قرآن کریمبه زبان فارسی

نهج البلاغه — حکمت‌های ۱۰۱ تا ۱۲۰

حکمت‌ها و سخنان کوتاه امیرالمؤمنین علی (ع)

حکمت ۱۰۱

متن عربیترجمه استاد حسین انصاریان
- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لايَسْتَقيمُ قَضاءُ الْحَوائِج ِ اِلاّ بِثَلاث:و آن حضرت فرمود: روا کردن حاجات جز به سه چیز مستقیم نشود:
بِاسْتِصْغارِها لِتَعْظُمَ، وَ بِاسْتِكْتامِها لِتَظْهَرَ، وَ بِتَعْجيلِهابه کوچک شمردن آن تانزد حق بزرگ شود، به پنهان داشتن آن تا ظاهر گردد، و به شتاب
لِـتَـهْـنَـاَ .در انجامش تا برای‌ حاجتمند گوارا شود.

حکمت ۱۰۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - يَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ لايُقَرَّبُ فيهِ اِلاَّو آن حضرت فرمود: مردم را روزگاری‌ آید که جز سخن چین
الْماحِلُ، وَ لايُظَرَّفُ فيهِ اِلاَّ الْفاجِرُ، وَ لايُضَعَّفُ فيهِ اِلاَّمقرّب نشود، و غیر بدکار خوش طبع و مقبول نیفتد، و جز
الْمُنْصِفُ. يَعُدُّونَ الصَّدَقَةَ فيهِ غُرْماً، وَصِلَةَ الرَّحِمِ مَنّاً،منصف را ناتوان نشمارند. کمک به محتاجان را خسارت دانند، صله رحم را منّت
وَالْعِبادَةَ اسْتِطالَةً عَلَى النّاسِ. فَعِنْدَ ذلِكَ يَكُونُ السُّلْطانُگذارند، و بندگی‌ را سبب برتری‌ جویی‌ بر مردم قرار دهند. در آن زمان حکومت
بِمَشُورَةِ الاِْماءِ، وَ اِمارَةِ الصِّبْيانِ، وَ تَدْبيرِ الْخِصْيانِ.به مشورت کنیزان، و فرمانروایی‌ بچه ها و تدبیر خواجه سراهاست.

حکمت ۱۰۳

- وَ قَدْ رُئِىَ عَلَيْهِ اِزارٌ خَلَقٌ مَرْقُوعٌ، فَقيلَ لَهُ فى ذلِكَ فَقالَ:- يَخْشَعُ لَهُجامه کهنه و وصله داری‌ بر تن حضرت دیده شد، سبب پرسیدند، فرمود: به خاطر آن دل
الْقَلْبُ، وَ تَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ، وَ يَقْتَدى بِهِ الْمُؤْمِنُونَ. اِنَّ الدُّنْياخاشع می‌ شود، و نفس خوار می‌ گردد، و اهل ایمان به آن اقتدا می‌ کنند. دنیا
وَ الاْخِرَةَ عَدُوّانِ مُتَفاوِتانِ، وَ سَبيلانِ مُخْتَلِفانِ، فَمَنْو آخرت دو دشمن متفاوتند، و دو راه مختلف، پس کسی‌ که
اَحَبَّ الدُّنْيا وَ تَوَلاّها اَبْغَضَ الاْخِرَةَ وَ عاداها.دنیا را دوست داشت و مهرش را به دل جای‌ داد آخرت را دشمن داشت و با آن دشمنی‌ نمود.
وَ هُما بِمَنْزِلَةِ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ، وَ ماش بَيْنَهُما،دنیا و آخرت به منزله مشرق و مغربند، و رونده بین آن دو
كُلَّما قَرُبَ مِنْ واحِد بَعُدَ مِنَ الاْخَرِ، وَ هُما بَعْدُهرمقدار به یکی‌ نزدیک شود از دیگری‌ دور می‌ شود، این دو در ناسازگاری‌ باهم به مانند
ضَـرَّتــانِ .دو هوو می‌ باشند.

