| - وَ قَدْ تَبِعَ جَنازَةً فَسَمِعَ رَجُلاً يَضْحَكُ، فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - كَاَنَّ | امام دنبال جنازه ای می رفت شنید مردی می خندد، فرمود: گویا |
| الْمَوتَ فيها عَلى غَيْرِنا كُتِبَ، وَ كَاَنَّ الْحَقَّ فيها عَلى غَيْرِنا | مردن در این جهان را برای غیر ما ثبت کرده اند، و انگار حق بر غیر ما |
| وَجَبَ، وَ كَاَنَّ الَّذى نَرى مِنَ الاَْمْواتِ سَفْرٌ عَمّا قَليل اِلَيْنا | واجب شده، و خیال می کنی مردگانی که می بینیم مسافرانی هستند که به زودی به جانب ما |
| راجِعُونَ، نُبَوِّئُهُمْ اَجْداثَهُمْ، وَ نَأْكُلُ تُراثَهُمْ، كَاَنّا | بازمی گردند، آنان را در قبرهایشان می نهیم و ارثشان را می خوریم، گویی |
| مُخَلَّدُونَ بَعْدَهُمْ، ثُمَّ قَدْ نَسينا كُلَّ واعِظ وَ واعِظَة، وَ رُمينا | ما پس از آنها جاودان خواهیم بود، که پند پنددهندگان را از یاد بردیم، و نشانه |
| بِكُلِّ فادِح وَ جائِحَة. | هر بلای سخت و سنگین شدیم. |
حکمت ۱۲۲ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - طُوبى لِمَنْ ذَلَّ فى نَفْسِهِ، وَ طابَ كَسْبُهُ، | و آن حضرت فرمود: خوشا به حال کسی که نزد خود خوار، و کسبش پاک، |
| وَ صَلَحَتْ سَريرَتُهُ، وَ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ، وَ اَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ | و باطنش شایسته، و اخلاقش نیکوست، اضافه مالش را |
| مالِهِ، وَ اَمْسَكَ الْفَضْلَ مِنْ لِسانِهِ، وَ عَزَلَ عَنِ النّاسِ شَرَّهُ، | انفاق می کند، و زبان را از پرگویی حفظ می نماید، و شرّش را از مردم دور می دارد، |
| وَ وَسِعَتْهُ السُّنَّةُ، وَ لَمْ يُنْسَبْ اِلَى الْبِدْعَةِ. | و اجرای سنّت پیامبر بر او سخت نیاید، و به بدعت گرایی متّهم نشده است. |
| - اَقُولُ: وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَنْسُبُ هذَا الْكَلامَ اِلى رَسُولِ اللّهِ | مؤلف: گروهی از مردم این کلام و قطعه قبل از این را به پیامبر |
| صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ كَذلِكَ الَّذى قَبْلَهُ.- | صلّـی اللّـه علیـه و آلـه نسبـت داده انـد. |
حکمت ۱۲۳ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - غيرَةُ الْمَرْاَةِ كُفْرٌ، وَ غيرَةُ الرَّجُلِ ايمانٌ. | و آن حضرت فرمود: غیرت زن بر شوهرش کفر، و غیرت مرد بر همسرش ایمان است. |
حکمت ۱۲۴ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لاََنْسُبَنَّ الاِْسْلامَ نِسْبَةً لَمْ يَنْسُبْها اَحَدٌ | و آن حضرت فرمود: اسلام را آنچنان معنی کنم که احدی پیش از من به این صورت معنا |
| قَبْلى: الاِْسْلامُ هُوَ التَّسْليمُ، وَالتَّسْليمُ هُوَ الْيَقينُ، وَ الْيَقينُ | نکرده باشد: اسلام همان تسلیم بودن، و تسلیم همان باور، و باور |
| هُوَ التَّصْديقُ، وَالتَّصْديقُ هُوَ الاِْقْرارُ، وَ الاِْقْرارُ هُوَ الاَْداءُ، | همان قبول کردن، و قبول کردن همان اقرار، و اقرار همان ادا نمودن، |
| وَ الاَْداءُ هُوَ الْعَمَلُ. | و ادا نمودن همان عمل کردن است. |
حکمت ۱۲۵ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - عَجِبْتُ لِلْبَخيلِ يَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ | و آن حضرت فرمود: از بخیل در عجبم که به فقری می شتابد |
