| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْغيبَةُ جُهْدُ الْعاجِزِ. | و آن حضرت فرمود: غیبت کوشش ناتوان است. |
حکمت ۴۶۲ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - رُبَّ مَفْتُون بِحُسْنِ الْقَوْلِ فيهِ. | و آن حضرت فرمود: چه بسا آدمی با ستایشی که از او شود فریب خورد. (تکرار شماره ۱۶) |
حکمت ۴۶۳ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الدُّنْيا خُلِقَتْ لِغَيْرِها وَ لَمْ تُخْلَقْ لِنَفْسِها. | و آن حضرت فرمود: دنیا برای دیگری به وجود آمده نه برای خودش. |
حکمت ۴۶۴ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ لِبَنى اُمَيَّةَ مُرْوَداً يَجْرُونَ فيهِ، | و آن حضرت فرمود: بنی امیه را عرصه مهلتی است که در آن می رانند، |
| وَلَوْ قَدِ اخْتَلَفُوا فيما بَيْنَهُمْ ثُمَّ كادَتْهُمُ الضِّباعُ لَغَلَبَتْهُمْ. | جون بینشان اختلاف پیدا شود اگر کفتارها فریبشان دهند بر آنان پیروزی یابند. |
| - وَالْمُرْوَدُ ههُنا مُفْعَلٌ مِنَ الاِْرْوادِ وَ هُوَ الاِْمْهالُ وَالاِْنْظارُ. وَ هذا مِنْ | «مِرود» در اینجا مُفعَل است از « اِرواد» و آن مهلت دادن است. این از |
| اَفْصَح ِ الْكَلامِ وَ اَغْرَبِهِ، فَكَاَنَّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ شَبَّهَ الْمُهْلَةَ الَّتى هُمْ فيها | فصیح ترین و شگفت ترین کلام است، گویی امام علیه السّلام مهلتی را که بنی امیه در آن بودند |
| بِالْمِضْمارِ الَّذى يَجْرُونَ فيهِ اِلَى الْغايَةِ، فَاِذا بَلَغُوا مُنْقَطَعَهَا | تشبیه به میدانی کرده که تا پایان آن می تازند، و چون به نهایتش رسند |
| انْتَقَضَ نِظامُهُمْ بَعْدَها.- | نظام حکومتشان از بین می رود. |
حکمت ۴۶۵ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ فى مَدْح ِ الاَْنْصارِ: - هُمْ وَاللّهِ رَبَّوُا الاِْسْلامَ | و آن حضرت در مدح انصار فرمود: به خدا قسم اسلام را با بی نیازی پرورش دادند |
| كَما يُرَبَّى الْفِلْوُ مَعَ غَنائِهِمْ، بِاَيْديهِمُ السِّباطِ، وَاَلْسِنَتِهِمُ السِّلاطِ. | همچنانکه کرّه اسب از شیر گرفته تربیت می شود، با دست های بخشنده، و زبانهای برنده. |
حکمت ۴۶۶ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْعَيْنُ وِكاءُ السَّهِ. | و آن حضرت فرمود: دیده سربند نشمینگاه است. |
| - وَ هذِهِ مِنْ الاِْستِعاراتِ الْعَجيبَةِ، كَاَنَّهُ شَبَّهَ السَّهَ بِالْوِعاءِ وَالْعَيْنَ | این سخن از کنایات شگفت آور است، انگار امام نشمینگاه را به مَشک و چشم |
| بِالْوِكاءِ، فَاِذا اُطْلِقَ الْوِكاءُ لَمْ يَنْضَبِطِ الْوِعاءُ. | را به بند تشبیه نموده، چون بند را رها کنند مشک نمی تواند آنچه را در آن است نگاه دارد. |
| وَ هذَا الْقَوْلُ فِى الاَْشْهَرِ الاَْظْهَرِ مِنْ كَلامِ النَّبِىِّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، | مشهورتر و ظاهرتر این است که این قطعه از سخنان رسول خدا صلّی اللّه علیه وآله است، |
| وَ قَدْ رَواهُ قَوْمٌ لاَِميرِالْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِ السَّلامُ. وَ ذَكَرَ ذلِكَ الْمُبَرَّدُ فى كِتابِ | و عده ای آن را از امیرالمؤمنین علیه السّلام روایت کرده اند. و این سخن را مبرّد در کتاب |