حکمت ۱۰۴

- وَ عَنْ نَوْف الْبِكالِىِّ، قالَ: راَيْتُ اَميرَالْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِ السّلامُ ذاتَ لَيْلَة وَ قَدْخبر از نوف بِکالی‌ است که گفت: شبی‌ امیرالمؤمنین علیه السلام را دیدم از
خَرَجَ مِنْ فِراشِهِ، فَنَظَرَ فِى النُّجُومِ، فَقالَ لى: يا نَوْفُ! اَ راقِدٌ اَنْتَ اَمْ رامِقٌ؟بسترش بیرون شد، به ستارگان دیده دوخت، سپس به من گفت: ای‌ نوف! خوابی‌ یا بیدار؟
فَقُلْتُ: بَلْ رامِقٌ يا اَميرَالْمُؤْمِنينَ، قالَ:-گفتم: بیدارم یا امیرالمؤمنین، فرمود:
يا نَوْفُ طَوبى لِلزّاهِدينَ فِى الدُّنْيا، الرّاغِبينَ فِى الاْخِرَةِ.ای‌ نوف، خوشا به حال زاهدان در دنیا، و دلدادگان به آخرت.
اُولئِكَ قَوْمٌ اتَّخَذُوا الاَْرْضَ بِساطاً، وَ تُرابَها فِراشاً، وَ ماءَهاآنان مردمی‌ هستند که زمین را فرش، و خاکش را بستر، و آبش را
طيباً، وَالْقُرْآنَ شِعاراً، وَالدُّعاءَ دِثاراً، ثُمَّ قَرَضُوا الدُّنْياشربت خوشگوار قرار دادند، قرآن را لباس دل، و دعا را جامه رو نموده، و دنیا
قَرْضاً عَلى مِنْهاج ِ الْمَسيح ِ!را بر طریقه مسیح از خود بریدند چه بریدنی‌!
يا نَوْفُ، اِنَّ داوُدَ عَلَيْهِ السَّلامُ قامَ فى مِثْلِ هذِهِ السّاعَةِ مِنَای‌ نوف، داود علیه السّلام در مانند این ساعت از شب برخاست
اللَّيْلِ، فَقالَ: اِنَّها ساعَةٌ لايَدْعُو فيها عَبْدٌ اِلاَّ اسْتُجيبَ لَهُ،و گفت: این ساعتی‌ است که عبد در این ساعت دعا نمی‌ کند مگر اینکه مستجاب شود،
اِلاّ اَنْ يَكُونَ عَشّاراً، اَوْ عَريفاً، اَوْ شُرْطِيّاً، اَوْ صاحِبَمگر دعای‌ باج گیر، یا گزارشگر وضع مردم به حاکم ستمگر، یا داروغه ظالم،
عَرْطَبَة - وَ هِىَ الطُّنْبُورُ- اَوْ صاحِبَ كُوبَة - وَ هِىَ الطَّبْلُ. وَ قَدْ قيلَیا نوازنده عَرطبه یعنی‌ طنبور، و کوبه یعنی‌ طبل. و گفته
اَيْضاً: اِنَّ الْعَرْطَبَةَ الطَّبْلُ، وَالْكُوبَةَ الطُّنْبُورُ.-شـده : عرطبه طبـل ، و کوبه طنبـور است .

حکمت ۱۰۵

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ اللّهَ افْتَرَضَ عَلَيْكُمُو آن حضرت فرمود: خداوند واجباتی‌ را برعهده شما گذاشته،
الْفَرائِضَ فَلاتُضَيِّعُوها، وَ حَدَّ لَكُمْ حُدُوداً فَلاتَعْتَدُوها،آن را ضایع نکنید، و حدودی‌ را مقرّر فرموده از آن تجاوز ننمایید،
وَ نَهاكُمْ عَنْ اَشْياءَ فَلاتَنْتَهِكُوها، وَ سَكَتَ لَكُمْ عَنْو از اموری‌ نهی‌ نموده حرمت آن را از بین نبرید، و مسائلی‌ را بر شما تکلیف نکرده و آنها را از روی‌
اَشْياءَ وَ لَمْ يَدَعْها نِسْياناً فَلاتَتَكَلَّفُوها.فراموشی‌ وانگذاشته پس خود را نسبت به آنها در زحمت نیندازید.

