَّعَ اَشْرَفَ الْخَصْلَتَيْنِ مِنَ الثَّلاثِ، وَ تَمَسَّكَ بِواحِدَة.دو خصلت را که شریفتر است تباه نموده، و یک خصلت را گرفته.
وَ مِنْهُمْ تارِكٌ لاِِنْكارِ الْمُنْكَرِ بِلِسانِهِ وَ قَلْبِهِ وَ يَدِهِ، فَذلِكَو کسی‌ که انکار با زبان و قلب و دست را ترک کرده، او
مَيِّتُ الاَْحْياءِ. وَ ما اَعْمالُ الْبِرِّ كُلُّها وَالْجِهادُ فى سَبيلِ اللّهِمرده ای‌ است میان زندگان. تمام کارهای‌ نیک و جهاد در راه خدا
عِنْدَ الاَْمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْىِ عَنِ الْمُنْكَرِ اِلاّ كَنَفْثَة فى بَحْردر جنب امر به معروف و نهی‌ از منکر چیزی‌ نیست جز به مانند انداختن آب دهان در
لُجِّىٍّ. وَ اِنَّ الاَْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْىَ عَنِ الْمُنْكَرِ لايُقَرِّبانِدریای‌ پهناور. امر به معروف و نهی‌ از منکر نه اجلی‌ را
مِنْ اَجَل، وَ لايَنْقُصانِ مِنْ رِزْق. وَ اَفْضَلُ مِنْ ذلِكَ كُلِّهِنزدیک می‌ کند، و نه از روزی‌ می‌ کاهد. و بهتر از همه اینها
كَلِمَةُ عَدْل عِنْدَ اِمام جائِر.سخن عدل است در برابر حاکم ظالم.

حکمت ۳۷۵

- وَ عَنْ اَبى جُحَيْفَةَ قالَ: سَمِعْتُ اَميرَ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِ السَّلامُ يَقُولُ: -از ابوحُجَیفه روایت است گوید: از امیرالمؤمنین علیه السّلام شنیدم می‌ فرمود:
اَوَّلُ ما تُغْلَبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْجِهادِ الْجِهادُ بِاَيْديكُمْ، ثُمَّاول چیزی‌ که از جهاد از شما گرفته می‌ شود جهاد با دست، سپس
بِاَلْسِنَتِكُمْ، ثُمَّ بِقُلُوبِكُمْ. فَمَنْ لَمْ يَعْرِفْ بِقَلْبِهِ مَعْرُوفاً،به زبان، آن گاه به قلب است. آن که با دل معروف را نشناخت،
وَ لَمْ يُنْكِرْ مُنْكَراً قُلِبَ فَجُعِلَ اَعْلاهُ اَسْفَلَهُ، وَ اَسْفَلُهُ اَعْلاهُ.و منکر را انکار نکرد واژگون می‌ شود و نیکی‌ هایش نابود، و بدیهایش آشکار می‌ گردد.

حکمت ۳۷۶

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ الْحَقَّ ثَقيلٌ مَرىءٌ، وَ اِنَّ الْباطِلَو آن حضرت فرمود: حق سنگین است و گوارا، و باطل
خَفيـفٌ وَبـىءٌ .سبک است و هلاکت بار.

حکمت ۳۷۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لاتَأْمَنَنَّ عَلى خَيْرِ هذِهِ الاُْمَّةِ عَذابَ اللّهِ،و آن حضرت فرمود: بر بهترین این امت از عذاب الهی‌ ایمن مباش،
لِقَوْلِهِ سُبْحانَهُ: «فَلايَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ اِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ».که خدای‌ بزرگ فرموده: «از کیفر خدا ایمن نیستند مگر زیانکاران».
وَ لاتَيْاَسَنَّ لِشَرِّ هذِهِ الاُْمَّةِ مِنْ رَوْح ِ اللّهِ، لِقَوْلِهِ سُبْحانَهُ:و بر بدترینشان از رحمت خدا ناامید مباش، که خداوند فرموده:
«اِنَّهُ لايَيْاَسُ مِنْ رَوْح ِ اللّهِ اِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُونَ».«از رحمـت خـدا ناامیـد نمی‌ شـوند مگر کـافـران».