| «الْمُقْتَضَبِ» فى بابِ اللَّفْظِ بِالْحُرُوفِ، وَ قَدْ تَكَلَّمْنا عَلى هذِهِ الاِْسْتِعارَةِ | «المُقْتَضَب» در باب لفظ به حروف ذکر نموده، و ما در رابطه با این کنایه |
| فى كِتابِنَا الْمَوْسُومِ بِمَجازاتِ الاْثارِ النَّبَوِيَّةِ.- | در کتاب خود که به مجازات آثار نبویه نامیده شده سخن گفته ایم. |
حکمت ۴۶۷ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ فى كَلام لَهُ: - وَ وَلِيَهُمْ وَال فَاَقامَ وَاسْتَقامَ | در یکی از سخنان خود فرمود: بر آنان حاکمی حکومت کرد که حق را برپا داشت و استقامت نمود، |
| حَتّى ضَرَبَ الدّينُ بِجِرانِهِ. | تـا دیـن اسـتـقـرار گـرفـت. |
حکمت ۴۶۸ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - يَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ عَضُوضٌ، يَعَضُّ | و آن حضرت فرمود: بر مردم زمانی رسد بسیار سخت، که توانگران |
| الْمُوسِرُ فيهِ عَلى ما فى يَدَيْهِ وَ لَمْ يُؤْمَرْ بِذلِكَ، | در آن زمان از آنچه در دست دارند انفاق نکنند در حالی که به نگاهداری مال امر نشده اند، |
| قالَ اللّهُ سُبْحانَهُ: «وَلاتَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ». تَنْهَدُ فيهِ | خداوند سبحان فرموده: «احسان بین خود را فراموش نکنید». در آن زمان بدکاران |
| الاَْشْرارُ، وَ تُسْتَذَلُّ فيهِ الاَْخْيارُ، وَ يُبايِعُ الْمُضْطَرُّونَ | بلندمرتبه، و خوبان خوارمی شوند، تهیدستان هستی خودرا از روی ناچاری به قیمت اندک می فروشند |
| وَ قَدْ نَهى رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَنْ بِيَع ِ | (و توانگران می خرند) درحالی که پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه وآله از چنین خرید و فروشی |
| الْمُضْطَرّينَ. | منـــع کـــرده. |
حکمت ۴۶۹ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - يَهْلِكُ فِىَّ رَجُلانِ: مُحِبٌّ مُفْرِطٌ، | و آن حضرت فرمود: دو نفر در رابطه با من هلاک می شوند: عاشق غلوّ کننده، |
| وَ باهِتٌ مُفْتَر. - وَ هذا مِثْلُ قَوْلِهِ عَلَيْهِ السَّلامُ:- هَلَكَ فِىَّ | و دشمن متجاوز از حد. (تکرار شماره ۱۱۷) |
| رَجُلانِ: مُحِبٌّ غال، وَ مُبْغِضٌ قال. | |
حکمت ۴۷۰ |
| - وَ سُئِلَ عَلَيْهِ السَّلامُ عَنِ التَّوْحيدِ وَالْعَدْلِ، فَقالَ: - التَّوْحيدُ | از توحید و عدل از آن حضرت سؤال شد، فرمود: توحید آن است |
| اَنْ لاتَتَوَهَّمَهُ، وَالْعَدْلُ اَنْ لاتَتَّهِمَهُ. | که خدا را در وهم نیاوری، و عدل آن است که او را متّهم نکنی. |
حکمت ۴۷۱ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لاخَيْرَ فِى الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ، كَما | و آن حضرت فرمود: در خاموشی از سخن حکیمانه خیری نیست، چنانکه در گفتار |
| اَنَّهُ لاخَيْرَ فِى الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ. | جاهلانه خیری وجود ندارد. (تکرار شماره ۱۸۲) |
حکمت ۴۷۲ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ فى دُعاء اسْتَسْقى بِهِ: - اللّهُمَّ اسْقِنا ذُلُلَ السَّحابِ | در دعایی که با آن طلب باران نمود، گفت: خداوندا، ما را به ابرهای رام سیراب کن، |
| دُونَ صِعابِها. | نـه ابـرهای سـرکش. |
| - وَ هذا مِنَ الْكَلامِ الْعَجيبِ الْفَصاحَةِ، وَ ذلِكَ اَنَّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ شَبَّهَ | این سخنی است عجیب رسا، چه اینکه آن حضرت علیه السّلام |