حکمت ۱۰۶

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لايَتْرُكُ النّاسُ شَيْئاً مِنْ اَمْرِ دينِهِمْو آن حضرت فرمود: مردم چیزی‌ از برنامه دینشان را برای‌ بهبود دنیایشان
لاِسْتِصْلاح ِ دُنْياهُمْ، اِلاّ فَتَحَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ما هُوَ اَضَرُّ مِنْهُ.ترک نمی‌ کنند، مگر آنکه خداوند زیانبارتر از آن را در کف دستشان می‌ نهد.

حکمت ۱۰۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - رُبَّ عالِم قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ، وَ عِلْمُهُ مَعَهُو آن حضرت فرمود: بسا دانشمندی‌ که نادانیش او را به کشتن دهد، در حالی‌ که دانشش با
لايَـنْـفَـعُـهُ .اوست ولی‌ سودی‌ به او ندهد.

حکمت ۱۰۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لَقَدْ عُلِّقَ بِنِياطِ هذَا الاِْنْسانِ بَضْعَةٌو آن حضرت فرمود: رگ این انسان را قطعه گوشتی‌ آویخته شده که عجیب تر چیزی‌ که
هِىَ اَعْجَبُ ما فيهِ وَ ذلِكَ الْقَلْبُ، وَ لَهُ مَوادٌّ مِنَ الْحِكْمَةِ،در وجود اوست آن است و آن قلب است، برای‌ قلب مادّه هایی‌ از حکمت
وَ اَضْدادٌ مِنْ خِلافِها. فَاِنْ سَنَحَ لَهُ الرَّجاءُ اَذَلَّهُ الطَّمَعُ، وَ اِنْو اضدادی‌ مخالف آن است. اگر امیدی‌ برای‌ دل پدید آید طمع خوارش کند، و چون
هاجَ بِهِ الطَّمَعُ اَهْلَكَهُ الْحِرْصُ، وَ اِنْ مَلَكَهُ الْيَأْسُ قَتَلَهُطمع در آن به هیجان آید حرص آن را به هلاکت افکند، و اگر نومیدی‌ بر آن چیره شود
الاَْسَفُ، وَ اِنْ عَرَضَ لَهُ الْغَضَبُ اشْتَدَّ بِهِ الْغَيْظُ، وَ اِنْحسرت او را از پای‌ درآورد، واگر کینه عارض اوگردد خشمش فزونی‌ گیرد، و اگر رضا و
اَسْعَدَهُ الرِّضى نَسِىَ التَّحَفُّظَ، وَ اِنْ غالَهُ الْخَوْفُ شَغَلَهُخشنودی‌ او را مساعدت نمایدمهارخویشتنداری‌ را ازدست دهد. واگر ترس ناگهانی‌ به او دست دهد
الْحَذَرُ، وَ اِنِ اتَّسَعَ لَهُ الاَْمْنُ اسْتَلَبَتْهُ الْغِرَّةُ، وَ اِنْ اَفادَ مالاًاحتیاط و حذر مشغولش کند، و اگر ایمنی‌ برایش فراخ گردد غفلت او را رباید، و اگر مالی‌
اَطْغاهُ الْغِنى، وَ اِنْ اَصابَتْهُ مُصيبَةٌ فَضَحَهُ الْجَزَعُ، وَ اِنْبه او رسد ثروت او را به سرکشی‌ اندازد، و اگر مصیبتی‌ به او برسد جزع و فزع رسوایش
عَضَّتْهُ الْفاقَةُ شَغَلَهُ الْبَلاءُ، وَ اِنْ جَهَدَهُ الْجُوعُسازد، و اگر دچار تهیدستی‌ شود بلا او را مشغول به خود کند، و اگر گرسنگی‌ بر او سخت گیرد
قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ، وَ اِنْ اَفْرَطَ بِهِ الشِّبَعُ كَظَّتْهُ الْبِطْنَةُ،ناتوانی‌ وی‌ را از پا درآورد، و اگر سیری‌ او از اندازه بگذرد شکم پری‌ گرفتار زحمت و اضطرابش نماید.
فَكُلُّ تَقْصير بِهِ مُضِرٌّ، وَ كُلُّ اِفْراط لَهُ مُفْسِدٌ.پس هر کمبودی‌ برای‌ او زیانبار، و هر افراطی‌ فاسدکننده اوست.

