قرآن کریمبه زبان فارسی

نهج البلاغه — حکمت‌های ۴۰۱ تا ۴۲۰

حکمت‌ها و سخنان کوتاه امیرالمؤمنین علی (ع)

حکمت ۴۰۱

متن عربیترجمه استاد حسین انصاریان
- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مُقارَبَةُ النّاسِ فى اَخْلاقِهِمْ اَمْنٌ مِنْ غَوائِلِهِمْ.و آن حضرت فرمود: هماهنگی‌ با اخلاق مردم سپر ایمنی‌ است در برابر کینه هایشان.

حکمت ۴۰۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لِبَعْضِ مُخاطِبيهِ وَ قَدْ تَكَلَّمَ بِكَلِمَة يُسْتَصْغَرُ مِثْلُهُ عَنْو آن حضرت به کسی‌ که در محضرش به سخن برخاست و سخنی‌ گفت که از مثل او زیبنده
قَوْلِ مِثْلِها: - لَقَدْ طِرْتَ شَكيراً، وَ هَدَرْتَ سَقْباً.نبود، فرمود: پیش از بال درآوردن پریدی‌، و به خردسالی‌ بانگ زدی‌.
- وَالشَّكيرُ ههُنا اَوَّلُ ما يَنْبُتُ مِنْ ريشِ الطّائِرِ قَبْلَ اَنْ يَقْوى وَ يَسْتَحْصِفَ.«شکیر» در اینجا اولین بالهایی‌ است که بر پرنده می‌ روید پیش از آنکه قوی‌ و محکم شود.
وَالسَّقْبُ: الصَّغيرُ مِنَ الاِْبِلِ، وَ لايَهْدِرُ اِلاّ بَعْدَ اَنْ يَسْتَفْحِلَ.-و «سَقْب» بچه شتر است، که تا بزرگ نشده فریاد نمی‌ زند.

حکمت ۴۰۳

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ اَوْمَاَ اِلى مُتَفاوِت خَذَلَتْهُ الْحِيَلُ.و آن حضرت فرمود: آن که خود را به کارهای‌ مختلف دراندازد تدبیرها او را واگذارند.

حکمت ۴۰۴

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ ، وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ مَعْنى قَوْلِهِمْ: «لاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ»: -حضرت را از معنای‌ «لا حول و لا قوّة الاّ باللّه» پرسیدند فرمود:
اِنّا لانَمْلِكُ مَعَ اللّهِ شَيْئاً، وَلانَمْلِكُ اِلاّ ما مَلَّكَنا،با وجود خدا دارنده چیزی‌ نیستیم، و دارنده چیزی‌ نمی‌ شویم جزآنچه او ما را دارنده آن نماید،
فَمَتى مَلَّكَنا ما هُوَ اَمْلَكُ بِهِ مِنّا كَلَّفَنا،بنابراین وقتی‌ ما را دارنده چیزی‌ نمودکه خود نسبت به آن دارنده تراستوظیفه ای‌ برعهده ما گذاشته،
وَ مَتى اَخَذَهُ مِنّا وَضَعَ تَكْليفَهُ عَنّا.و هرگاه آن را از ما گرفت تکلیـف آن را از ما برداشته.

حکمت ۴۰۵

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لِعَمّارِ بْنِ ياسِر رَحِمَهُ اللّهُ، وَ قَدْ سَمِعَهُ يُراجِعُ الْمُغيرَةَبه عمار یاسر رحمة اللّه علیه زمانی‌ که گفتگویش را با مغیره
ابْنَ شُعْبَةَ كَلاماً: - دَعْهُ يا عَمّارُ، فَاِنَّهُ لَمْ يَأْخُذْ مِنَ الدّينِپسر شعبه شنید فرمود: ای‌ عمّار، او را واگذار، چرا که او از دین چیزی‌ نگرفته
اِلاّ ما قارَبَهُ مِنَ الدُّنْيا، وَ عَلى عَمْد لَبَّسَ عَلى نَفْسِهِمگر آنچه که او را به دنیا نزدیک کند، و عمداً خود را به شبهه ها در انداخته
لِيَجْعَلَ الشُّبُهاتِ عاذِراً لِسَقَطاتِهِ.تا آنها را عذرخواه خطاهای‌ خود قرار دهد.