| الَّذى مِنْهُ هَرَبَ، وَ يَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذى اِيّاهُ طَلَبَ، فَيَعيشُ | که از آن می گریخته، و ثروتی را از دست می دهد که آن را می جسته، |
| فِى الدُّنْيا عَيْشَ الْفُقَراءِ، وَ يُحاسَبُ فِى الاْخِرَةِ حِسابَ | در دنیا همچون تهیدستان زندگی می کند، و در آخرت همچون ثروتمندان |
| الاَْغْنِياءِ. وَ عَجِبْتُ لِلْمُتَكَبِّرِ الَّذى كانَ بِالاَْمْسِ نُطْفَةً، | به حسابش می رسند. و از متکبّر شگفت زده ام که دیروز نطفه، |
| وَ يَكُونُ غَداً جيفَةً. وَ عَجِبْتُ لِمَنْ شَكَّ فِى اللّهِ وَ هُوَ يَرى | و فردا مردار است. و از آن که در خدا شک دارد در عجبم در حالی که آفریده های خدا را |
| خَلْقَ اللّهِ. وَ عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِىَ الْمَوْتَ وَ هُوَ يَرَى مَنْ يَمُوتُ. | می بیند. و عجب دارم از کسی که مرگ را فراموش نموده و حال اینکه مردگان را با چشم می بیند. |
| وَ عَجِبْتُ لِمَنْ اَنْكَرَ النَّشْاَةَ الاُْخْرى وَ هُوَ يَرَى النَّشْاَةَ | و ازآن که زنده شدن در آن جهان را قبول ندارد درشگفتم و حال این که ساخته شدنش را |
| الاُْولى. وَ عَجِبْتُ لِعامِر دارَ الْفَناءِ، وَ تارِك دارَ الْبَقاءِ. | در این جهان می بیند. و در تعجبم از کسی که سرای فانی را آباد می کند، و خانه باقی را وامی گذارد. |
حکمت ۱۲۶ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ قَصَّرَ فِى الْعَمَلِ ابْتُلِىَ بِالْهَمِّ. | و آن حضرت فرمود: کسی که در عمل کوتاهی ورزد دچار اندوه می شود. |
| وَ لا حاجَةَ لِلّهِ فيمَنْ لَيْسَ لِلّهِ فى مالِهِ وَ نَفْسِهِ نَصيبٌ. | آن را که در مال و جانش سهمی برای خدا نیست برایش راهی به سوی رحمت خدا نمی باشد. |
حکمت ۱۲۷ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - تَوَّقُوا الْبَرْدَ فى اَوَّلِهِ، وَ تَلَقَّوْهُ فى آخِرِهِ، | و آن حضرت فرمود: سرما را در ابتدایش بپرهیزید، و از آن در پایانش استقبال کنید، |
| فَاِنَّهُ يَفْعَلُ فِى الاَْبْدانِ كَفِعْلِهِ فِى الاَْشْجارِ، اَوَّلُهُ يُحْرِقُ، | که سرما با بدنها آن گونه می کند که با درختان، ابتدایش می سوزاند، |
| وَ آخِرُهُ يُورِقُ. | و آخرش برگ می رویاند. |
حکمت ۱۲۸ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - عِظَمُ الْخالِقِ عِنْدَكَ يُصَغِّرُ الْمَخْلُوقَ | و آن حضرت فرمود: عظمت خالق هستی نزد تو، آفریده شده را |
| فى عَـيْـنَـيْـكَ. | در نظرت کوچک می کند. |
حکمت ۱۲۹ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السّلامُ، وَ قَدْ رَجَعَ مِنْ صِفِّينَ، فَاَشْرَفَ عَلَى الْقُبُورِ بِظاهِرِ | و آن حضرت وقتی از صفّین بازگشت به گورستان بیرون کوفه نظر کرد |
| الْكُوفَةِ:- | و فـرمـود: |
| يا اَهْلَ الدِّيارِ الْمُوحِشَةِ، وَالْمَحالِّ الْمُقْفِرَةِ، وَالْقُبُورِ | ای صاحبان سراهای وحشت زا، و مکانهای بی آب و گیاه، و قبرهای |
| الْمُظْلِمَةِ; يا اَهْلَ التُّرْبَةِ، يا اَهْلَ الْغُرْبَةِ، يا اَهْلَ الْوَحْدَةِ، يا | تاریک; ای خاکیان، ای غریبان، ای بی کسان، ای وحشت زدگان، |