حکمت ۱۰۹

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - نَحْنُ النُّمْرُقَةُ الْوُسْطى، بِها يَلْحَقُ التّالى،و آن حضرت فرمود: ما تکیه گاهِ راه میانه ایم، عقب مانده به آن برسد،
وَ اِلَيْها يَرْجِعُ الْغالى.و پیشی‌ گرفته به آن باز گردد.

حکمت ۱۱۰

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لايُقيمُ اَمْرَ اللّهِ سُبْحانَهُ اِلاّ مَنْو آن حضرت فرمود: فرمان حق را برپا نمی‌ دارد مگر کسی‌ که سازش ندارد، و در برابر
لايُصانِعُ، وَ لا يُضارِعُ، وَ لايَتَّبِعُ الْمَطامِعَ.دیگران زبونی‌ نمی‌ کند، و دنبال طمعها نمی‌ رود.

حکمت ۱۱۱

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ وَ قَدْ تُوُفِّى سَهْلُ بْنُ حُنَيْف الاَْنْصارِىُّ بِالْكُوفَةِسهل بن حُنَیف که در صفّین همراه حضرت بود، پس از بازگشت به کوفه
بَعْدَ مَرْجِعِهِ مِنْ صِفِّينَ مَعَهُ، وَ كانَ مِنْ اَحَبِّ النّاسِ اِلَيْهِ:-از دنیا رفت، او از محبوبترین مردم نزد امام بود، امام در مرگ او فرمود:
لَوْ اَحَبَّنى جَبَلٌ لَتَهافَتَ.اگر کوهی‌ مرا دوست بدارد از هم فرو ریزد.
- مَعْنى ذلِكَ اَنَّ الْمِحْنَةَ تَغْلُظُ عَلَيْهِ فَتُسْرِ عُ الْمَصائِبُ اِلَيْهِ،معنی‌ این فراز این است که محنت و ناراحتی‌ بر او سخت گردد و مصائب به جانب او شتاب گیرد.
وَلايُفْعَلُ ذلِكَ اِلاّ بِالاَْتْقِياءِ الاْبْرارِ، وَالْمُصْطَفَيْنَ الاَْخْيارِ. وَ هذا مِثْلُاین چنین نشود جز با پرهیزکاران و نیکان و برگزیدگان اخیار. و این مانند
قَوْلِهِ عَلَيْهِ السّلامُ:-گفته آن حضرت است که:
مَنْ اَحْبَّنا اَهْلَ الْبَيْتِ فَلْيَسْتَعِدَّ لِلْفَقْرِ جِلْباباً.هر کس ما اهل بیت را دوست دارد باید برای‌ پوشیدن جامه تهیدستی‌ مهیّا باشد.
- وَ قَدْ يُؤَوَّلُ ذلِكَ عَلى مَعْنًى آخَرَ لَيْسَ هذا مَوْضِعَ ذِكْرِهِ.-و گفتار حضرت بر مبنای‌ دیگری‌ تأویل شده که اینجا محل بیان آن نیست.