حکمت ۴۰۶

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - ما اَحَسَنَ تَواضُعَ الاَْغْنِياءِ لِلْفُقَراءِو آن حضرت فرمود: چه نیکوست فروتنی‌ توانگران برای‌ تهیدستان
طَلَباً لِما عِنْدَاللّهِ! وَ اَحْسَنُ مِنْهُ تيهُ الْفُقَراءِ عَلَى الاَْغْنِياءِبه جهت به دست آوردن رحمت خدا! و بهتر از آن بزرگ منشی‌ تهیدستان است با توانگران
اتِّكالاً عَلَـى اللّهِ.به خاطر تکیه کردن بر خدا.

حکمت ۴۰۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَا اسْتَوْدَعَ اللّهُ امْرَءاً عَقْلاً اِلاّو آن حضرت فرمود: خداوند عقل را در کسی‌ به ودیعت نگذارَد جز اینکه
اسْتَنْقَذَهُ بِهِ يَوْماًما.روزی‌ او را به وسیله آن نجات دهد.

حکمت ۴۰۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ صارَعَ الْحَقَّ صَرَعَهُ.و آن حضرت فرمود: آن که با حق درآویزد، حق بر زمینش زنـد.

حکمت ۴۰۹

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْقَلْبُ مُصْحَفُ الْبَصَرِ.و آن حضرت فرمود: دل کتاب دیده است.

حکمت ۴۱۰

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - التُّقى رَئيسُ الاَْخْلاقِ.و آن حضرت فرمود: تقوا پیشوای‌ اخلاق است.

حکمت ۴۱۱

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لاتَجْعَلَنَّ ذَرَبَ لِسانِكَ عَلى مَنْ اَنْطَقَكَ،و آن حضرت فرمود: تیزی‌ زبانت را علیه کسی‌ که سخن به تو آموخت،
وَ بَلاغَةَ قَوْلِكَ عَلى مَنْ سَدَّدَكَ.و بلاغت گفتارت را بر ضدّ کسی‌ که گفتارت را به صواب آورد به کار مگیر.

حکمت ۴۱۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - كَفاكَ اَدَباً لِنَفْسِكَ اجْتِنابُ ما تَكْرَهُهُو آن حضرت فرمود: در آراستگی‌ ات همین بس که از آنچه برای‌ دیگران نمی‌ پسندی‌
مِنْ غَيْرِكَ.اجتنـاب کنـی‌ .

حکمت ۴۱۳

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ صَبَرَ صَبْرَ الاَْحْرارِ، وَ اِلاّو آن حضرت فرمود: شکیبا آن است که چون آزادمردان شکیبایی‌ ورزد، ورنه همچون
سَـلا سُـلُوَّ الاَْغْمـارِ.تسلّی‌ِ نادانانِ بی‌ تجربه تسلّی‌ یابد.

حکمت ۴۱۴

- وَ فى خَبَر آخَرَ اَنَّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ قالَ لِلاَْشْعَثِ بْنِ قَيْس مُعَزِّياًدر روایت دیگری‌ است که به اشعث بن قیس در تسلیت
عَنِ ابْن لَهُ: - اِنْ صَبَرْتَ صَبْرَ الاَْكارِمِ، وَ اِلاّفرزندش فرمود: اگر به مانند شکیبایی‌ بزرگواران شکیبایی‌ نمودی‌ چه خوب، وگرنه
سَـلَوْتَ سُـلُوَّ الْبَهائِـمِ.چون فراموشی‌ چهارپایان فراموش خواهی‌ کرد.

حکمت ۴۱۵

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ فى صِفَةِ الدُّنْيا: - الدُّنْيا تَغُرُّ وَ تَضُّرُّ وَ تَمُرُّ.و آن حضرت در وصف دنیا فرمود: دنیا می‌ فریبد و زیان می‌ زند و می‌ گذرد.
اِنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ يَرْضَها ثَواباً لاَِوْلِيائِهِ، وَلا عِقاباً لاَِعْدائِهِ.خداوند دنیا را به عنوان پاداش برای‌ اولیائش، و کیفر برای‌ دشمنانش نپسندید.
وَ اِنَّ اَهْلَ الدُّنْيا كَرَكْب بَيْنا هُمْ حَلُّوا اِذْ صاحَ بِهِمْ سائِقُهُمْاهل دنیا چون کاروانند که در اثنای‌ فرودآمدن، کاروانسالارشان فریاد برمی‌ دارد
فَارْتَحَلُوا.که کـوچ کننـد.

