قرآن کریمبه زبان فارسی

نهج البلاغه — حکمت‌های ۱۴۱ تا ۱۶۰

حکمت‌ها و سخنان کوتاه امیرالمؤمنین علی (ع)

حکمت ۱۴۱

متن عربیترجمه استاد حسین انصاریان
- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - التَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ.و آن حضرت فرمود: دوستی‌ کردن نیمی‌ از عقل است.

حکمت ۱۴۲

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْهَمُّ نِصْفُ الْهَرَمِ.و آن حضرت فرمود: غم و اندوه نصف پیری‌ است.

حکمت ۱۴۳

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - يَنْزِلُ الصَّبْرُ عَلى قَدْرِ الْمُصيبَةِ.و آن حضرت فرمود: شکیبایی‌ به اندازه مصیبت می‌ رسد.
وَ مَنْ ضَرَبَ يَدَهُ عَلى فَخِذِهِ عِنْدَ مُصيبَتِهِ حَبِطَ اَجْرُهُ.و آن که زمان مصیبت جزع کند ثوابش نابود می‌ شود.

حکمت ۱۴۴

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - كَمْ مِنْ صائِم لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيامِهِ اِلاَّو آن حضرت فرمود: بسا روزه داری‌ که از روزه اش جز
الْجُوعُ وَالظَّمَاءُ. وَ كَمْ مِنْ قائِم لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيامِهِ اِلاَّ السَّهَرُگرسنگی‌ و تشنگی‌ نصیب نگردد. و بسا نمازگزاری‌ که از ایستادنش به نماز جز بیداری‌
وَالْعَناءُ. حَبَّذا نَوْمُ الاَْكْياسِ وَ اِفْطارُهُمْ!و زحمت سود نگیرد. چه نیکوست خواب زیرکان و افطار آنان!

حکمت ۱۴۵

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - سُوسُوا ايمانَكُمْ بِالصَّدَقَةِ،و آن حضرت فرمود: ایمان خود را با صدقه،
وَ حَصِّنُوا اَمْوالَكُمْ بِالزَّكاةِ، وَ ادْفَعُوا اَمْواجَ الْبَلاءِ بِالدُّعاءِ.اموالتان را با زکات حفظ کنید، و امواج بلا را با دعا برانید.
وَ مِنْ کَلام لَهُ عَلَیْهِ السَّلامُ
از سخنان آن حضرت است
لِكُمَيْلِ بْنِ زِياد النَّخَعِىِّبه کمیـل بن زیـاد نخعـی‌