| السَّحابَ ذَواتِ الرُّعُودِ وَالْبَوارِقِ وَالرِّياح ِ وَالصَّواعِقِ بِالاِْبِلِ | ابرهای دارای رعد و برق و طوفان و صاعقه را به شترهای |
| الصِّعابِ الَّتى تَقْمِصُ بِرِحالِها، وَ تَقِصُ بِرُكْبانِها، | سرکشی که بار را از پشت خود می اندازند، و سواران خود را به زمین می زنند، |
| وَ شَبَّهَ السَّحابَ خالِيَةً مِنْ تِلْكَ الرَّوائِع ِ بِالاِْبِلِ الذُّلُلِ | و ابرهای خالی از این امور وحشتزا را به شترهای رامی که شیرشان را می دوشند و آنها هم |
| الَّـتى تُحْتَـلَبُ طَيِّـعَةً وَ تُـقْتَـعَـدُ مُسْـمِحَـةً.- | فرمان می برند، و بر آنها سوار می شوند و آنها هم خوشرفتاری می کنند تشبیه نموده. |
حکمت ۴۷۳ |
| - وَ قيلَ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: لَوْ غَيَّرْتَ شَيْبَكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ؟ فَقالَ: - | به حضرت گفتند: ای امیرمؤمنان، چه می شد اگر مویت را خضاب می کردی؟ آن حضرت فرمود: |
| الْخِضابُ زينَةٌ وَ نَحْنُ قَوْمٌ فى مُصيبَة. | خضاب آرایش است و ما در عزا هستیم. |
| - يُريدُ وَفاةَ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ.- | منظور آن حضرت مصیبت وفات رسول خدا صلّی اللّه علیه وآله است. |
حکمت ۴۷۴ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَا الْمُجاهِدُ الشَّهيدُ فى سَبيلِ اللّهِ بِاَعْظَمَ | و آن حضرت فرمود: مجاهد شهید در راه خدا پاداشش |
| اَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ. لَكادَ الْعَفيفُ اَنْ يَكُونَ مَلَكاً | بیشتر از کسی نیست که قدرت بر گناه داشته ولی خودداری نموده. چنین انسان باعفّتی |
| مِــنَ الْـمَـلائِـكَــةِ. | نزدیک است فرشته ای از فرشتگان باشد. |
حکمت ۴۷۵ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْقَناعَةُ مالٌ لايَنْفَدُ. | و آن حضرت فرمود: قناعت گنجی است که تمام نمی شود. |
| - وَ قَدْ رَوى بَعْضُهُمْ هذَا الْكَلامَ عَنِ النَّبِىِّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ.- | (تکرار شماره (۵۷) |
حکمت ۴۷۶ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لِزِيادِ بْنِ اَبيهِ، وَ قَدِ اسْتَخْلَفَهُ لِعَبْدِاللّهِ بْنِ الْعَبّاسِ عَلى | به زیاد بن ابیه هنگامی که او را جانشین عبداللّه بن عباس در سرزمین |
| فارِسَ وَ اَعْمالِها، فى كَلام طَويل كانَ بَيْنَهُما، نَهاهُ فيهِ عَنْ تَقَدُّمِ | فارس و قلمرو آن قرار داد، در سخنی طولانی که او را از گرفتن مالیات پیش از موعد آن نهی نمود، |
| الْخَراج ِ: - اسْتَعْمِلِ الْعَدْلَ، وَ احْذَرِ الْعَسْفَ وَالْحَيْفَ، | فرمود: عدالت را به کار گیر، و از سختگیری و ستم کردن حذر کن، |
| فَاِنَّ الْعَسْفَ يَعُودُ بِالْجَلاءِ، وَالْحَيْفَ يَدْعُو اِلَى السَّيْفِ. | چرا که سختگیری باعث آوارگی مردم شود، و ستم کردن کار را به جنگ کشاند. |
حکمت ۴۷۷ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهِ صاحِبُهُ. | و آن حضرت فرمود: سخت ترین گناهان گناهی است که گنهکار آن را ناچیز بشمارد.(تکرار شماره ۳۴۸) |
حکمت ۴۷۸ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - ما اَخَذَ اللّهُ عَلى اَهْلِ الْجَهْلِ | و آن حضرت فرمود: خداوند از جاهلان پیمان فراگیری نگرفت |