حکمت ۴۱۶

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لاِبْنِهِ الْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلامُ: - يا بُنَىَّ، لاتُخَلِّفَنَّبه فرزندش حسن علیه السّلام فرمود: پسرم! چزی‌ از دنیا را
وَراءَكَ شَيْئاً مِنَ الدُّنْيا، فَاِنَّكَ تُخَلِّفُهُ لاَِحَدِ رَجُلَيْنِ:برای‌ بعد از خود مگذار، زیرا برای‌ یکی‌ از دو نفر خواهی‌ گذاشت:
اِمّا رَجُلٌ عَمِلَ فيهِ بِطاعَةِ اللّهِ فَسَعِدَ بِمایا کسی‌ که مال را در طاعت خدا به مصرف خواهد رساند، پس او سعادتمند می‌ شود به چیزی‌ که تو
شَقيتَ بِهِ. وَ اِمّا رَجُلٌ عَمِلَ فيهِ بِمَعْصِيَةِ اللّهِ،به خاطر آن بدبخت شده ای‌. یا کسی‌ که آن را در معصیت حق خرج خواهد کرد،
فَشَقِىَ بِما جَمَعْتَ لَهُ، فَكُنْتَ عَوْناً لَهُ عَلى مَعْصِيَتِهِ.پس زیانکار گشته ای‌ به سبب آنچه برای‌ او فراهم آوردی‌، و وی‌ را بر معصیت خدا کمک کردی‌.
وَ لَيْسَ اَحَدُ هذَيْنِ حَقيقاً اَنْ تُؤْثِرَهُ عَلى نَفْسِكَ.و هیچ کدام از این دو نفر شایسته نیستند که آنها را بر خود مقدّم بداری‌.
- وَ يُرْوَى هذَا الْكَلامُ عَلى وَجْه آخَرَ وَ هُوَ:-این سخن به صورتی‌ دیگر هم روایت شده و آن این است:
اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّ الَّذى فى يَدِكَ مِنَ الدُّنْيا قَدْ كانَ لَهُ اَهْلٌ قَبْلَكَ،اما بعد، آنچه از دنیا در اختیار توست پیش از تو مالکی‌ داشته،
وَ هُوَ صائِرٌ اِلى اَهْل بَعْدَكَ، وَ اِنَّما اَنْتَ جامِعٌ لاَِحَدِو پس از تو به مالکی‌ دیگر می‌ رسد، و تو برای‌ یکی‌ از این دو نفر
رَجُلَيْنِ: رَجُل عَمِلَ فيما جَمَعْتَهُ بِطاعَةِ اللّهِ، فَسَعِدَجمع می‌ کنی‌: کسی‌ که با فراهم آورده ات به طاعت خدا برمی‌ خیزد، پس خوشبخت گشته
بِما شَقيتَ بِهِ. اَوْ رَجُل عَمِلَ فيهِ بِمَعْصِيَةِ اللّهِبه آنچه که تو به آن بدبخت شده ای‌، یا کسی‌ که آن را در معصیت خدا خرج می‌ نماید،
فَشَقِىَ بِما جَمَعْتَ لَهُ. وَ لَيْسَ اَحَدُ هذَيْنِ اَهْلاً اَنْ تُؤْثِرَهُپس زیانکار شده به آنچه که تو برای‌ او جمع کردی‌. هیچ کدام از این دو نفر سزاوار نیستند
عَلى نَفْسِكَ، وَلا اَنْ تَحْمِلَ لَهُ عَلى ظَهْرِكَ. فَارْجُ لِمَنْکه بر خود مقدم نمایی‌، و نه اینکه به خاطر او بر پشت خود بار گذاری‌. پس برای‌ کسی‌ که
مَضى رَحْمَةَ اللّهِ، وَ لِمَنْ بَقِىَ رِزْقَ اللّهِ.از دنیا رفته رحمت خدا را، و برای‌ آن که مانده رزق پروردگار را امیدوار باش.