| اَهْلَ الْوَحْشَةِ، اَنْتُمْ لَنا فَرَطٌ سابِقٌ وَ نَحْنُ لَكُمْ تَبَعٌ لاحِقٌ. | شما ما را پیشروید که بر ما پیشی جستید، و ما شما را پیرویم که به دنبال شما می رسیم. |
| اَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُكِنَتْ، وَاَمَّا الاَْزْواجُ فَقَدْ نُكِحَتْ، وَ اَمَّا | اما خانه ها: غیر شما در آن ساکن شدند، امّا همسران: دیگران با آنان ازدواج کردند، اما |
| الاَْمْوالُ فَقَدْ قُسِمَتْ. هذا خَبَرُ ما عِنْدَنا، فَما خَبَرُ ما | اموال: همه آنها تقسیم شد. این است خبری که نزد ماست، خبر آنچه نزد |
| عِـنْـدَكُـمْ ؟ | شماست چیست؟ |
| - ثُمَّ الْتَفَتَ اِلى اَصْحابِهِ فَقالَ:- اَما لَوْ اُذِنَ لَهُمْ فِى الْكَلامِ | پس رو به جانب یاران کرد و فرمود: اگر به آنان اجازه سخن می دادند |
| لاََخْبَرُوكُمْ اَنَّ خَيْرَ الزّادِ التَّقْوى. | به شما می گفتند که بهترین توشه تقواست. |
حکمت ۱۳۰ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ وَ قَدْ سَمِعَ رَجُلاً يَذُمُّ الدُّنْيا: - اَيُّهَا الذّامُّ لِلدُّنْيا، | آن حضرت شنید مردی به نکوهش دنیا برخاسته، فرمود: ای کسی که دنیا را نکوهش می کنی، |
| الْمُغْتَرُّ بِغُرُورِها، الْمُنْخَدِعُ بِاَباطيلِها، اَتَغْتَرُّ بِالدُّنْيا ثُمَّ | در حالی که به نیرنگ آن فریفته ای، و به اباطیلش گول خورده ای، آیا فریفته دنیایی و آن را |
| تَذُمُّها؟! اَنْتَ الْمُتَجَرِّمُ عَلَيْها اَمْ هِىَ الْمُتَجَرِّمَةُ عَلَيْكَ؟ | مذمّت می نمایی؟! تو بر گردن دنیا گناه بار می کنی یا دنیا بر گردن تو؟ |
| مَتَى اسْتَهْوَتْكَ اَمْ مَتى غَرَّتْكَ؟ اَبِمَصارِع ِ آبائِكَ | چه زمان دنیا تو را سرگردان کرد یا چه وقتی فریبت داد؟ آیا به جایگاهی که پدرانت |
| مِنَ الْبِلى؟ اَمْ بِمَضاجِـع ِ اُمَّهاتِكَ تَحْتَ الثَّرى؟ كَمْ عَلَّلْتَ | افتادند وپوسیدند تو را فریفت؟ یا به خوابگاه مادرانت در زیرخاک؟ چه اندازه به دستهایت |
| بِكَفَّيْكَ! وَ كَمْ مَرَّضْتَ بِيَدَيْكَ! تَبْتَغى لَهُمُ الشِّفاءَ، | به رفع بیماری اقدام کردی! و چه بیمارانی را که مراقبت نمودی! شفای آنان را خواهان |
| وَ تَسْتَوْصِفُ لَهُمُ الاَْطِبّاءَ، غَداةَ لايُغْنى عَنْهُمْ دَواؤُكَ، | شدی، و از طبیبان تدبیر علاج آنان را درخواست کردی، ولی بامدادان دارویت به آنان |
| وَ لايُجْدى عَلَيْهِمْ بُكاؤُكَ، لَمْ يَنْفَعْ اَحَدَهُمْ اِشْفاقُكَ، | بهبودی نمی داد، و گریه ات به آنان سودی نمی بخشید، ترس تو برای احدی از آنان نفع نداشت، |
| وَ لَمْ تُسْعَفْ فيهِ بِطِلْبَتِكَ، وَ لَمْ تَدْفَعْ عَنْهُ بِقُوَّتِكَ. | و درباره اوآنچه راخواهانش بودی به آن نرسیدی، و مرگ را به نیرویت از اودفع نکردی. |
| قَدْ مَثَّلَتْ لَكَ بِهِ الدُّنْيا نَفْسَكَ، وَ بِمَصْرَعِهِ مَصْرَعَكَ. | دنیا با وضعی که برای او پیش آورد وضع تو را هم روشن ساخت، و با قربانگاه او قربانگاه تورانمایاند. |
| اِنَّ الدُّنْيا دارُ صِدْق لِمَنْ صَدَقَها، وَ دارُ عافِيَة لِمَنْ فَهِمَ | همانا دنیا سرای راستی است برای کسی که با آن به راستی برخورد کند، و خانه عافیت است |
| عَنْها، وَ دارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْها، وَ دارُ مَوْعِظَة لِمَنِ اتَّعَظَ | برای آن که آن را فهمید، و محلّ توانگری است برای آن که از آن توشه گرفت، و جای پنداست |
