قرآن کریمبه زبان فارسی

نهج البلاغه — حکمت‌های ۱۲۱ تا ۱۴۰

حکمت‌ها و سخنان کوتاه امیرالمؤمنین علی (ع)

حکمت ۱۲۱

متن عربیترجمه استاد حسین انصاریان
- وَ قَدْ تَبِعَ جَنازَةً فَسَمِعَ رَجُلاً يَضْحَكُ، فَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - كَاَنَّامام دنبال جنازه ای‌ می‌ رفت شنید مردی‌ می‌ خندد، فرمود: گویا
الْمَوتَ فيها عَلى غَيْرِنا كُتِبَ، وَ كَاَنَّ الْحَقَّ فيها عَلى غَيْرِنامردن در این جهان را برای‌ غیر ما ثبت کرده اند، و انگار حق بر غیر ما
وَجَبَ، وَ كَاَنَّ الَّذى نَرى مِنَ الاَْمْواتِ سَفْرٌ عَمّا قَليل اِلَيْناواجب شده، و خیال می‌ کنی‌ مردگانی‌ که می‌ بینیم مسافرانی‌ هستند که به زودی‌ به جانب ما
راجِعُونَ، نُبَوِّئُهُمْ اَجْداثَهُمْ، وَ نَأْكُلُ تُراثَهُمْ، كَاَنّابازمی‌ گردند، آنان را در قبرهایشان می‌ نهیم و ارثشان را می‌ خوریم، گویی‌
مُخَلَّدُونَ بَعْدَهُمْ، ثُمَّ قَدْ نَسينا كُلَّ واعِظ وَ واعِظَة، وَ رُميناما پس از آنها جاودان خواهیم بود، که پند پنددهندگان را از یاد بردیم، و نشانه
بِكُلِّ فادِح وَ جائِحَة.هر بلای‌ سخت و سنگین شدیم.

حکمت ۱۲۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - طُوبى لِمَنْ ذَلَّ فى نَفْسِهِ، وَ طابَ كَسْبُهُ،و آن حضرت فرمود: خوشا به حال کسی‌ که نزد خود خوار، و کسبش پاک،
وَ صَلَحَتْ سَريرَتُهُ، وَ حَسُنَتْ خَليقَتُهُ، وَ اَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْو باطنش شایسته، و اخلاقش نیکوست، اضافه مالش را
مالِهِ، وَ اَمْسَكَ الْفَضْلَ مِنْ لِسانِهِ، وَ عَزَلَ عَنِ النّاسِ شَرَّهُ،انفاق می‌ کند، و زبان را از پرگویی‌ حفظ می‌ نماید، و شرّش را از مردم دور می‌ دارد،
وَ وَسِعَتْهُ السُّنَّةُ، وَ لَمْ يُنْسَبْ اِلَى الْبِدْعَةِ.و اجرای‌ سنّت پیامبر بر او سخت نیاید، و به بدعت گرایی‌ متّهم نشده است.
- اَقُولُ: وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَنْسُبُ هذَا الْكَلامَ اِلى رَسُولِ اللّهِمؤلف: گروهی‌ از مردم این کلام و قطعه قبل از این را به پیامبر
صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ كَذلِكَ الَّذى قَبْلَهُ.-صلّـی‌ اللّـه علیـه و آلـه نسبـت داده انـد.

حکمت ۱۲۳

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - غيرَةُ الْمَرْاَةِ كُفْرٌ، وَ غيرَةُ الرَّجُلِ ايمانٌ.و آن حضرت فرمود: غیرت زن بر شوهرش کفر، و غیرت مرد بر همسرش ایمان است.