حکمت ۱۴۶

- قالَ كُمَيْلُ بْنُ زِياد: اَخَذَ بِيَدى اَميرُالْمُؤْمِنينَ عَلِىُّ بْنُ اَبى طالِب عَلَيْهِ السّلامُکمیل بن زیاد گفت: امیرالمؤمنین علی‌ بن ابی‌ طالب علیه السلام
فَاَخْرَجَنى اِلَى الْجَبّانِ، فَلَمّا اَصْحَرَ تَنَفَّسَ الصُّعَداءَ، ثُمَّ قالَ: -دستم را گرفت و به صحرا برد، چون به آنجا رسید آهی‌ کشید چون آه اندوهناک، سپس فرمود:
يا كُمَيْلُ، اِنَّ هذِهِ الْقُلُوبَ اَوْعِيَةٌ، فَخَيْرُها اَوْعاها، فَاحْفَظْای‌ کمیل، این دلها ظرفهاست، و بهترین آنها نگاهدارنده ترین آنهاست، پس آنچه
عَنّى ما اَقُولُ لَكَ.را برایت می‌ گویم حفظ کن.
النّاسُ ثَلاثَةٌ: فَعالِمٌ رَبّانِىٌّ، وَ مُتَعَلِّمٌ عَلى سَبيلِ نَجاة،مردم سه گروهند: دانشمند ربّانی‌، دانشجوی‌ بر راه نجات،
وَ هَمَجٌ رَعاعٌ، اَتْباعُ كُلِّ ناعِق، يَميلُونَ مَعَ كُلِّ ريح ،و مگسانی‌ ناتوان که به دنبال هر صدایی‌ می‌ روند، و با هر بادی‌ حرکت می‌ کنند،
لَمْ يَسْتَضيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ، وَ لَمْ يَلْجَاُوا اِلى رُكْن وَثيق.به نور دانش روشنی‌ نیافته، و به رکنی‌ محکم پناه نبرده اند.
يا كُمَيْلُ، الْعِلْمُ خَيْرٌ مِنَ الْمالِ، الْعِلْمُ يَحْرُسُكَ وَ اَنْتَای‌ کمیل، دانش بهتر از ثروت است، دانش تو را می‌ پاید و تو
تَحْرُسُ الْمالَ. الْمالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَةُ وَالْعِلْمُ يَزْكُو عَلَىثروت را می‌ پایی‌. ثروت را خرج کردن کم می‌ کند و دانش با خرج شدن افزایش
الاِْنْفاقِ. وَ صَنيعُ الْمالِ يَزُولُ بِزَوالِهِ.می‌ یابد. نیکی‌ کردن با ثروت با از بین رفتن ثروت از بین می‌ رود.
يا كُمَيْلُ بْنَ زِياد، مَعْرِفَةُ الْعِلْمِ دينٌ يُدانُ بِهِ، بِهِ يَكْسِبُای‌ کمیل، شناخت دانشْ دینی‌ است که انسان به آن جزا داده می‌ شود، انسان با کمک معرفت
الاِْنْسانُ الطّاعَةَ فى حَياتِهِ، وَ جَميلَ الاُْحْدُوثَةِ بَعْدَ وَفاتِهِ.کسب طاعت می‌ کند، و بعد از مرگش نام نیک به دست می‌ آورد.
وَالْعِلْمُ حاكِمٌ، وَ الْمالُ مَحْكُومٌ عَلَيْهِ.دانش حاکم، و ثروت محکوم است.
يا كُمَيْلُ، بْنَ زياد، هَلَكَ خُزّانُ الاَْمْوالِ وَ هُمْ اَحْياءٌ،ای‌ کمیل بن زیاد، ثروت اندوزان در حالی‌ که زنده اند مرده اند،
وَ الْعُلَماءُ باقُونَ ما بَقِىَ الدَّهْرُ، اَعْيانُهُمْ مَفْقُودَةٌ، وَ اَمْثالُهُمْو دانشمندان تا جایی‌ که روزگار باقی‌ است باقی‌ اند، شخصشان با از دنیا رفتن گم شده، و شخصیّتشان
فِى الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ.در دلهـا مـوجـود اسـت.
ها، اِنَّ ههُنا لَعِلْماً جَمّاً - وَ اَشارَ بِيَدِهِ اِلى صَدْرِهِ- لَوْ اَصَبْتُ لَهُبدان که در اینجا دانش فراوانی‌ است ـ اشاره به سینه اش فرموده ـ اگر برای‌ آن افراد شایسته ای‌
حَمَلَةً! بَلى اَصَبْتُ لَقِناً غَيْرَ مَأْمُون عَلَيْهِ، مُسْتَعْمِلاً آلَةَمی‌ یافتم انتقال می‌ دادم! آری‌ شخص تیزفهمی‌ را برای‌ این علوم می‌ یابم ولی‌ از او بر آن ایمن