حکمت ۳۷۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْبُخْلُ جامِعٌ لِمَساوِىَ الْعُيُوبِ،و آن حضرت فرمود: بخل جامع تمام عیب های‌ زشت است،
وَ هُـوَ زِمـامٌ يُقادُ بِـهِ اِلى كُلِّ سُـوء.و این خصلت افساری‌ است که آدمی‌ را به سوی‌ تمام زشتی‌ ها می‌ برد.

حکمت ۳۷۹

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الرِّزْقُ رِزْقانِ: رِزْقٌ تَطْلُبُهُ، وَ رِزْقٌروزی‌ دو نوع است: آن که تو آن را می‌ طلبی‌، و آن که تو را
يَطْلُبُكَ، فَاِنْ لَمْ تَأْتِهِ اَتاكَ، فَلاتَحْمِلْ هَمَّ سَنَتِكَ عَلى هَمِّمی‌ جوید، که اگر دنبالش نروی‌ به دنبالت می‌ آید، بنابراین اندوه سال خود را بر اندوه روز
يَوْمِكَ، كَفاكَ كُلُّ يَوْم ما فيهِ، فَاِنْ تَكُنِ السَّنَةُ مِنْخویش بار مکن، که روزی‌ هر روز تو را کفایت می‌ کند، اگر سال از عمر تو باشد
عُمُرِكَ فَاِنَّ اللّهَ تَعالى سَيُؤْتيكَ فى كُلِّ غَد جَديد ما قَسَمَخداوند متعال در هر روز جدید آنچه نصیب تو نموده به تو
لَكَ، وَ اِنْ لَمْ تَكُنِ السَّنَةُ مِنْ عُمُرِكَ فَما تَصْنَعُ بِالْهَمِّ فيمامی‌ رساند، و اگر سال از عمرت نباشد پس چه اندوهی‌ می‌ خوری‌ بر چیزی‌ که از آنِ
لَيْسَ لَكَ؟! وَ لَنْ يَسْبِقَكَ اِلى رِزْقِكَ طالِبٌ، وَ لَنْ يَغْلِبَكَتو نیست؟! هیچ جوینده ای‌ در آنچه رزق توست بر تو پیشی‌ نگیرد، و زورمندی‌ نسبت
عَلَيْهِ غالِبٌ، وَلَنْ يُبْطِئَ عَنْكَ ما قَدْ قُدِّرَ لَكَ.به آن بر تو غالب نشود، و آنچه برای‌ تو مقدّر شده از رسیدن به تو تأخیر نکند.
- وَ قَدْ مَضى هذَا الْكَلامُ فيما تَقَدَّمَ مِنْ هذَا الْبابِ اِلاّ اَنَّهُ ههُنا اَوْضَحُاین کلام پیش از این در همین باب گذشت، ولی‌ در اینجا روشن تر
وَ اَشْرَحُ، فَلِذلِكَ كَرَّرْناهُ عَلَى الْقاعِدَةِ الْمُقَرَّرَةِ فى اَوَّلِ هذَا الْكِتابِ.-و مشروح تر است، به این خاطر بر قاعده ای‌ که در ابتدای‌ کتاب مقرر شده تکرار کردیم.

حکمت ۳۸۰

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - رُبَّ مُسْتَقْبِل يَوْماً لَيْسَ بِمُسْتَدْبِرِهِ،و آن حضرت فرمود: بسا روی‌ آورنده به روزی‌ که آن روز را شب نکند،
وَ مَغْبُوط فى اَوَّلِ لَيْلِهِ قامَتْ بَواكيهِ فى آخِرِهِ.و بسا کسی‌ که در اول شب مورد غبطه مردم بود و آخر شب عزاداران بر او گرد آمدند.