حکمت ۱۲۴

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لاََنْسُبَنَّ الاِْسْلامَ نِسْبَةً لَمْ يَنْسُبْها اَحَدٌو آن حضرت فرمود: اسلام را آنچنان معنی‌ کنم که احدی‌ پیش از من به این صورت معنا
قَبْلى: الاِْسْلامُ هُوَ التَّسْليمُ، وَالتَّسْليمُ هُوَ الْيَقينُ، وَ الْيَقينُنکرده باشد: اسلام همان تسلیم بودن، و تسلیم همان باور، و باور
هُوَ التَّصْديقُ، وَالتَّصْديقُ هُوَ الاِْقْرارُ، وَ الاِْقْرارُ هُوَ الاَْداءُ،همان قبول کردن، و قبول کردن همان اقرار، و اقرار همان ادا نمودن،
وَ الاَْداءُ هُوَ الْعَمَلُ.و ادا نمودن همان عمل کردن است.

حکمت ۱۲۵

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - عَجِبْتُ لِلْبَخيلِ يَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَو آن حضرت فرمود: از بخیل در عجبم که به فقری‌ می‌ شتابد
الَّذى مِنْهُ هَرَبَ، وَ يَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذى اِيّاهُ طَلَبَ، فَيَعيشُکه از آن می‌ گریخته، و ثروتی‌ را از دست می‌ دهد که آن را می‌ جسته،
فِى الدُّنْيا عَيْشَ الْفُقَراءِ، وَ يُحاسَبُ فِى الاْخِرَةِ حِسابَدر دنیا همچون تهیدستان زندگی‌ می‌ کند، و در آخرت همچون ثروتمندان
الاَْغْنِياءِ. وَ عَجِبْتُ لِلْمُتَكَبِّرِ الَّذى كانَ بِالاَْمْسِ نُطْفَةً،به حسابش می‌ رسند. و از متکبّر شگفت زده ام که دیروز نطفه،
وَ يَكُونُ غَداً جيفَةً. وَ عَجِبْتُ لِمَنْ شَكَّ فِى اللّهِ وَ هُوَ يَرىو فردا مردار است. و از آن که در خدا شک دارد در عجبم در حالی‌ که آفریده های‌ خدا را
خَلْقَ اللّهِ. وَ عَجِبْتُ لِمَنْ نَسِىَ الْمَوْتَ وَ هُوَ يَرَى مَنْ يَمُوتُ.می‌ بیند. و عجب دارم از کسی‌ که مرگ را فراموش نموده و حال اینکه مردگان را با چشم می‌ بیند.
وَ عَجِبْتُ لِمَنْ اَنْكَرَ النَّشْاَةَ الاُْخْرى وَ هُوَ يَرَى النَّشْاَةَو ازآن که زنده شدن در آن جهان را قبول ندارد درشگفتم و حال این که ساخته شدنش را
الاُْولى. وَ عَجِبْتُ لِعامِر دارَ الْفَناءِ، وَ تارِك دارَ الْبَقاءِ.در این جهان می‌ بیند. و در تعجبم از کسی‌ که سرای‌ فانی‌ را آباد می‌ کند، و خانه باقی‌ را وامی‌ گذارد.

حکمت ۱۲۶

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ قَصَّرَ فِى الْعَمَلِ ابْتُلِىَ بِالْهَمِّ.و آن حضرت فرمود: کسی‌ که در عمل کوتاهی‌ ورزد دچار اندوه می‌ شود.
وَ لا حاجَةَ لِلّهِ فيمَنْ لَيْسَ لِلّهِ فى مالِهِ وَ نَفْسِهِ نَصيبٌ.آن را که در مال و جانش سهمی‌ برای‌ خدا نیست برایش راهی‌ به سوی‌ رحمت خدا نمی‌ باشد.