الدّينِ لِلدُّنْيا، وَ مُسْتَظْهِراً بِنِعَمِ اللّهِ عَلى عِبادِهِ، وَ بِحُجَجِهِنیستم، ابزار دین را برای‌ دنیا به کارمی‌ گیرد، و با نعمت های‌ خداوند بربندگانش، و به حجت های‌ حق
عَلى اَوْلِيائِهِ. اَوْ مُنْقاداً لِحَمَلَةِ الْحَقِّ، لا بَصيرَةَ لَهُ فىبر اولیائش بزرگی‌ می‌ فروشد، یا کسی‌ را می‌ یابم که پیرو حاملان حق است و او را در اطراف
اَحْنائِهِ، يَنْقَدِحُ الشَّكُّ فى قَلْبِهِ لاَِوَّلِ عارِض مِنْ شُبْهَة.و جوانب آن بصیرتی‌ نیست، به اولین شبهه ای‌ که عارضش می‌ گردد آتش شک در دلش افروخته می‌ شود.
اَلا، لاذا وَلا ذاكَ. اَوْ مَنْهُوماً بِاللَّذَّةِ سَلِسَ الْقِيادِ لِلشَّهْوَةِ.بدان که نه این را اهلیّت است نه آن را. یا کسی‌ را می‌ یابم که حریص به لذت شده، و به آسانی‌
اَوْ مُغْرَماً بِالْجَمْع ِ وَ الاِْدِّخارِ، لَيْسا مِنْ رُعاةِ الدّينِ فى شَىْء،مطیع شهوت گشته. یاکسی‌ که شیفته جمع کردن مال و انباشتن آن است، این دو نفر به هیچوجه
اَقْرَبُ شَىْء شَبَهاً بِهِمَا الاَْنْعامُ السّائِمَةُ. كَذلِكَ يَمُوتُرعایت کننده دین نیستند، نزدیکترین موجود از نظر شباهت به این دو طایفه چهارپایان
الْـعِـلْـمُ بِـمَـوْتِ حـامِـليـهِ .رها شده در علفزارند. علم با مرگ حاملانش به این صورت می‌ میرد.
اللّهُمَّ بَلى، لا تَخْلُو الاَْرْضُ مِنْ قائِم لِلّهِ بِحُجَّة، اِمّا ظاهِراًخداوندا، آری‌ زمین از کسی‌ که به حجّت خدا برای‌ خدا قیام نماید تهی‌ نمی‌ ماند، قائمی‌
مَشْهُوراً، اَوْ خائِفاً مَغْمُوراً، لِئَلاّ تَبْطُلَ حُجَجُ اللّهِ وَ بَيِّناتُهُ.آشکار و مشهور، یا ترسان و پنهان، تا دلایل الهی‌ و بیّناتش باطل نگردد.
وَ كَمْ ذا؟ وَ اَيْنَ اُولئِكَ؟ اُولئِكَ وَاللّهِ الاَْقَلُّونَ عَدَداً،اینان چند نفرند، و کجایند؟ به خدا قسم عددشان اندک،
وَ الاَْعْظَمُونَ عِنْدَ اللّهِ قَدْراً، يَحْفَظُ اللّهُ بِهِمْ حُجَجَهُو نزدخداوند از نظرمنزلت بسیاربزرگند، خداوند دلایل وبیّناتش را بهوجودآنان محافظت
وَ بَيِّناتِهِ حَتّى يُودِعُوها نُظَراءَهُمْ، وَ يَزْرَعُوها فى قُلُوبِمی‌ کند تا به افرادی‌ شبیه خود بسپارند، و بذر آن را در دلهایشان
اَشْباهِهِمْ. هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلى حَقيقَةِ الْبَصيرَةِ، وَ باشَرُواکشت کنند. دانش با حقیقت بصیرت به آنان روی‌ نموده، و با روح
رُوحَ الْيَقينِ، وَ اسْتَلانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ، وَ اَنِسُوایقین درآمیخته اند، و آنچه را نازپروردگان سخت گرفته اند آسان یافته اند، و به آنچه
بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجاهِلُونَ، وَ صَحِبُوا الدُّنْيا بِاَبْداننادانان از آن وحشت کرده اند مأنوس شده اند، و با بدنهایی‌ که
اَرْواحُها مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الاَْعْلى. اُولئِكَ خُلَفاءُ اللّهِ فىارواحشان به محلّ برتر آویخته همنشین دنیا شده اند. اینان جانشین حق در
اَرْضِهِ، وَ الدُّعاةُ اِلى دينِهِ. آهِ آهِ، شَوْقاً اِلى رُؤْيَتِهِمْ!زمین، و دعوت کنندگان به دین خدا هستند. آه آه که چه مشتاق دیدار آنانم!
اِنْصَرِفْ يا كُمَيْلُ اِذا شِئْتَ.ای‌ کمیل، اگر می‌ خواهی‌ بازگرد.

