| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْمَرْاَةُ عَقْرَبٌ حُلْوَةُ اللَّسْبَةِ. | و آن حضرت فرمود: زن عقربی است که گزیدنش شیرین است. |
حکمت ۶۲ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِذا حُيّيتَ بِتَحِيَّة فَحَىِّ بِاَحْسَنَ مِنْها، | و آن حضرت فرمود: چون تو را سلام کنند بهتر از آن را پاسخ ده، |
| وَ اِذا اُسْدِيَتْ اِلَيْكَ يَدٌ فَكافِئْها بِما يُرْبى عَلَيْها، وَالْفَضْلُ | و هرگاه احسانت نمایند آن را به افزونتر پاداش ده، گرچه برتری |
| مَــعَ ذلِــكَ لِـلْبـادى . | برای کسی است که ابتدای به تحیّت و احسان نموده. |
حکمت ۶۳ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الشَّفيعُ جَناحُ الطّالِبِ. | و آن حضرت فرمود: شفاعت کننده پر و بال شفاعت خواه است. |
حکمت ۶۴ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اَهْلُ الدُّنْيا كَرَكْب يُسارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِيامٌ. | و آن حضرت فرمود: اهل دنیا چون کاروانی هستند که آنان را می برند در حالی که درخوابند. |
حکمت ۶۵ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - فَقْدُ الاَْحِبَّةِ غُرْبَةٌ. | و آن حضرت فرمود: از دست رفتن دوستان غربت است. |
حکمت ۶۶ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - فَوْتُ الْحاجَةِ اَهْوَنُ مِنْ طَلَبِها اِلى | و آن حضرت فرمود: به حاجت نرسیدن آسانتر از درخواست آن |
| غَيْرِ اَهْلِها. | از نـااهـل است. |
حکمت ۶۷ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لاتَسْتَح ِ مِنْ اِعْطاءِ الْقَليلِ فَاِنَّ الْحِرْمانَ | و آن حضرت فرمود: از عطای اندک حیا مکن، که نومید کردن |
| اَقَـلُّ مِنْـهُ . | کمتر از آن است. |
حکمت ۶۸ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْعَفافُ زينَةُ الْفَقْرِ، وَ الشُّكْرُ زينَةُ الْغِنى. | و آن حضرت فرمود: پاکدامنی زینت تهیدستی ، و شکر زینت توانگری است. |
حکمت ۶۹ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِذا لَمْ يَكُنْ ما تُريدُ فَلاتُبَلْ كَيْفَ كُنْتَ. | و آن حضرت فرمود: هرگاه آنچه خواهی نباشد، از اینکه چگونه باشی باک مدار. |
حکمت ۷۰ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لاَ يُرَى الْجاهِلُ اِلاّ مُفْرِطاً اَوْ مُفَرِّطاً. | و آن حضرت فرمود: نادان جز به افراط و تفریط دیده نشود. |
حکمت ۷۱ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِذا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْكلامُ. | و آن حضرت فرمود: چون عقل کامل شود سخن کم گردد. |
حکمت ۷۲ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الدَّهْرُ يُخْلِقُ الاَْبْدانَ، وَ يُجَدِّدُ الاْمالَ، | و آن حضرت فرمود: روزگار بدنها را کهنه، و امیدها را نو، |
| وَ يُقَرِّبُ الْمَنِيَّةَ، وَ يُباعِدُ الاُْمْنِيَّةَ. مَنْ ظَفِرَ بِهِ نَصِبَ، | و مرگ را نزدیک، و آرزو را دور می کند. آن که به روزگار دست یافت ناراحتی دید، |