حکمت ۱۲۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - تَوَّقُوا الْبَرْدَ فى اَوَّلِهِ، وَ تَلَقَّوْهُ فى آخِرِهِ،و آن حضرت فرمود: سرما را در ابتدایش بپرهیزید، و از آن در پایانش استقبال کنید،
فَاِنَّهُ يَفْعَلُ فِى الاَْبْدانِ كَفِعْلِهِ فِى الاَْشْجارِ، اَوَّلُهُ يُحْرِقُ،که سرما با بدنها آن گونه می‌ کند که با درختان، ابتدایش می‌ سوزاند،
وَ آخِرُهُ يُورِقُ.و آخرش برگ می‌ رویاند.

حکمت ۱۲۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - عِظَمُ الْخالِقِ عِنْدَكَ يُصَغِّرُ الْمَخْلُوقَو آن حضرت فرمود: عظمت خالق هستی‌ نزد تو، آفریده شده را
فى عَـيْـنَـيْـكَ.در نظرت کوچک می‌ کند.

حکمت ۱۲۹

- وَ قالَ عَلَيْهِ السّلامُ، وَ قَدْ رَجَعَ مِنْ صِفِّينَ، فَاَشْرَفَ عَلَى الْقُبُورِ بِظاهِرِو آن حضرت وقتی‌ از صفّین بازگشت به گورستان بیرون کوفه نظر کرد
الْكُوفَةِ:-و فـرمـود:
يا اَهْلَ الدِّيارِ الْمُوحِشَةِ، وَالْمَحالِّ الْمُقْفِرَةِ، وَالْقُبُورِای‌ صاحبان سراهای‌ وحشت زا، و مکانهای‌ بی‌ آب و گیاه، و قبرهای‌
الْمُظْلِمَةِ; يا اَهْلَ التُّرْبَةِ، يا اَهْلَ الْغُرْبَةِ، يا اَهْلَ الْوَحْدَةِ، ياتاریک; ای‌ خاکیان، ای‌ غریبان، ای‌ بی‌ کسان، ای‌ وحشت زدگان،
اَهْلَ الْوَحْشَةِ، اَنْتُمْ لَنا فَرَطٌ سابِقٌ وَ نَحْنُ لَكُمْ تَبَعٌ لاحِقٌ.شما ما را پیشروید که بر ما پیشی‌ جستید، و ما شما را پیرویم که به دنبال شما می‌ رسیم.
اَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُكِنَتْ، وَاَمَّا الاَْزْواجُ فَقَدْ نُكِحَتْ، وَ اَمَّااما خانه ها: غیر شما در آن ساکن شدند، امّا همسران: دیگران با آنان ازدواج کردند، اما
الاَْمْوالُ فَقَدْ قُسِمَتْ. هذا خَبَرُ ما عِنْدَنا، فَما خَبَرُ مااموال: همه آنها تقسیم شد. این است خبری‌ که نزد ماست، خبر آنچه نزد
عِـنْـدَكُـمْ ؟شماست چیست؟
- ثُمَّ الْتَفَتَ اِلى اَصْحابِهِ فَقالَ:- اَما لَوْ اُذِنَ لَهُمْ فِى الْكَلامِپس رو به جانب یاران کرد و فرمود: اگر به آنان اجازه سخن می‌ دادند
لاََخْبَرُوكُمْ اَنَّ خَيْرَ الزّادِ التَّقْوى.به شما می‌ گفتند که بهترین توشه تقواست.

