قرآن کریمبه زبان فارسی

نهج البلاغه — حکمت‌های ۴۶۱ تا ۴۸۰

حکمت‌ها و سخنان کوتاه امیرالمؤمنین علی (ع)

حکمت ۴۶۱

متن عربیترجمه استاد حسین انصاریان
- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْغيبَةُ جُهْدُ الْعاجِزِ.و آن حضرت فرمود: غیبت کوشش ناتوان است.

حکمت ۴۶۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - رُبَّ مَفْتُون بِحُسْنِ الْقَوْلِ فيهِ.و آن حضرت فرمود: چه بسا آدمی‌ با ستایشی‌ که از او شود فریب خورد. (تکرار شماره ۱۶)

حکمت ۴۶۳

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الدُّنْيا خُلِقَتْ لِغَيْرِها وَ لَمْ تُخْلَقْ لِنَفْسِها.و آن حضرت فرمود: دنیا برای‌ دیگری‌ به وجود آمده نه برای‌ خودش.

حکمت ۴۶۴

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ لِبَنى اُمَيَّةَ مُرْوَداً يَجْرُونَ فيهِ،و آن حضرت فرمود: بنی‌ امیه را عرصه مهلتی‌ است که در آن می‌ رانند،
وَلَوْ قَدِ اخْتَلَفُوا فيما بَيْنَهُمْ ثُمَّ كادَتْهُمُ الضِّباعُ لَغَلَبَتْهُمْ.جون بینشان اختلاف پیدا شود اگر کفتارها فریبشان دهند بر آنان پیروزی‌ یابند.
- وَالْمُرْوَدُ ههُنا مُفْعَلٌ مِنَ الاِْرْوادِ وَ هُوَ الاِْمْهالُ وَالاِْنْظارُ. وَ هذا مِنْ«مِرود» در اینجا مُفعَل است از « اِرواد» و آن مهلت دادن است. این از
اَفْصَح ِ الْكَلامِ وَ اَغْرَبِهِ، فَكَاَنَّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ شَبَّهَ الْمُهْلَةَ الَّتى هُمْ فيهافصیح ترین و شگفت ترین کلام است، گویی‌ امام علیه السّلام مهلتی‌ را که بنی‌ امیه در آن بودند
بِالْمِضْمارِ الَّذى يَجْرُونَ فيهِ اِلَى الْغايَةِ، فَاِذا بَلَغُوا مُنْقَطَعَهَاتشبیه به میدانی‌ کرده که تا پایان آن می‌ تازند، و چون به نهایتش رسند
انْتَقَضَ نِظامُهُمْ بَعْدَها.-نظام حکومتشان از بین می‌ رود.

حکمت ۴۶۵

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ فى مَدْح ِ الاَْنْصارِ: - هُمْ وَاللّهِ رَبَّوُا الاِْسْلامَو آن حضرت در مدح انصار فرمود: به خدا قسم اسلام را با بی‌ نیازی‌ پرورش دادند
كَما يُرَبَّى الْفِلْوُ مَعَ غَنائِهِمْ، بِاَيْديهِمُ السِّباطِ، وَاَلْسِنَتِهِمُ السِّلاطِ.همچنانکه کرّه اسب از شیر گرفته تربیت می‌ شود، با دست های‌ بخشنده، و زبانهای‌ برنده.

حکمت ۴۶۶

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْعَيْنُ وِكاءُ السَّهِ.و آن حضرت فرمود: دیده سربند نشمینگاه است.
- وَ هذِهِ مِنْ الاِْستِعاراتِ الْعَجيبَةِ، كَاَنَّهُ شَبَّهَ السَّهَ بِالْوِعاءِ وَالْعَيْنَاین سخن از کنایات شگفت آور است، انگار امام نشمینگاه را به مَشک و چشم
بِالْوِكاءِ، فَاِذا اُطْلِقَ الْوِكاءُ لَمْ يَنْضَبِطِ الْوِعاءُ.را به بند تشبیه نموده، چون بند را رها کنند مشک نمی‌ تواند آنچه را در آن است نگاه دارد.
وَ هذَا الْقَوْلُ فِى الاَْشْهَرِ الاَْظْهَرِ مِنْ كَلامِ النَّبِىِّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ،مشهورتر و ظاهرتر این است که این قطعه از سخنان رسول خدا صلّی‌ اللّه علیه وآله است،
وَ قَدْ رَواهُ قَوْمٌ لاَِميرِالْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِ السَّلامُ. وَ ذَكَرَ ذلِكَ الْمُبَرَّدُ فى كِتابِو عده ای‌ آن را از امیرالمؤمنین علیه السّلام روایت کرده اند. و این سخن را مبرّد در کتاب
«الْمُقْتَضَبِ» فى بابِ اللَّفْظِ بِالْحُرُوفِ، وَ قَدْ تَكَلَّمْنا عَلى هذِهِ الاِْسْتِعارَةِ«المُقْتَضَب» در باب لفظ به حروف ذکر نموده، و ما در رابطه با این کنایه
فى كِتابِنَا الْمَوْسُومِ بِمَجازاتِ الاْثارِ النَّبَوِيَّةِ.-در کتاب خود که به مجازات آثار نبویه نامیده شده سخن گفته ایم.