حکمت ۱۱۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لا مالَ اَعْوَدُ مِنَ الْعَقْلِ، وَ لا وَحْدَةَو آن حضرت فرمود: ثروتی‌ سودمندتر از عقل، و تنهایی‌ ای‌
اَوْحَشُ مِنَ الْعُجْبِ، وَ لا عَقْلَ كالتَّدْبيرِ، وَ لا كَرَمَترسناک تر از خودپسندی‌، و عقلی‌ چون تدبیر، و بزرگواری‌ ای‌
كَالتَّقْوى، وَ لاقَرينَ كَحُسْنِ الْخُلْقِ، وَ لا ميراثَ كَالاَْدَبِ،مانند تقوا، و همنشینی‌ چون حسن خلق، و میراثی‌ مانند ادب،
وَ لاقائِدَ كَالتَّوْفيقِ، وَ لاتِجارَةَ كَالْعَمَلِ الصّالِح ِ، وَ لارِبْحَو رهبری‌ چون توفیق، و تجارتی‌ مثل عمل صالح، و سودی‌
كَالثَّوابِ، وَ لا وَرَعَ كَالْوُقُوفِ عِنْدَ الشُّبْهَةِ، وَ لا زُهْدَمانند ثواب، و پارسایی‌ ای‌ چون بازایستادن در شبهه، و زهدی‌
كَالزُّهْدِ فِى الْحَرامِ، وَ لا عِلْمَ كَالتَّفَكُّرِ، وَ لا عِبادَةَ كَاَداءِمانند نخواستن حرام، و دانشی‌ همانند اندیشه، و عبادتی‌ چون ادای‌
الْفَرائِضِ، وَ لا ايمانَ كَالْحَياءِ وَ الصَّبْرِ، وَ لا حَسَبَواجبات، و ایمانی‌ مانند حیا و شکیبایی‌، و حَسَبی‌
كَالتَّواضُع ِ، وَلا شَرَفَ كَالْعِلْمِ، وَ لا عِزَّ كَالْحِلْمِ، وَ لاچون فروتنی‌، و شرفی‌ مثل دانش، و عزّتی‌ چون بردباری‌، و
مُظاهَرَةَ اَوْثَقُ مِنَ الْمُشاوَرَةِ.پشتیبانی‌ ای‌ استوارتر از مشاورت نیست.

حکمت ۱۱۳

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِذَا اسْتَوْلَى الصَّلاحُ عَلَى الزَّمانِ وَ اَهْلِهِو آن حضرت فرمود: چون صلاح و نیکی‌ بر مردم زمان غالب گردد
ثُمَّ اَساءَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُل لَمْ تَظْهَرْ مِنْهُ خَزْيَةٌ فَقَدْ ظَلَمَ.اگر کسی‌ به کسی‌ که از او رسوایی‌ ای‌ ظاهر نشده گمان بد برد قطعاً ستم نموده.
وَ اِذَا اسْتَوْلَى الْفَسادُ عَلَى الزَّمانِ وَ اَهْلِهِ فَاَحْسَنَ رَجُلٌو اگر بر مردم زمان فساد غالب شود و کسی‌ به کسی‌
الظَّنَّ بِرَجُل فَقَدْ غَرَّرَ.گمان خوب بـرد خود را گول زده.

حکمت ۱۱۴

- وَقيلَ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: كَيْفَ تَجِدُكَ يا اَميرَالْمُؤْمِنينَ؟ فَقالَ عَلَيْهِ السّلامُ:-از حضرت سؤال شد: خود را چگونه می‌ یابی‌؟ فرمود:
كَيْفَ يَكُونُ حالُ مَنْ يَفْنى بِبَقائِهِ، وَ يَسْقَمُ بِصِحَّتِهِ،چگونه است حال کسی‌ که به بقایش فانی‌، و به سلامتش بیمار می‌ شود،
وَ يُـؤْتى مِـنْ مَـأْمَنِـهِ؟!و از محلی‌ که در امان نیست مرگش فرا می‌ رسد؟!