حکمت ۱۳۰

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ وَ قَدْ سَمِعَ رَجُلاً يَذُمُّ الدُّنْيا: - اَيُّهَا الذّامُّ لِلدُّنْيا،آن حضرت شنید مردی‌ به نکوهش دنیا برخاسته، فرمود: ای‌ کسی‌ که دنیا را نکوهش می‌ کنی‌،
الْمُغْتَرُّ بِغُرُورِها، الْمُنْخَدِعُ بِاَباطيلِها، اَتَغْتَرُّ بِالدُّنْيا ثُمَّدر حالی‌ که به نیرنگ آن فریفته ای‌، و به اباطیلش گول خورده ای‌، آیا فریفته دنیایی‌ و آن را
تَذُمُّها؟! اَنْتَ الْمُتَجَرِّمُ عَلَيْها اَمْ هِىَ الْمُتَجَرِّمَةُ عَلَيْكَ؟مذمّت می‌ نمایی‌؟! تو بر گردن دنیا گناه بار می‌ کنی‌ یا دنیا بر گردن تو؟
مَتَى اسْتَهْوَتْكَ اَمْ مَتى غَرَّتْكَ؟ اَبِمَصارِع ِ آبائِكَچه زمان دنیا تو را سرگردان کرد یا چه وقتی‌ فریبت داد؟ آیا به جایگاهی‌ که پدرانت
مِنَ الْبِلى؟ اَمْ بِمَضاجِـع ِ اُمَّهاتِكَ تَحْتَ الثَّرى؟ كَمْ عَلَّلْتَافتادند وپوسیدند تو را فریفت؟ یا به خوابگاه مادرانت در زیرخاک؟ چه اندازه به دستهایت
بِكَفَّيْكَ! وَ كَمْ مَرَّضْتَ بِيَدَيْكَ! تَبْتَغى لَهُمُ الشِّفاءَ،به رفع بیماری‌ اقدام کردی‌! و چه بیمارانی‌ را که مراقبت نمودی‌! شفای‌ آنان را خواهان
وَ تَسْتَوْصِفُ لَهُمُ الاَْطِبّاءَ، غَداةَ لايُغْنى عَنْهُمْ دَواؤُكَ،شدی‌، و از طبیبان تدبیر علاج آنان را درخواست کردی‌، ولی‌ بامدادان دارویت به آنان
وَ لايُجْدى عَلَيْهِمْ بُكاؤُكَ، لَمْ يَنْفَعْ اَحَدَهُمْ اِشْفاقُكَ،بهبودی‌ نمی‌ داد، و گریه ات به آنان سودی‌ نمی‌ بخشید، ترس تو برای‌ احدی‌ از آنان نفع نداشت،
وَ لَمْ تُسْعَفْ فيهِ بِطِلْبَتِكَ، وَ لَمْ تَدْفَعْ عَنْهُ بِقُوَّتِكَ.و درباره اوآنچه راخواهانش بودی‌ به آن نرسیدی‌، و مرگ را به نیرویت از اودفع نکردی‌.
قَدْ مَثَّلَتْ لَكَ بِهِ الدُّنْيا نَفْسَكَ، وَ بِمَصْرَعِهِ مَصْرَعَكَ.دنیا با وضعی‌ که برای‌ او پیش آورد وضع تو را هم روشن ساخت، و با قربانگاه او قربانگاه تورانمایاند.
اِنَّ الدُّنْيا دارُ صِدْق لِمَنْ صَدَقَها، وَ دارُ عافِيَة لِمَنْ فَهِمَهمانا دنیا سرای‌ راستی‌ است برای‌ کسی‌ که با آن به راستی‌ برخورد کند، و خانه عافیت است
عَنْها، وَ دارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْها، وَ دارُ مَوْعِظَة لِمَنِ اتَّعَظَبرای‌ آن که آن را فهمید، و محلّ توانگری‌ است برای‌ آن که از آن توشه گرفت، و جای‌ پنداست
بِها. مَسْجِدُ اَحِبّاءِ اللّهِ، وَ مُصَلّى مَلائِكَةِ اللّهِ، وَ مَهْبِطُبرای‌ کسی‌ که با آن پند گیرد. مسجد عاشقان خدا، و جایگاه نماز فرشتگان، و محل فرود آمدن
وَحْىِ اللّهِ، وَ مَتْجَرُ اَوْلِياءِ اللّهِ، اِكْتَسَبُوا فيهَا الرَّحْمَةَ،وحی‌، و تجارتخانه اولیاء خداست، که در آن کسب رحمت کردند،
وَ رَبِحُوا فيهَا الْجَنَّةَ. فَمَنْ ذا يَذُمُّها وَ قَدْ آذَنَتْ بِبَيْنِها،و بهشت را سود بردند. پس چه کسی‌ دنیا را نکوهش می‌ کند در صورتی‌ که دنیا جداییش
وَ نادَتْ بِفِراقِها، وَ نَعَتْ نَفْسَها وَ اَهْلَها، فَمَثَّلَتْ لَهُمْرا اعلام کرده، و فراقش را فریاد زده، و مرگ خود و اهلش را خبر داده، با بلای‌ خود برای‌
بِبَلائِها الْبَلاءَ، وَ شَوَّقَتْهُمْ بِسُروُرِها اِلَى السُّرُورِ. راحَتْمردم از بلای‌ آخرت نمونه ساخت، و آنان را به شادی‌ خود تشویق به شادی‌ آخرت
بِعافِيَة، وَ ابْتَكَرَتْ بِفَجيعَة، تَرْغيباً وَ تَرْهيباً، وَ تَخْويفاًکرد. شب را به سلامت گذراند، و بامداد با بلایی‌ سخت خود را نشان داد، تا تشویق کند و بترساند،
وَ تَحْذيراً. فَذَمَّها رِجالٌ غَداةَ النَّدامَةِ، وَ حَمِدَها آخَرُونَو بیم دهد و برحذر دارد. مردمی‌ آن را در صبحگاه پشیمانی‌ نکوهش کنند، و دیگران روز
يَوْمَ الْقِيامَةِ. ذَكَّرَتْهُمُ الدُّنْيا فَتَذَكَّرُوا، وَ حَدَّثَتْهُمْ فَصَدَّقُوا،قیامت آن را بستایند. همانان که دنیا تذکرّشان داد متذکر شدند، و با آنان سخن گفت او را تصدیق
وَ وَعَظَتْهُمْ فَاتَّعَظُـوا.کردند، و پندشان داد پندش را پذیرفتند.