حکمت ۴۶۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ فى كَلام لَهُ: - وَ وَلِيَهُمْ وَال فَاَقامَ وَاسْتَقامَدر یکی‌ از سخنان خود فرمود: بر آنان حاکمی‌ حکومت کرد که حق را برپا داشت و استقامت نمود،
حَتّى ضَرَبَ الدّينُ بِجِرانِهِ.تـا دیـن اسـتـقـرار گـرفـت.

حکمت ۴۶۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - يَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ عَضُوضٌ، يَعَضُّو آن حضرت فرمود: بر مردم زمانی‌ رسد بسیار سخت، که توانگران
الْمُوسِرُ فيهِ عَلى ما فى يَدَيْهِ وَ لَمْ يُؤْمَرْ بِذلِكَ،در آن زمان از آنچه در دست دارند انفاق نکنند در حالی‌ که به نگاهداری‌ مال امر نشده اند،
قالَ اللّهُ سُبْحانَهُ: «وَلاتَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ». تَنْهَدُ فيهِخداوند سبحان فرموده: «احسان بین خود را فراموش نکنید». در آن زمان بدکاران
الاَْشْرارُ، وَ تُسْتَذَلُّ فيهِ الاَْخْيارُ، وَ يُبايِعُ الْمُضْطَرُّونَبلندمرتبه، و خوبان خوارمی‌ شوند، تهیدستان هستی‌ خودرا از روی‌ ناچاری‌ به قیمت اندک می‌ فروشند
وَ قَدْ نَهى رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَنْ بِيَع ِ(و توانگران می‌ خرند) درحالی‌ که پیامبر اسلام صلّی‌ اللّه علیه وآله از چنین خرید و فروشی‌
الْمُضْطَرّينَ.منـــع کـــرده.

حکمت ۴۶۹

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - يَهْلِكُ فِىَّ رَجُلانِ: مُحِبٌّ مُفْرِطٌ،و آن حضرت فرمود: دو نفر در رابطه با من هلاک می‌ شوند: عاشق غلوّ کننده،
وَ باهِتٌ مُفْتَر. - وَ هذا مِثْلُ قَوْلِهِ عَلَيْهِ السَّلامُ:- هَلَكَ فِىَّو دشمن متجاوز از حد. (تکرار شماره ۱۱۷)
رَجُلانِ: مُحِبٌّ غال، وَ مُبْغِضٌ قال.

حکمت ۴۷۰

- وَ سُئِلَ عَلَيْهِ السَّلامُ عَنِ التَّوْحيدِ وَالْعَدْلِ، فَقالَ: - التَّوْحيدُاز توحید و عدل از آن حضرت سؤال شد، فرمود: توحید آن است
اَنْ لاتَتَوَهَّمَهُ، وَالْعَدْلُ اَنْ لاتَتَّهِمَهُ.که خدا را در وهم نیاوری‌، و عدل آن است که او را متّهم نکنی‌.

حکمت ۴۷۱

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لاخَيْرَ فِى الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ، كَماو آن حضرت فرمود: در خاموشی‌ از سخن حکیمانه خیری‌ نیست، چنانکه در گفتار
اَنَّهُ لاخَيْرَ فِى الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ.جاهلانه خیری‌ وجود ندارد. (تکرار شماره ۱۸۲)