| اَنْ يَتَعَلَّمُوا حَتّى اَخَذَ عَلى اَهْلِ الْعِلْمِ اَنْ يُعَلِّمُوا. | تـا ایـنـکـه از دانـشـمـنـدان پـیـمـان آمـوخـتـن گـرفـت. |
حکمت ۴۷۹ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - شَرُّ الاِْخْوانِ مَنْ تُكُلِّفَ لَهُ. | و آن حضرت فرمود: بدترین برادران آن است که آدمی برای او دچار زحمت شود. |
| - لاَِنَّ التَّكْليفَ مُسْتَلْزِمٌ لِلْمَشَقَّةِ، وَ هُوَ شَرٌّ لازِمٌ عَنِ الاَْخ ِ الْمُتَكَلَّفِ لَهُ، | چرا که تکلیف مستلزم رنج است، و این رنج را برادری که به خاطر او به زحمت افتاده اند باعث شده، |
| فَهُوَ شَرُّ الاِْخْوانِ.- | پس او بدترین برادران است. |
حکمت ۴۸۰ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِذَا احْتَشَمَ الْمُؤْمِنُ اَخاهُ فَقَدْ فارَقَهُ. | و آن حضرت فرمود: زمانی که مؤمن برادرش را به خشم آورد از او جدایی نموده. |
| - يُقالُ: حَشَمَهُ وَ اَحْشَمَهُ، اِذا اَغْضَبَهُ، وَ قيلَ: اَخْجَلَهُ، | گفته شود: حَشَمه و اَحْشَمَه: زمانی که او را خشمگین سازد، و گفته شده: یعنی شرمنده نماید، |
| وَ «احْتَشَمَهُ»: طَلَبَ ذلِكَ لَهُ، وَ هُوَ مَظِنَّةُ مُفارَقَتِهِ.- | و «احْتَشَمَه» یعنی غضب و شرمندگی را برای برادرش بخواهد، و چنین برنامه ای مظنّه جدایی است. |
| - وَ هذا حينُ انْتِهاءِ الْغايَةِ بِنا اِلى قَطْع ِ الْمُخْتارِ مِنْ كَلامِ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ | اکنون وقت آن است که به گزیده های کلام امیرالمؤمنین |
| عَلَيْهِ السَّلامُ، حامِدينَ لِلّهِ سُبْحانَهُ عَلى ما مَنَّ بِهِ مِنْ تَوْفيقِنا لِضَمِّ مَا انْتَشَرَ | علیه السّلام پایان دهیم، و خدا را بر توفیقی که بر ما منّت گذاشت تا آنچه پراکنده بود |
| مِنْ اَطْرافِهِ، وَ تَقْريبِ ما بَعُدَ مِنْ اَقْطارِهِ، وَ مُقَرِّرينَ الْعَزْمَ كَما شَرَطْنا اَوَّلاً | جمع کنیم، و آنچه دور بود نزدیک نماییم، سپاس گزاریم. و همان طور که در ابتدا شرط کردیم |
| عَلى تَفضيلِ اَوْراق مِنَ الْبَياضِ فى آخِرِ كُلِّ باب مِنَ الاَْبْوابِ، | تصمیم ما این است که اوراق سپیدی در پایان هر باب از ابواب کتاب اضافه کنیم، |
| لِيَكُونَ لاِقْتِناصِ الشّارِدِ، وَاسْتِلْحاقِ الْوارِدِ. وَ ما عَسى اَنْ | تا آنچه از دست شده در آن بگذاریم، یا آنچه دست یافتیم به آن ملحق کنیم. شاید |
| يَظْهَرَ لَنا بَعْدَ الْغُمُوضِ، وَ يَقَعَ اِلَيْنا بَعْدَ الشُّذُوذِ. | کلامی که پنهان بوده برای ما آشکار گردد، و بعد از آنکه دور بوده به ما برسد. |
| وَ ما تَوْفيقُنا اِلاّ بِاللّهِ ، عَلَيْهِ تَوَكَّلْنا وَ هُوَ حَسْبُنا | ما را جز به خدا توفیق نیست، بر او تکیه کردیم و او ما را کافی است |
| وَ نِعْمَ الْوَكيلُ. | و نیکو وکیلی است. |
| وَ ذلِكَ فى رَجَبِ سَنَةِ اَرْبَعِمِائَة مِنَ الْهِجْرَةِ. وَ صَلَّى اللّهُ | پایان این برنامه در ماه رجب سال چهارصد هجری است. درود خدا |
| عَلى سَيِّدِنا مُحَمَّد خاتَمِ الرُّسُلِ، وَ الْهادى اِلى خَيْرِ السُّبُلِ، | بر سیّد ما محمّد خاتم انبیا، و راهنمای به بهترین راهها، |
| وَ آلِهِ الطّاهِرينَ، وَ اَصْحابِهِ نُجُومِ الْيَقينِ.- | و اهل بیت پاک، و اصحابش که ستارگان یقین اند. |