حکمت ۱۳۱

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِنَّ لِلّهِ مَلَكاً يُنادى فى كُلِّ يَوْم: لِدُواو آن حضرت فرمود: خدا را فرشته ای‌ است که هر روز فریاد برمی‌ دارد; بزایید
لِلْمَوْتِ، وَ اجْمَعُوا لِلْفَناءِ، وَ ابْنُوا لِلْخَرابِ.برای‌ مردن، و گردآورید برای‌ نابود شدن، و بنا کنید برای‌ خراب گشتن.

حکمت ۱۳۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الدُّنْيا دارُ مَمَرٍّ لا دارُ مَقَرٍّ، وَ النّاسُ فيهاو آن حضرت فرمود: دنیا خانه گذر است نه جای‌ ماندن، و مردم در آن
رَجُلانِ: رَجُلٌ باعَ نَفْسَهُ فَاَوْبَقَها، وَ رَجُلٌ ابْتاعَ نَفْسَهُدو کس اند: مردی‌ که وجودش را به گناه فروخت و خود را تباه کرد و مردی‌ که خود را
فَـاَعْـتَـقَـها .به طاعت خرید و آزاد نمود.

حکمت ۱۳۳

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لايَكُونُ الصَّديقُ صَديقاً حَتّىو آن حضرت فرمود: دوست دوست نیست مگر اینکه برادر دینی‌
يَحْفَظَ اَخاهُ فى ثَلاث: فى نَكْبَتِهِ، وَ غَيْبَتِهِ، وَ وَفاتِهِ.خود را در سه موضع بپاید: در رنج و بلا، و پشت سر، و هنگامی‌ که از دنیا برود.