| وَ مَـنْ فاتَـهُ تَعِـبَ . | و هر که آن را از دست داد در سختی افتاد. |
حکمت ۷۳ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنّاسِ اِماماً فَعَلَيْهِ اَنْ | و آن حضرت فرمود: آن که خود را در مرتبه پیشوایی قرار می دهد باید |
| يَبْدَأَ بِتَعْليمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْليمِ غَيْرِهِ، وَلْيَكُنْ تَأْديبُهُ بِسيرَتِهِ | پیش از مؤدب نمودن مردم به مؤدب نمودن خود اقدام کند، و پیش از آنکه دیگران |
| قَبْلَ تَأْديبِهِ بِلِسانِهِ، وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُوَدِّبُها اَحَقُّ بِالاِْجْلالِ | را به گفتار ادب نماید، باید به کردارش مؤدب به آداب کند، و آن که خود را بیاموزد |
| مِــنْ مُعَـلِّـمِ الـنّـاسِ وَ مُـوَدِّبِـهِـمْ . | و ادب نماید به تعظیم سزاوارتر است از کسی که فقط دیگران را بیاموزد و تأدیب کند. |
حکمت ۷۴ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - نَفَسُ الْمَرْءِ خُطاهُ اِلى اَجَلِهِ. | و آن حضرت فرمود: نفس کشیدن انسان گام برداشتن او به سوی مرگ است. |
حکمت ۷۵ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - كُلُّ مَعْدُود مُنْقَض،وَكُلُّ مُتَوَقَّع آت. | و آن حضرت فرمود: هر شمرده شده ای تمام شدنی، و هر انتظارکشیده ای رسیدنی است. |
حکمت ۷۶ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ الاُْمُورَ اِذَا اشْتَبَهَتِ اعْتُبِرَ آخِرُها | و آن حضرت فرمود: زمانی که امور مشتبه شود، پایان آنها به اوّلشان |
| بِـاَوَّلِـها . | سنجیده شود. |
حکمت ۷۷ |
| - وَ مِنْ خَبَرِ ضِرارِ بْنِ ضَمْرَةَ الضِّبابِىِّ عِنْدَ دُخُولِهِ عَلى مُعاوِيَةَ وَ مَسْاَلَتِهِ | از خبر ضِرار پسر ضَمره ضِبابی است وقتی بر معاویه وارد شد و معاویه |
| لَهُ عَنْ اَميرِالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلامُ، قالَ: فَاَشْهَدُ لَقَدْ رَاَيْتُهُ فى بَعْضِ | در رابطه با امیرالمؤمنین علیه السلام از او پرسید، ضرار گفت: شهادت می دهم که او را در بعضی از |
| مَواقِفِهِ وَ قَدْ اَرْخَى اللَّيْلُ سُدُولَهُ، وَ هُوَ قائِمٌ فى مِحْرابِهِ، | مواقف دیدم به وقتی که شب پرده های خود را فروافکنده بود، و او در محرابش به عبادت ایستاده، |
| قابِضٌ عَلى لِحْيَتِهِ، يَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّليمِ، وَ يَبْكى | و محاسنش را به دست گرفته وچون شخص مارگزیده به خود می پیچید، و مانند انسان |
| بُكاءَ الْحَـزينِ، وَ يَقُـولُ:- | غمگین گریه می کرد و می گفت: |
| يا دُنْيا، يا دُنْيا، اِلَيْكِ عَنّى، اَ بى تَعَرَّضْتِ؟! اَمْ اِلَىَّ | ای دنیا، ای دنیا، از من دوری گزین، خود را به من عرضه می کنی؟! یا آرزومندم |
| تَشَوَّقْتِ؟! لا حانَ حينُكِ، هَيْهاتَ! غُرّى غَيْرى، لاحاجَةَ | شده ای؟! زمان وصالت نزدیک مباد، هرگز! غیر مرا فریب ده، که مرا به تو |
| لى فيكِ، قَدْ طَلَّقْتُكِ ثَلاثاً لارَجْعَةَ فيها. فَعَيْشُكِ قَصيرٌ، وَ | نیازی نیست، تو را سه طلاقه کرده ام که آن را بازگشتی نیست. زندگیت کوتاه، |