حکمت ۴۱۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لِقائِل قالَ بِحَضْرَتِهِ: «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ»: - ثَكِلَتْكَ اُمُّكَ!کسی‌ در محضرش گفت: «اَسْتَغْفراللّه» فرمود: مادر به عزایت بنشیند،
اَتَدْرى مَا الاِْسْتِغْفارُ؟ اِنَّ الاْستِغْفارَ دَرَجَةُ الْعِلّيّينَ،می‌ دانی‌ استغفار چیست؟ استغفار مقام مردم بلندمرتبه است،
وَ هُوَ اسْمٌ واقِعٌ عَلى سِتَّةِ مَعان: اَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلى ما مَضى.و آن نامی‌ است که آن را شش معناست: اول پشیمانی‌ از گناه انجام گرفته،
وَالثَّانِى الْعَزْمُ عَلى تَرْك الْعَوْدِ اِلَيْهِ اَبَداً. وَالثّالِثُ اَنْ تُوَدِّىَدوم تصمیم بر ترک گناه در آینده، سوم پرداخت حقوق
اِلَى الْمَخْلُوقينَ حُقُوقَهُمْ حَتّى تَلْقَى اللّهَ اَمْلَسَمردم تا خدا را ملاقات کنی‌ و حقی‌ از مردم
لَيْسَ عَلَيْكَ تَبِعَةٌ. وَالرّابِعُ اَنْ تَعْمِدَ اِلى كُلِّ فَريضَة عَلَيْكَبر عهده ات نباشد. چهارم اراده بر ادای‌ هر حق واجبی‌ که آن را
ضَيَّعْتَها فَتُؤَدِّىَ حَقَّها. وَالْخامِسُ اَنْ تَعْمِدَ اِلَى اللَّحْمِضایع کرده ای‌ و آن را بپردازی‌. پنجم همّت بر آب کردن گوشتی‌ که
الَّذى نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذيبَهُ بِالاَْحْزانِ حَتّى تُلْصِقَاز حرام بر وجودت روییده با اندوه بر گذشته تا جایی‌ که
الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ يَنْشَاَ بَيْنَهُما لَحْمٌ جَديدٌ. وَالسّادِسُ اَنْپوست را به استخوان بچسبانی‌ و بین آنها گوشت جدید روید. ششم چشاندن
تُذيقَ الْجِسْمَ اَلَمَ الطّاعَةِ كَما اَذَقْتَهُ حَلاوَةَ الْمَعْصِيَةِ. فَعِنْدَرنج عبادت بر بدن چنانکه شیرینی‌ گناه را بر آن چشاندی‌. آن گاه
ذلِكَ تَقُولُ: اَسْتَغْفِرُ اللّهَ.می‌ گویی‌: اَسْتَغْفِرُ اللّهَ.

حکمت ۴۱۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْحِلْمُ عَشيرَةٌ.و آن حضرت فرمود: بردباری‌ برای‌ انسان چون قبیله است.

حکمت ۴۱۹

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مِسْكينٌ ابْنُ آدَمَ، مَكْتُومُ الاَْجَلِ،و آن حضرت فرمود: بیچاره فرزند آدم، مرگش پنهان،
مَكْنُونُ الْعِلَلِ، مَحْفُوظُ الْعَمَلِ، تُؤْلِمُهُ الْبَقَّةُ، وَ تَقْتُلُهُبیماریهایش پوشیده، و کردارش نزد خدا محفوظ است، پشه ای‌ او را می‌ آزارد، جرعه ای‌
الشَّـرْقَةُ، وَ تُنْتِـنُهُ الْعَرْقَـةُ.گلوگیر او را از پا می‌ اندازد، و عرق او را بدبو می‌ سازد.

حکمت ۴۲۰

- وَ رُوِىَ اَنَّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ كانَ جالِساً فى اَصْحابِهِ فَمَرَّتْ بِهِمُ امْرَاَةٌ جَميلَةٌ،نقل شده که آن حضرت در میان یارانش نشسته بود، زنی‌ زیبا بر آنان عبور کرد،
فَرَمَقَهَا الْقَوْمُ بِاَبْصارِهِمْ. فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ اَبْصارَ هذِهِآنان دیده بر او دوختند، آن حضرت علیه السّلام فرمود: دیده اینان
الْفُحُولِ طَوامِحُ، وَ اِنَّ ذلِكَ سَبَبُ هِبابِها، فَاِذا نَظَرَ اَحَدُكُمْبه شهوت نگران، و این نظراندازی‌ موجب هیجان است، هرگاه یکی‌ از شما
اِلَى امْرَاَة تُعْجِبُهُ فَلْيُلامِسْ اَهْلَهُ، فَاِنَّما هِىَ امْرَاَةُ كَامْرَاَةبه زنی‌ که او را خوش آید نظر کند باید با همسر خود درآمیزد، که این زنی‌ است همانند آن.
- فَقالَ رَجُلٌ مِنَ الْخَوارِج ِ: قاتَلَهُ اللّهُ كافِراً ما اَفْقَهَهُ! فَوَثَبَ الْقَوْمُمردی‌ از خوارج گفت: خدا این کافر را نابود کند، چقدر داناست! مردم برجستند
لِيَقْتُلُوهُ، فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - رُوَيْداً، اِنَّما هُوَ سَبٌّ بِسَبٍّ،تا او را نابود کنند، فرمود: او را واگذارید، پاسخ ناسزاگویی‌ ناسزاست،
اَوْ عَفْوٌ عَنْ ذَنْب.یـا گـذشـت از گنــاه .