حکمت ۱۱۵

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - كَمْ مِنْ مُسْتَدْرَج بِالاِْحْسانِ اِلَيْهِ،و آن حضرت فرمود: چه بسا کسی‌ که با احسانی‌ که به او شود غافلگیر گردد،
وَ مَغْرُور بِالسَّتْرِ عَلَيْهِ، وَ مَفْتُون بِحُسْنِ الْقَوْلِ فيهِ.و با پرده ای‌ که بر گناهش افتد فریفته شود، و با ستایشی‌ که از او شود فریب خورد.
وَ مَا ابْتَلَى اللّهُ اَحَداً بِمِثْلِ الاِْمْلاءِ لَهُ.خداوند احدی‌ را به مانند مهلتی‌ که به او داده آزمایش نکرده است.

حکمت ۱۱۶

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - هَلَكَ فِىَّ رَجُلانِ: مُحِبٌّ غال،و آن حضرت فرمود: دو نفر در رابطه با من هلاک شدند: عاشق غلوّکننده،
وَ مُبْغِضٌ قال.و دشمن متجاوز از حد.

حکمت ۱۱۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِضاعَةُ الْفُرْصَةِ غُصَّةٌ.و آن حضرت فرمود: تباه نمودن فرصت اندوه است.

حکمت ۱۱۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَثَلُ الدُّنْيا كَمَثَلِ الْحَيَّةِ، لَيِّنٌ مَسُّها،و آن حضرت فرمود: مَثَل دنیا همچون مار است، که سودنِ آن نرم،
وَ السَّمُّ النّاقِعُ فى جَوْفِها. يَهْوى اِلَيْهَا الْغِرُّ الْجاهِلُ،و درونش سمّ کشنده است. گول خورده نادان به آن میل کند،
وَ يَحْذَرُها ذُواللُّبِّ الْعاقِلُ.و خردمند عاقل از آن حذر نماید.

حکمت ۱۱۹

- وَ سُئِلَ عَلَيْهِ السّلامُ: عَنْ قُرَيْش فَقالَ:- اَمّا بَنُومَخْزُوم فَرَيْحانَةُدر رابطه با قریش از حضرت سؤال شد فرمود: اما بنی‌ مخزوم گل خوشبوی‌
قَرَيْش، نُحِبُّ حَديثَ رِجالِهِمْ، وَ النِّكاحَ فى نِسائِهِمْ.قریشند، گفتار مردانشان، و ازدواج با زنانشان را دوست داریم.
وَ اَمّا بَنُوعَبْدِشَمْس: فَاَبْعَدُها رَأْياً، وَ اَمْنَعُها لِما وَراءَ ظُهُورِها.اما فرزندان عبد شمس دوراندیش تر، و موقع حوادث نیرومندترند.
وَ اَمّا نَحْنُ فَاَبْذَلُ لِما فى اَيْدينا، وَ اَسْمَحُ عِنْدَ الْمَوْتِو اما ما بنی‌ هاشم از آنچه در دست داریم بخشنده تر، و به وقت بذل جان
بِنُفُوسِنا، وَ هُمْ اَكْثَرُ وَ اَمْكَرُ وَ اَنْكَرُ، وَ نَحْنُ اَفْصَحُسخاوتمندتریم. فرزندان عبد شمس در عدد بیشتر و مکارتر و بدکردارترند، و ما فصیح تر
وَ اَنْصَحُ وَ اَصْبَحُ.و خیرخواه تر و خوشروتریم.

حکمت ۱۲۰

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - شَتّانَ ما بَيْنَ عَمَلَيْنِ: عَمَل تَذْهَبُ لَذَّتُهُو آن حضرت فرمود: چه اندازه بین دو عمل فاصله است: عملی‌ که لذّتش از بین برود
وَ تَبْقى تَبِعَتُهُ، وَ عَمَل تَذْهَبُ مَؤُونَتُهُ وَ يَبْقى اَجْرُهُ.و زیانش بماند. و عملی‌ که رنجش پایان پذیرد و اجرش باقی‌ ماند.