| بِها. مَسْجِدُ اَحِبّاءِ اللّهِ، وَ مُصَلّى مَلائِكَةِ اللّهِ، وَ مَهْبِطُ | برای کسی که با آن پند گیرد. مسجد عاشقان خدا، و جایگاه نماز فرشتگان، و محل فرود آمدن |
| وَحْىِ اللّهِ، وَ مَتْجَرُ اَوْلِياءِ اللّهِ، اِكْتَسَبُوا فيهَا الرَّحْمَةَ، | وحی، و تجارتخانه اولیاء خداست، که در آن کسب رحمت کردند، |
| وَ رَبِحُوا فيهَا الْجَنَّةَ. فَمَنْ ذا يَذُمُّها وَ قَدْ آذَنَتْ بِبَيْنِها، | و بهشت را سود بردند. پس چه کسی دنیا را نکوهش می کند در صورتی که دنیا جداییش |
| وَ نادَتْ بِفِراقِها، وَ نَعَتْ نَفْسَها وَ اَهْلَها، فَمَثَّلَتْ لَهُمْ | را اعلام کرده، و فراقش را فریاد زده، و مرگ خود و اهلش را خبر داده، با بلای خود برای |
| بِبَلائِها الْبَلاءَ، وَ شَوَّقَتْهُمْ بِسُروُرِها اِلَى السُّرُورِ. راحَتْ | مردم از بلای آخرت نمونه ساخت، و آنان را به شادی خود تشویق به شادی آخرت |
| بِعافِيَة، وَ ابْتَكَرَتْ بِفَجيعَة، تَرْغيباً وَ تَرْهيباً، وَ تَخْويفاً | کرد. شب را به سلامت گذراند، و بامداد با بلایی سخت خود را نشان داد، تا تشویق کند و بترساند، |
| وَ تَحْذيراً. فَذَمَّها رِجالٌ غَداةَ النَّدامَةِ، وَ حَمِدَها آخَرُونَ | و بیم دهد و برحذر دارد. مردمی آن را در صبحگاه پشیمانی نکوهش کنند، و دیگران روز |
| يَوْمَ الْقِيامَةِ. ذَكَّرَتْهُمُ الدُّنْيا فَتَذَكَّرُوا، وَ حَدَّثَتْهُمْ فَصَدَّقُوا، | قیامت آن را بستایند. همانان که دنیا تذکرّشان داد متذکر شدند، و با آنان سخن گفت او را تصدیق |
| وَ وَعَظَتْهُمْ فَاتَّعَظُـوا. | کردند، و پندشان داد پندش را پذیرفتند. |
حکمت ۱۳۱ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ لِلّهِ مَلَكاً يُنادى فى كُلِّ يَوْم: لِدُوا | و آن حضرت فرمود: خدا را فرشته ای است که هر روز فریاد برمی دارد; بزایید |
| لِلْمَوْتِ، وَ اجْمَعُوا لِلْفَناءِ، وَ ابْنُوا لِلْخَرابِ. | برای مردن، و گردآورید برای نابود شدن، و بنا کنید برای خراب گشتن. |
حکمت ۱۳۲ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الدُّنْيا دارُ مَمَرٍّ لا دارُ مَقَرٍّ، وَ النّاسُ فيها | و آن حضرت فرمود: دنیا خانه گذر است نه جای ماندن، و مردم در آن |
| رَجُلانِ: رَجُلٌ باعَ نَفْسَهُ فَاَوْبَقَها، وَ رَجُلٌ ابْتاعَ نَفْسَهُ | دو کس اند: مردی که وجودش را به گناه فروخت و خود را تباه کرد و مردی که خود را |
| فَـاَعْـتَـقَـها . | به طاعت خرید و آزاد نمود. |
حکمت ۱۳۳ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لايَكُونُ الصَّديقُ صَديقاً حَتّى | و آن حضرت فرمود: دوست دوست نیست مگر اینکه برادر دینی |
| يَحْفَظَ اَخاهُ فى ثَلاث: فى نَكْبَتِهِ، وَ غَيْبَتِهِ، وَ وَفاتِهِ. | خود را در سه موضع بپاید: در رنج و بلا، و پشت سر، و هنگامی که از دنیا برود. |
حکمت ۱۳۴ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ اُعْطِىَ اَرْبَعاً لَمْ يُحْرَمْ اَرْبَعاً: مَنْ | و آن حضرت فرمود: هر که را چهار چیز بخشند از چهار چیز محروم ننمایند: آن را |
| اُعْطِىَ الدُّعاءَ لَمْ يُحْرَمِ الاِْجابَةَ، وَ مَنْ اُعْطِىَ التَّوْبَةَ | که دعا بخشند از اجابت، و هر که را توبه بخشند |