حکمت ۴۷۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ فى دُعاء اسْتَسْقى بِهِ: - اللّهُمَّ اسْقِنا ذُلُلَ السَّحابِدر دعایی‌ که با آن طلب باران نمود، گفت: خداوندا، ما را به ابرهای‌ رام سیراب کن،
دُونَ صِعابِها.نـه ابـرهای‌ سـرکش.
- وَ هذا مِنَ الْكَلامِ الْعَجيبِ الْفَصاحَةِ، وَ ذلِكَ اَنَّهُ عَلَيْهِ السَّلامُ شَبَّهَاین سخنی‌ است عجیب رسا، چه اینکه آن حضرت علیه السّلام
السَّحابَ ذَواتِ الرُّعُودِ وَالْبَوارِقِ وَالرِّياح ِ وَالصَّواعِقِ بِالاِْبِلِابرهای‌ دارای‌ رعد و برق و طوفان و صاعقه را به شترهای‌
الصِّعابِ الَّتى تَقْمِصُ بِرِحالِها، وَ تَقِصُ بِرُكْبانِها،سرکشی‌ که بار را از پشت خود می‌ اندازند، و سواران خود را به زمین می‌ زنند،
وَ شَبَّهَ السَّحابَ خالِيَةً مِنْ تِلْكَ الرَّوائِع ِ بِالاِْبِلِ الذُّلُلِو ابرهای‌ خالی‌ از این امور وحشتزا را به شترهای‌ رامی‌ که شیرشان را می‌ دوشند و آنها هم
الَّـتى تُحْتَـلَبُ طَيِّـعَةً وَ تُـقْتَـعَـدُ مُسْـمِحَـةً.-فرمان می‌ برند، و بر آنها سوار می‌ شوند و آنها هم خوشرفتاری‌ می‌ کنند تشبیه نموده.

حکمت ۴۷۳

- وَ قيلَ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: لَوْ غَيَّرْتَ شَيْبَكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ؟ فَقالَ: -به حضرت گفتند: ای‌ امیرمؤمنان، چه می‌ شد اگر مویت را خضاب می‌ کردی‌؟ آن حضرت فرمود:
الْخِضابُ زينَةٌ وَ نَحْنُ قَوْمٌ فى مُصيبَة.خضاب آرایش است و ما در عزا هستیم.
- يُريدُ وَفاةَ رَسُولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ.-منظور آن حضرت مصیبت وفات رسول خدا صلّی‌ اللّه علیه وآله است.

حکمت ۴۷۴

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَا الْمُجاهِدُ الشَّهيدُ فى سَبيلِ اللّهِ بِاَعْظَمَو آن حضرت فرمود: مجاهد شهید در راه خدا پاداشش
اَجْراً مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ. لَكادَ الْعَفيفُ اَنْ يَكُونَ مَلَكاًبیشتر از کسی‌ نیست که قدرت بر گناه داشته ولی‌ خودداری‌ نموده. چنین انسان باعفّتی‌
مِــنَ الْـمَـلائِـكَــةِ.نزدیک است فرشته ای‌ از فرشتگان باشد.

حکمت ۴۷۵

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْقَناعَةُ مالٌ لايَنْفَدُ.و آن حضرت فرمود: قناعت گنجی‌ است که تمام نمی‌ شود.
- وَ قَدْ رَوى بَعْضُهُمْ هذَا الْكَلامَ عَنِ النَّبِىِّ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ.-(تکرار شماره (۵۷)

حکمت ۴۷۶

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ لِزِيادِ بْنِ اَبيهِ، وَ قَدِ اسْتَخْلَفَهُ لِعَبْدِاللّهِ بْنِ الْعَبّاسِ عَلىبه زیاد بن ابیه هنگامی‌ که او را جانشین عبداللّه بن عباس در سرزمین
فارِسَ وَ اَعْمالِها، فى كَلام طَويل كانَ بَيْنَهُما، نَهاهُ فيهِ عَنْ تَقَدُّمِفارس و قلمرو آن قرار داد، در سخنی‌ طولانی‌ که او را از گرفتن مالیات پیش از موعد آن نهی‌ نمود،
الْخَراج ِ: - اسْتَعْمِلِ الْعَدْلَ، وَ احْذَرِ الْعَسْفَ وَالْحَيْفَ،فرمود: عدالت را به کار گیر، و از سختگیری‌ و ستم کردن حذر کن،
فَاِنَّ الْعَسْفَ يَعُودُ بِالْجَلاءِ، وَالْحَيْفَ يَدْعُو اِلَى السَّيْفِ.چرا که سختگیری‌ باعث آوارگی‌ مردم شود، و ستم کردن کار را به جنگ کشاند.

حکمت ۴۷۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهِ صاحِبُهُ.و آن حضرت فرمود: سخت ترین گناهان گناهی‌ است که گنهکار آن را ناچیز بشمارد.(تکرار شماره ۳۴۸)

حکمت ۴۷۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - ما اَخَذَ اللّهُ عَلى اَهْلِ الْجَهْلِو آن حضرت فرمود: خداوند از جاهلان پیمان فراگیری‌ نگرفت
اَنْ يَتَعَلَّمُوا حَتّى اَخَذَ عَلى اَهْلِ الْعِلْمِ اَنْ يُعَلِّمُوا.تـا ایـنـکـه از دانـشـمـنـدان پـیـمـان آمـوخـتـن گـرفـت.