حکمت ۱۴۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسانِهِ.و آن حضرت فرمود: شخصیت مرد در زیر زبانش پنهان است.

حکمت ۱۴۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - هَلَكَ امْرُؤٌ لَمْ يَعْرِفْ قَدْرَهُ.و آن حضرت فرمود: انسانی‌ که اندازه خود را نشناخت هلاک شد.

حکمت ۱۴۹

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ، لِرَجُل سَاَلَهُ اَنْ يَعِظَهُ: - لاتَكُنْ مِمَّنْ يَرْجُوو آن حضرت به مردی‌ که از او درخواست موعظه کرد، فرمود: از آنانی‌ مباش که
الاْخِرَةَ بِغَيْرِ الْعَمَلِ، وَ يُرَجِّى التَّوْبَةَ بِطُولِ الاَْمَلِ.بدون عمل امید به آخرت دارد، و به آرزوی‌ طولانی‌ توبه را به تأخیر می‌ اندازد.
يَقُولُ فِى الدُّنْيا بِقَوْلِ الزّاهِدينَ، وَ يَعْمَلُ فيها بِعَمَلِ الرّاغِبينَ.سخنش درباره دنیا سخن زاهدان، و عملش عمل راغبان است.
اِنْ اُعْطِىَ مِنْها لَمْ يَشْبَعْ، وَ اِنْ مُنِعَ مِنْها لَمْ يَقْنَعْ.اگر از دنیا داده شود سیر نمی‌ گردد، و اگر منع شود قناعت نمی‌ورزد.
يَعْجِزُ عَنْ شُكْرِ ما اُوتِىَ، وَ يَبْتَغِى الزِّيادَةَ فيما بَقِىَ.از شکرآنچه به او عنایت شده ناتوان، و نسبت به باقیمانده افزون طلب است.
يَنْهى وَ لا يَنْتَهى، وَ يَأْمُرُ بِما لايَأْتى.از بدی‌ نهی‌ می‌ کند و خود پذیرای‌ نهی‌ نیست، و به آنچه خود به جا نمی‌ آورد دستور می‌ دهد.
يُحِبُّ الصّالِحينَ وَ لايَعْمَلُ عَمَلَهُمْ، وَ يُبْغِضُ الْمُذْنِبينَبه شایستگان علاقه دارد ولی‌ مانند آنان عمل نمی‌ کند، و با گنهکاران دشمنی‌ می‌ورزد
وَ هُوَ اَحَدُهُمْ. يَكْرَهُ الْمَوْتَ لِكَثْرَةِ ذُنُوبِهِ، وَ يُقيمُ عَلىو خود یکی‌ از آنان است. به علت کثرت گناهش از مرگ نفرت دارد، و بر آنچه که به خاطر
ما يَكْرَهُ الْمَوْتَ مِنْ اَجْلِهِ. اِنْ سَقِمَ ظَلَّ نادِماً، وَ اِنْ صَحَّآن ازمرگ می‌ ترسد پابرجاست. اگر بیمار شود پشیمان می‌ گردد، و اگر تندرستی‌ یابد
اَمِنَ لاهِياً. يُعْجِبُ بِنَفْسِهِ اِذا عُوفِىَ، وَ يَقْنَطُ اِذَا ابْتُلِىَ.در حالتی‌ از امنیت به لهو پردازد. چون عافیت یابد خودپسند شود، و چون مبتلا گردد ناامید شود.
اِنْ اَصابَهُ بَلاءٌ دَعا مُضْطَرّاً، وَ اِنْ نالَهُ رَخاءٌ اَعْرَضَ مُغْتَرّاً.اگر مصیبتی‌ به او برسد به حال اضطرار دعا کند، و اگر آسایشی‌ به او رسد در حال غرور روی‌ از خدا بگرداند.
تَغْلِبُهُ نَفْسُهُ عَلى ما يَظُنُّ، وَلايَغْلِبُها عَلى ما يَسْتَيْقِنُ.نفسش بر آنچه گمان دارد بر او غالب است، و به آنچه باور دارد بر نفس غالب نیست.
يَخافُ عَلى غَيْرِهِ بِاَدْنى مِنْ ذَنْبِهِ، وَ يَرْجُو لِنَفْسِهِ بِاَكْثَرَبر غیر خود به کمتر از گناه خود می‌ ترسد، و به پاداشی‌ بیش از
مِنْ عَمَلِهِ. اِنِ اسْتَغْنى بَطِرَ وَ فُتِنَ، وَ اِنِ افْتَقَرَ قَنَطَ وَ وَهَنَ.کردارش امیدوار است. اگر توانگر شود در طغیان و فتنه افتد، و اگر تهیدست گردد به ناامیدی‌ و سستی‌ دچار شود.
