| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْوِلاياتُ مَضاميرُ الرِّجالِ. | و آن حضرت فرمود: حکمرانیها میدان آزمایش مردان است. |
حکمت ۴۴۲ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لَيْسَ بَلَدٌ بِاَحَقَّ بِكَ مِنْ بَلَد، خَيْرُ الْبِلادِ | و آن حضرت فرمود: شهری برای تو شایسته تر از شهر دیگر نیست، بهترین شهرها شهری است |
| مـا حَمَلَـكَ. | که پذیرای تو باشد. |
حکمت ۴۴۳ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ ، وَ قَدْ جاءَهُ نَعْىُ الاَْشْتَرِ رَحِمَهُ اللّهُ: - | وقتی خبر مرگ اشتر رحمة اللّه علیه به حضرت رسید، فرمود: |
| مالِكٌ وَ ما مالِكٌ! وَاللّهِ لَوْ كانَ جَبَلاً لَكانَ فِنْداً، وَ لَوْ كانَ حَجَراً | مالک و چه بود مالک! به خدا قسم اگر کوه بود کوهی جدای از کوهها بود، و اگر سنگ بود |
| لَكانَ صَلْداً، لايَرْتَقيهِ الْحافِرُ، وَلايُوفى عَلَيْهِ الطّائِرُ. | سنگی سخت بود، مرکبی به بلندای آن نمی رسد، و پرنده ای بر قله آن نمی پرد. |
| - وَالْفِنْدُ: الْمُنْفَرِدُ مِنَ الْجِبالِ.- | «فِند» به معنای کوهی جدای از کوههاست. |
حکمت ۴۴۴ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - قَليلٌ مَدُومٌ عَلَيْهِ خَيْرٌ مِنْ كَثير | و آن حضرت فرمود: اندک کاری که بر آن مداومت کنی بهتر است از کار زیادی |
| مَمْلُول مِنْهُ. | که از آن خسته شوی. (تکرار شماره ۲۷۸) |
حکمت ۴۴۵ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِذا كانَ فى رَجُل خَلَّةٌ رائِقَةٌ | و آن حضرت فرمود: اگر در مردی خصلتی خوشایند باشد همانندهای آن را |
| فَانْتَظِرُوا اَخَواتِها. | در انـتـظـار بـاشـیـد. |
حکمت ۴۴۶ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لِغالِبِ بْنِ صَعْصَعَةَ اَبِى الْفَرَزْدَقِ فى كَلام دارَ | به غالب بن صَعْصَعه پدر فرزدق در گفتگویی که میانشان گذشت، |
| بَيْنَهُما: - ما فَعَلَتْ اِبِلُكَ الْكَثيرَةُ؟ - قالَ: ذَعْذَعَتْهَا الْحُقُوقُ يا | فرمود: شتران بسیارت چه شدند؟ گفت: حقوق خدایی آنها را پراکنده ساخت |
| اَميرَ الْمُؤْمِنينَ. فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:- ذلِكَ اَحْمَدُ سُبُلِها. | ای امیرمؤمنان. فرمود: این پراکندگی ستوده ترین راههای پراکندگی است. |
حکمت ۴۴۷ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنِ اتَّجَرَ بِغَيْرِ فِقْه فَقَدِارْتَطَمَ فِى الرِّبا. | و آن حضرت فرمود: کسی که بدون آگاهی به احکام، به تجارت برخاست در ورطه ربا افتاد. |
حکمت ۴۴۸ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ عَظَّمَ صِغارَ الْمَصائِبِ ابْتَلاهُ | و آن حضرت فرمود: آن که مصائب کوچک را بزرگ شمارد خداوند او را به مصائب |
| اللّهُ بِكِبارِها. | بـزرگ مبتـلا سازد. |
حکمت ۴۴۹ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هانَتْ عَلَيْهِ شَهَواتُهُ. | و آن حضرت فرمود: کسی که خود را گرامی داشت شهواتش نزد او خوار شد. |
حکمت ۴۵۰ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - ما مَزَحَ امْرُؤٌ مَزْحَةً اِلاّ مَجَّ مِنْ عَقْلِهِ مَجَّةً. | و آن حضرت فرمود: مردی شوخی نکرد جز آنکه پاره ای از عقل خود را بیرون انداخت. |
حکمت ۴۵۱ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - زُهْدُكَ فى راغِب فيكَ نُقْصانُ حَظٍّ، | و آن حضرت فرمود: بی میلی تو به کسی که به تو مایل است موجب کمی بهره، |