حکمت ۱۳۴

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ اُعْطِىَ اَرْبَعاً لَمْ يُحْرَمْ اَرْبَعاً: مَنْو آن حضرت فرمود: هر که را چهار چیز بخشند از چهار چیز محروم ننمایند: آن را
اُعْطِىَ الدُّعاءَ لَمْ يُحْرَمِ الاِْجابَةَ، وَ مَنْ اُعْطِىَ التَّوْبَةَکه دعا بخشند از اجابت، و هر که را توبه بخشند
لَمْ يُحْرَمِ الْقَبُولَ، وَ مَنْ اُعْطِىَ الاْسْتِغْفارَ لَمْ يُحْرَمِ الْمَغْفِرَةَ،از قبول، و هر که را استغفار بخشند از آمرزش،
وَ مَنْ اُعْطِىَ الشُّكْرَ لَمْ يُحْرَمِ الزِّيادَةَ.و هر که را شکر بخشند از اضافه شدن نعمت محروم ننمایند.
وَ تَصْديقُ ذلِكَ فى كِتابِ اللّهِ تَعالى، قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ فِىگواه این واقعیات در کتاب خداست، خداوند در مسأله
الدُّعاءِ: «ادْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ.» وَ قالَ فِى الاِْسْتِغْفارِ: «وَدعا فرمود: «مرا بخوانید شما را اجابت کنم.» و در استغفار فرمود: «آن که
مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً اَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّهَ يَجِدِ اللّهَکار زشت کند یا بر خود ستم روا دارد آن گاه از خدا آمرزش خواهد خدا را آمرزنده
غَفُوراً رَحيماً.» وَ قالَ فِى الشُّكْرِ: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاََزيدَنَّكُمْ»و رحیم یابد.» و درباره شکر فرمود: «اگر شکر کنید به شما می‌ افزایم.»
وَ قالَ فِى التَّوْبَةِ: «اِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذينَ يَعْمَلُونَو در توبه فرمود: «بازگشت به خداوند برای‌ آنهایی‌ است که از
السُّوءَ بِجَهالَة ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَريب، فَاُولئِكَ يَتُوبُ اللّهُروی‌ نادانی‌ کار بد می‌ کنند سپس به زودی‌ بازمی‌ گردند، آنانند که خداوند توبه
عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللّهُ عَليماً حَكيماً.»آنان را می‌ پذیرد و خداوند دانا و حکیم است.»

حکمت ۱۳۵

- وَ قالَ عَلَيْهِ اَلسَّلامُ: - الصَّلاةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقِىٍّ، وَالْحَجُّ جِهادُو آن حضرت فرمود: نماز وسیله قرب به خدا، و حج جهاد
كُلِّ ضَعيف. وَ لِكُلِّ شَىْء زَكاةٌ، وَ زَكاةُ الْبَدَنِ الصِّيامُ،هر ناتوان است. برای‌ هر چیزی‌ زکاتی‌ است، و زکات بدن روزه است،
وَ جِهادُ الْمَرْاَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ.و جهاد زن شـوهرداری‌ نیکوسـت.

حکمت ۱۳۶

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اِسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ.و آن حضرت فرمود: فرود آمدن روزی‌ را با صدقه بخواهید.

حکمت ۱۳۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ اَيْقَنَ بِالْخَلَفِ جادَ بِالْعَطِيَّةِ.و آن حضرت فرمود: کسی‌ که به پاداش یقین کند در مسأله بخشش سخاوت به خرج دهد.

حکمت ۱۳۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - تَنْزِلُ الْمَعُونَةُ عَلى قَدْرِ الْمَؤُونَةِ.و آن حضرت فرمود: رزق و روزی‌ به اندازه نیاز و خرج نازل می‌ شود.

حکمت ۱۳۹

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - ما عالَ امْرُؤٌ اقْتَصَدَ.و آن حضرت فرمود: آن که میانه روی‌ پیشه کرد تنگدست نشد.

حکمت ۱۴۰

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - قِلَّةُ الْعِيالِ اَحَدُ الْيَسارَيْنِ.و آن حضرت فرمود: کمی‌ نانخور یکی‌ از دو آسایش است.