| خَطَرُكِ يَسيرٌ، وَ اَمَلُكِ حَقيرٌ. آهِ مِنْ قِلَّةِ الزّادِ، وَ طُولِ | بزرگیت اندک، و مرادت کوچک است. آه از کمی زاد، و درازی |
| الطَّريقِ، وَ بُعْدِ السَّفَرِ، وَ عَظيمِ الْمَوْرِدِ! | راه ، و دوری ســفر ، و عظمــت قیـامـت! |
حکمت ۷۸ |
| - وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السّلاَمُ لِلسّائِلِ الشّامِىِّ لَمّا سَاَلَهُ: اَكانَ مَسيرُنا | از سخنان آن حضرت است در پاسخ مردی از اهل شام زمانی که پرسید: آیا رفتن ما |
| اِلَى الشّامِ بِقَضاء مِنَ اللّهِ وَ قَدَر؟ بَعْدَ كَلام طَويل هذا مُخْتارُهُ:- | به سوی شام به قضاء و قدرالهی بود؟ پس از گفتاری طولانی که این برگزیده ای ازآن است: |
| وَ يْحَكَ! لَعَلَّكَ ظَنَنْتَ قَضاءًلازِماً وَ قَدَراً حاتِماً؟!وَ لَوْ كانَ | وای بر تو! شاید قضاء لازم و قَدَر حتم را گمان برده ای؟! اگر این گونه |
| ذلِكَ كَذلِكَ لَبَطَلَ الثَّوابُ وَالْعِقابُ، وَسَقَطَ الْوَعْدُ وَالْوَعيدُ. | بود هرآینه پاداش و عقاب باطل، و بشارت و تهدید ساقط می شد. |
| اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ اَمَرَ عِبادَهُ تَخْييراً، وَ نَهاهُمْ تَحْذيراً، | خداوند سبحان بندگانش را بر اساس اختیار آنان امر فرموده، و محض ترساندن نهی نموده، |
| وَ كَلَّفَ يَسيراً، وَلَمْ يُكَلِّفْ عَسيراً، وَ اَعْطى عَلَى الْقَليلِ كَثيراً، | آسان را به آنان تکلیف کرده، و سخت را تکلیف نکرده، به اندک عمل عطای بسیار عنایت کرده، |
| وَ لَمْ يُعْـصَ مَغْلُـوباً ، وَ لَمْ يُطَـعْ مُكْـرِهاً ، | از این باب که مغلوب خلق است نافرمانی نشده، و خلق فرمانش را برده اند نه از جهت اینکه مجبورشان کرده، |
| وَ لَمْ يُرْسِلِ الاَْنْبِياءَ لَعِباً، وَ لَمْ يُنْزِلِ الْكُتُبَ لِلْعِبادِ عَبَثاً، | ارسال انبیاء بازیچه نیست، و کتب آسمانی را برای بندگان به بیهودگی نفرستاده، |
| وَ لا خَلَقَ السَّمواتِ وَالاَْرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلاً، | و آسمانها و زمین و آنچه بین آنهاست را بر وجه باطل نیافریده، |
| «ذلِكَ ظَنُّ الَّذينَ كَفَرُوا،فَوَيْلٌ لِلَّذينَ كَفَرُوا مِنَ النّارِ». | «این گمان مردمی است که کافر شدند، پس وای بر کافران از عذاب دوزخ». |
حکمت ۷۹ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - خُذِ الْحِكْمَةَ اَنّى كانَتْ، فَاِنَّ الْحِكْمَةَ | و آن حضرت فرمود: حکمت را هر جا هست فرا گیرید، که حکمت در سینه |
| تَكُونُ فى صَدْرِ الْمُنافِقِ فَتَلَجْلَجُ فى صَدْرِهِ حَتّى تَخْرُجَ | منافق هم هست، در آنجا قرار نمی گیرد تا بیرون آید و در سینه |
| فَتَسْكُنَ اِلى صَواحِبِها فى صَدْرِ الْمُؤْمِنِ. | مـؤمن بـا دیگـر یـارانـش آرام گیـرد . |
حکمت ۸۰ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ فى مِثْلِ ذلِكَ: - الْحِكْمَةُ ضالَّةُ الْمُؤْمِنِ، | و آن حضرت در همین زمینه فرمود: حکمت گمشده مؤمن است، |
| فَخُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنْ اَهْلِ النِّفاقِ. | پس حکمت را فراگیر گرچه از اهل نفاق باشد. |