| وَ رَغْبَتُكَ فى زاهِد فيكَ ذُلُّ نَفْس. | و میل تو به کسی که به تو بی میل است خواری نفس است. |
حکمت ۴۵۲ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْغِنى وَالْفَقْرُ بَعْدَ الْعَرْضِ عَلَى اللّهِ. | و آن حضرت فرمود: توانگری و تهیدستی پس از عرضه اعمال بر خدا معلوم می گردد. |
حکمت ۴۵۳ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - ما زالَ الزُّبَيْرُ رَجُلاً مِنّا اَهْلَ الْبَيْتِ | و آن حضرت فرمود: زبیر همواره مردی از ما اهل بیت بود |
| حَتّى نَشَاَ ابْنُهُ الْمَشْؤُومُ عَبْدُاللّهِ. | تا زمانی که فرزند شومش عبداللّه رشد کرد. |
حکمت ۴۵۴ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - ما لاِبْنِ آدَمَ وَالْفَخْرَ؟! اَوَّلُهُ نُطْفَةٌ، | و آن حضرت فرمود: فرزند آدم را با نازیدن چکار؟ اولش نطفه، |
| وَ آخِرُهُ جيفَةٌ، لايَرْزُقُ نَفْسَهُ، وَلايَدْفَعُ حَتْفَهُ! | و آخرش مردار است، روزی خود را نمی دهد، و مرگش را از خود نمی راند! |
حکمت ۴۵۵ |
| - وَ سُئِلَ عَنْ اَشْعَرِ الشُّعَراءِ، فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ الْقَوْمَ لَمْ يَجْرُوا | از بهترین شعرا از حضرت پرسیدند، فرمود: این طایفه دریک نوع |
| فى حَلْبَة تُعْرَفُ الْغايَةُ عِنْدَ قَصَبَتِها، فَاِنْ كانَ وَلابُدَّ | میدان مسابقه اسب فصاحت نتاخته اند تا برنده آنان معلوم شود، اگر چاره ای از |
| فَـالْمَـلِـكُ الضِّلّيـلُ. - يُـريدُ امْـرَاَ الْقَيْـسِ-. | پاسخ نباشد باید گفت: سلطان گمراه. مراد آن حضرت اِمْرَءُ الْقَیْس است. |
حکمت ۴۵۶ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اَلا حُرٌّ يَدَعُ هذِهِ اللُّماظَةَ لاَِهْلِها؟! | وآن حضرت فرمود: آیاآزاد مردی نیست که این نیم خورده دنیا را به اهل دنیاواگذارد؟! |
| اِنَّهُ لَيْسَ لاَِنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ اِلاَّ الْجَنَّةَ، فَلاتَبيعُوها اِلاّ بِها. | برای وجود شما قیمتی جز بهشت نیست، آن را جز به بهشت نفروشید. |
حکمت ۴۵۷ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْهُومانِ لايَشْبَعانِ: طالِبُ عِلْم وَ طالِبُ دُنْيا. | و آن حضرت فرمود: دو گرسنه اند که سیر نمی شوند: طالب علم و طالب دنیا. |
حکمت ۴۵۸ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - عَلامَةُ الاْيمانِ اَنْ تُؤْثِرَ الصِّدْقَ حَيْثُ | و آن حضرت فرمود: نشانه ایمان این است که راستی را در جایی که |
| يَضُرُّكَ عَلَى الْكَذِبِ حَيْثُ يَنْفَعُكَ، وَ اَنْ لايَكُونَ فى حَديثِكَ | به زیان توست بر دروغی که به سود توست مقدم بداری، و اینکه گفتارت |
| فَضْلٌ عَنْ عَمَلِكَ، وَ اَنْ تَتَّقِىَ اللّهَ فى حَديثِ غَيْرِكَ. | از کردارت بیشتر نباشد، و در سخن گفتن درباره دیگری از خدا پروا کنی. |
حکمت ۴۵۹ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - يَغْلِبُ الْمِقْدارُ عَلَى التَّقْديرِ حَتّى | و آن حضرت فرمود: مقدّرات بر تدبیر غالب آیند تا بدان جا که گاهی |
| تَكُونَ الاْفَةُ فِى التَّدْبيرِ. | آفت آدمی به تدبیر خود اوست. |
| - وَ قَدْ مَضى هذَا الْمَعْنى فيما تَقَدَّمَ بِرِوايَة تُخالِفُ هذِهِ الاَْلْفاظَ.- | این معنا در گذشته (شماره ۱۶) به روایتی با الفاظ دیگر گذشت. |
حکمت ۴۶۰ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْحِلْمُ وَ الاَْناةُ تَوْاَمانِ، يُنْتِجُهُما عُلُوُّ الْهِمَّةِ. | و آن حضرت فرمود: بردباری و درنگ دو فرزند دوقلویند که همت بلند آنها را می زاید. |