| لَمْ يُحْرَمِ الْقَبُولَ، وَ مَنْ اُعْطِىَ الاْسْتِغْفارَ لَمْ يُحْرَمِ الْمَغْفِرَةَ، | از قبول، و هر که را استغفار بخشند از آمرزش، |
| وَ مَنْ اُعْطِىَ الشُّكْرَ لَمْ يُحْرَمِ الزِّيادَةَ. | و هر که را شکر بخشند از اضافه شدن نعمت محروم ننمایند. |
| وَ تَصْديقُ ذلِكَ فى كِتابِ اللّهِ تَعالى، قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ فِى | گواه این واقعیات در کتاب خداست، خداوند در مسأله |
| الدُّعاءِ: «ادْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ.» وَ قالَ فِى الاِْسْتِغْفارِ: «وَ | دعا فرمود: «مرا بخوانید شما را اجابت کنم.» و در استغفار فرمود: «آن که |
| مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً اَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّهَ يَجِدِ اللّهَ | کار زشت کند یا بر خود ستم روا دارد آن گاه از خدا آمرزش خواهد خدا را آمرزنده |
| غَفُوراً رَحيماً.» وَ قالَ فِى الشُّكْرِ: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاََزيدَنَّكُمْ» | و رحیم یابد.» و درباره شکر فرمود: «اگر شکر کنید به شما می افزایم.» |
| وَ قالَ فِى التَّوْبَةِ: «اِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذينَ يَعْمَلُونَ | و در توبه فرمود: «بازگشت به خداوند برای آنهایی است که از |
| السُّوءَ بِجَهالَة ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَريب، فَاُولئِكَ يَتُوبُ اللّهُ | روی نادانی کار بد می کنند سپس به زودی بازمی گردند، آنانند که خداوند توبه |
| عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللّهُ عَليماً حَكيماً.» | آنان را می پذیرد و خداوند دانا و حکیم است.» |
حکمت ۱۳۵ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ اَلسَّلامُ: - الصَّلاةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقِىٍّ، وَالْحَجُّ جِهادُ | و آن حضرت فرمود: نماز وسیله قرب به خدا، و حج جهاد |
| كُلِّ ضَعيف. وَ لِكُلِّ شَىْء زَكاةٌ، وَ زَكاةُ الْبَدَنِ الصِّيامُ، | هر ناتوان است. برای هر چیزی زکاتی است، و زکات بدن روزه است، |
| وَ جِهادُ الْمَرْاَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ. | و جهاد زن شـوهرداری نیکوسـت. |
حکمت ۱۳۶ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ. | و آن حضرت فرمود: فرود آمدن روزی را با صدقه بخواهید. |
حکمت ۱۳۷ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ اَيْقَنَ بِالْخَلَفِ جادَ بِالْعَطِيَّةِ. | و آن حضرت فرمود: کسی که به پاداش یقین کند در مسأله بخشش سخاوت به خرج دهد. |
حکمت ۱۳۸ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - تَنْزِلُ الْمَعُونَةُ عَلى قَدْرِ الْمَؤُونَةِ. | و آن حضرت فرمود: رزق و روزی به اندازه نیاز و خرج نازل می شود. |
حکمت ۱۳۹ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - ما عالَ امْرُؤٌ اقْتَصَدَ. | و آن حضرت فرمود: آن که میانه روی پیشه کرد تنگدست نشد. |
حکمت ۱۴۰ |
| - وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - قِلَّةُ الْعِيالِ اَحَدُ الْيَسارَيْنِ. | و آن حضرت فرمود: کمی نانخور یکی از دو آسایش است. |