يُقَصِّرُ اِذا عَمِلَ، وَ يُبالِغُ اِذا سَاَلَ. اِنْ عَرَضَتْ لَهُ شَهْوَةٌدر عمل کوتاهی‌ کند، و چون درخواست نماید مبالغه کند. اگر شهوتی‌ به او روی‌ کند
اَسْلَفَ الْمَعصِيَةَ وَ سَوَّفَ التَّوْبَةَ، وَ اِنْ عَرَتْهُ مِحْنَةٌ انْفَرَجَگناه را جلو اندازد و توبه را تأخیر افکند، و اگر رنجی‌ به او رسد
عَنْ شَرائِطِ الْمِلَّةِ.يَصِفُ الْعِبْرَةَ وَلايَعْتَبِرُ، وَ يُبالِغُ فِىاز شرایط دین دور شود. عبرت را بیان می‌ کند ولی‌ خود عبرت نمی‌ گیرد، در پند دادن مبالغه
الْمَوْعِظَةِ وَلايَتَّعِظُ، فَهُوَ بِالْقَوْلِ مُدِلٌّ، وَ مِنَ الْعَمَلِ مُقِلٌّ.نماید ولی‌ خود پند نگیرد، به گفتار می‌ نازد، و به عمل کمتر می‌ پردازد.
يُنافِسُ فيما يَفْنى، وَ يُسامِحُ فيما يَبْقى.در آنچه فانی‌ است رغبت می‌ کند و نسبت به آنچه باقی‌ است سهل انگاری‌ می‌ نماید.
يَرَى الْغُنْمَ مَغْرَماً، وَ الْغُرْمَ مَغْنَماً. يَخْشَى الْمَوْتَانفاق را که غنیمت است غرامت، و غرامت را که بخل است غنیمت می‌ بیند. مرگ را وحشت دارد،
وَلا يُبادِرُ الْفَوْتَ. يَسْتَعْظِمُ مِنْ مَعْصِيَةِ غَيْرِهِ ما يَسْتَقِلُّ اَكْثَرَولی‌ قبل از فوت وقت به عمل نمی‌ شتابد. گناه غیر خود را بزرگ می‌ شمارد و بیشتر از آن را
مِنْهُ مِنْ نَفْسِهِ، وَ يَسْتَكْثِرُ مِنْ طاعَتِهِ ما يَحْقِرهُ مِنْکه خود مرتکب شده کوچک می‌ انگارد، و از بندگیش آن را زیاد می‌ داند که مانندش را از
طاعَةِ غَيْرِهِ. فَهُوَ عَلَى النّاسِ طاعِنٌ، وَ لِنَفْسِهِ مُداهِنٌ.دیگران ناچیز به حساب می‌ آورد. به مردم طعنه می‌ زند، و نسبت به خویش سهل انگار است.
اللَّهْوُ مَعَ الاَْغْنِياءِ اَحَبُّ اِلَيْهِ مِنَ الذِّكْرِ مَعَ الْفُقَراءِ.لهو با ثروتمندان را از یاد خدا با تهیدستان بیشتر دوست دارد.
يَحْكُمُ عَلى غَيْرِهِ لِنَفْسِهِ، وَلايَحْكُمُ عَلَيْها لِغَيْرِهِ،برای‌ سود خود به زیان دیگران حکم می‌ کند، و برای‌ سود دیگری‌ به ضرر خود حکم نمی‌ راند،
وَ يُرْشِدُ غَيْرَهُ وَ يُغْوى نَفْسَهُ، فَهُوَ يُطاعُ وَ يَعْصى،دیگری‌ را ارشاد و خود را گمراه می‌ نماید، از او اطاعت می‌ شود و خود عصیان می‌ کند،
وَ يَسْتَوْفى وَ لا يُوفى. وَ يَخْشَى الْخَلْقَ فى غَيْرِ رَبِّهِ،حق خود را کامل می‌ ستاند و حق را کامل نمی‌ دهد. در غیر خدا از مردم می‌ ترسد
وَ لايَخْشى رَبَّهُ فى خَلْقِهِ.و از خدا درباره مردم نمی‌ ترسد.
- وَ لَوْ لَمْ يُكُنْ فى هذَا الْكِتابِ اِلاّ هذَا الْكَلامُ لَكَفى بِهِ مَوْعِظَةً ناجِعَةً،مؤلف: اگر در این کتاب جز این سخن نبود، این سخن برای‌ پند سودمند،
و حِكْمَةً بالِغَةً، وَ بَصيرَةً لِمُبْصِر، وَ عِبْرَةً لِناظِر مُفَكِّر.-و حکمت رسا، و بصیرت بصیر، و عبرت بینای‌ اندیشه کننده کافی‌ بود.