حکمت ۴۷۹

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - شَرُّ الاِْخْوانِ مَنْ تُكُلِّفَ لَهُ.و آن حضرت فرمود: بدترین برادران آن است که آدمی‌ برای‌ او دچار زحمت شود.
- لاَِنَّ التَّكْليفَ مُسْتَلْزِمٌ لِلْمَشَقَّةِ، وَ هُوَ شَرٌّ لازِمٌ عَنِ الاَْخ ِ الْمُتَكَلَّفِ لَهُ،چرا که تکلیف مستلزم رنج است، و این رنج را برادری‌ که به خاطر او به زحمت افتاده اند باعث شده،
فَهُوَ شَرُّ الاِْخْوانِ.-پس او بدترین برادران است.

حکمت ۴۸۰

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِذَا احْتَشَمَ الْمُؤْمِنُ اَخاهُ فَقَدْ فارَقَهُ.و آن حضرت فرمود: زمانی‌ که مؤمن برادرش را به خشم آورد از او جدایی‌ نموده.
- يُقالُ: حَشَمَهُ وَ اَحْشَمَهُ، اِذا اَغْضَبَهُ، وَ قيلَ: اَخْجَلَهُ،گفته شود: حَشَمه و اَحْشَمَه: زمانی‌ که او را خشمگین سازد، و گفته شده: یعنی‌ شرمنده نماید،
وَ «احْتَشَمَهُ»: طَلَبَ ذلِكَ لَهُ، وَ هُوَ مَظِنَّةُ مُفارَقَتِهِ.-و «احْتَشَمَه» یعنی‌ غضب و شرمندگی‌ را برای‌ برادرش بخواهد، و چنین برنامه ای‌ مظنّه جدایی‌ است.
- وَ هذا حينُ انْتِهاءِ الْغايَةِ بِنا اِلى قَطْع ِ الْمُخْتارِ مِنْ كَلامِ اَميرِ الْمُؤْمِنينَاکنون وقت آن است که به گزیده های‌ کلام امیرالمؤمنین
عَلَيْهِ السَّلامُ، حامِدينَ لِلّهِ سُبْحانَهُ عَلى ما مَنَّ بِهِ مِنْ تَوْفيقِنا لِضَمِّ مَا انْتَشَرَعلیه السّلام پایان دهیم، و خدا را بر توفیقی‌ که بر ما منّت گذاشت تا آنچه پراکنده بود
مِنْ اَطْرافِهِ، وَ تَقْريبِ ما بَعُدَ مِنْ اَقْطارِهِ، وَ مُقَرِّرينَ الْعَزْمَ كَما شَرَطْنا اَوَّلاًجمع کنیم، و آنچه دور بود نزدیک نماییم، سپاس گزاریم. و همان طور که در ابتدا شرط کردیم
عَلى تَفضيلِ اَوْراق مِنَ الْبَياضِ فى آخِرِ كُلِّ باب مِنَ الاَْبْوابِ،تصمیم ما این است که اوراق سپیدی‌ در پایان هر باب از ابواب کتاب اضافه کنیم،
لِيَكُونَ لاِقْتِناصِ الشّارِدِ، وَاسْتِلْحاقِ الْوارِدِ. وَ ما عَسى اَنْتا آنچه از دست شده در آن بگذاریم، یا آنچه دست یافتیم به آن ملحق کنیم. شاید
يَظْهَرَ لَنا بَعْدَ الْغُمُوضِ، وَ يَقَعَ اِلَيْنا بَعْدَ الشُّذُوذِ.کلامی‌ که پنهان بوده برای‌ ما آشکار گردد، و بعد از آنکه دور بوده به ما برسد.
وَ ما تَوْفيقُنا اِلاّ بِاللّهِ ، عَلَيْهِ تَوَكَّلْنا وَ هُوَ حَسْبُناما را جز به خدا توفیق نیست، بر او تکیه کردیم و او ما را کافی‌ است
وَ نِعْمَ الْوَكيلُ.و نیکو وکیلی‌ است.
وَ ذلِكَ فى رَجَبِ سَنَةِ اَرْبَعِمِائَة مِنَ الْهِجْرَةِ. وَ صَلَّى اللّهُپایان این برنامه در ماه رجب سال چهارصد هجری‌ است. درود خدا
عَلى سَيِّدِنا مُحَمَّد خاتَمِ الرُّسُلِ، وَ الْهادى اِلى خَيْرِ السُّبُلِ،بر سیّد ما محمّد خاتم انبیا، و راهنمای‌ به بهترین راهها،
وَ آلِهِ الطّاهِرينَ، وَ اَصْحابِهِ نُجُومِ الْيَقينِ.-و اهل بیت پاک، و اصحابش که ستارگان یقین اند.