حکمت ۱۵۰

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لِكُلِّ امْرِئ عاقِبَةٌ حُلْوَةٌ اَوْ مُرَّةٌ.و آن حضرت فرمود: برای‌ هر انسانی‌ عاقبتی‌ شیرین یا تلخ است.

حکمت ۱۵۱

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - لِكُلِّ مُقْبِل اِدْبارٌ، وَ ما اَدْبَرَ كَاَنْو آن حضرت فرمود: هر نعمت و خوشی‌ِ روی‌ کننده را برگشتنی‌ است، و آنچه برگشت
لَـمْ يَـكُنْ .انگار نبوده است.

حکمت ۱۵۲

- وَقالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:- لايَعْدَمُ الصَّبُورُ الظَّفَرَ وَاِنْ طالَ بِهِ الزَّمانُ.و آن حضرت فرمود: شکیبا پیروزی‌ را از دست نمی‌ دهد گرچه روزگار شکیبایی‌ طولانی‌ گردد.

حکمت ۱۵۳

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - الرّاضى بِفِعْلِ قَوْم كَالدّاخِل فيهِو آن حضرت فرمود: آن که به عمل قومی‌ راضی‌ است همانندآن است که با آن کارهمراه آن قوم
مَعَهُمْ. وَ عَلى كُلِّ داخِل فى باطِل اِثْمانِ: اِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ،بوده. و بر هر وارد در باطل دو گناه است: گناه انجام باطل،
وَ اِثْمُ الرِّضى بِهِ.و گناه رضایت به آن.

حکمت ۱۵۴

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - اعْتَصِمُوا بِالذِّمَمِ فى اَوْتادِها.و آن حضرت فرمود: نسبت به عهد و پیمان و شرایط آن وفادار باشید.

حکمت ۱۵۵

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ:- عَلَيْكُمْ بِطاعَةِ مَنْ لا تُعْذَرُونَ بِجَهالَتِهِ.و آن حضرت فرمود: بر شما باد به اطاعت کسی‌ که به نشناختنش معذور نیستید.

حکمت ۱۵۶

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - قَدْ بُصِّرْتُمْ اِنْ اَبْصَرْتُمْ، وَ قَدْ هُديتُمْو آن حضرت فرمود: واقعیت به شما نشان داده شده اگر ببینید، و هدایت شده اید اگر خواهانش
اِنِ اهْتَدَيْتُمْ، وَ اُسْمِعْتُمْ اِنِ اسْتَمَعْتُمْ.باشید، و به شما شنوانده اند اگر بشنوید.

حکمت ۱۵۷

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - عاتِبْ اَخاكَ بِالاِْحْسانِ اِلَيْهِ، وَ ارْدُدْو آن حضرت فرمود: برادرت را با نیکی‌ به او سرزنش کن، و شرّش را
شَرَّهُ بِالاِْنْعامِ عَلَيْهِ.بـا بخشش بـه او بـازگـردان .

حکمت ۱۵۸

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَواضِعَ التُّهَمَةِو آن حضرت فرمود: آن که خود را در مواضع تهمت قرار دهد نباید بدگمان
فَلايَلُومَنَّ مَنْ اَساءَ بِهِ الظَّنَّ.بـه خـویـش را سـرزنـش نمـایـد .

حکمت ۱۵۹

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنْ مَلَكَ اسْتَأْثَرَ.و آن حضرت فرمود: آن که قدرت یافت دچار استبداد رأی‌ می‌ گردد.

حکمت ۱۶۰

- وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: - مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ، وَ مَنْ شاوَرَو آن حضرت فرمود: هر که مستبد به رأی‌ شد به هلاکت رسید، و هر که با مردم مشورت
الرِّجالَ شارَكَها فى عُقُولِها.کرد خود را شریک عقل آنان نمود.