قرآن کریمبه زبان فارسی

سوّم – منـاجات ترسنـدگـان

نیاز موفق: دعای کمیل، دعای عرفه و مناجات خمسه عشر — ترجمه نثر و نظم نصرت‌الله اربابی

به نام خداوند بخشنده مهربان

ای خدای من آیا باور کنم که پس از ایمان به تو مرا عذاب کنی آیا مرا پس از دوستی‌ات از خود برانی یا با امیدی که به مهربانی و گذشت تودارم مرا بی‌بهره گذاری یا با پناهی که به بخششت آورده‌ام مرا به دست عذاب بسپاری؟ مبادا از تو ذاتِ بزرگوار که مرا ناامید سازی.

به نام آن که دادار جهان استکه هم بخشنده و هم مهربان است
خدایا از تو باور دارم آسان؟که بنمایی عذابم بعد ایمان
ز بعدِ دوستیّ تو که دارممرا رانی ز خود پروردگارم؟
مرا با آرزوی رحمِ بسیارز خود بی‌بهره سازی ای جهاندار؟
پناه آورده بر عفو خداوندعذاب من بود آیا خوشایند؟
کِی از ذاتِ کریمت هست باورکه حاجت ناروایم رانی از در

لَيْتَ شِعْري اَلِلشَّقاءِ وَلَدَتْني اُمّي اَمْ لِلْعَناءِ رَبَّتْني، فَلَيْتَها لَمْ تَلِدْني وَلَمْ تُرَبِّني وَلَيْتَني عَلِمْتُ اَمِنْ اَهْلِ السَّعادَةِ جَعَلْتَني وَبِقُرْبِكَ وَجِوارِكَ خَصَصْتَني فَتَقِرَّ بِذلِكَ عَيْني وَتَطْمَئِنَّ لَهُ نَفْسي.

ای کاش می‌دانستم که مادرم برای بدبختی مرا زاییده یا برای سختی پرورشم داده! اگرچنین است؟ ای‌کاش نه مرا مادر می‌زایید و نه پرورشم می‌داد و ای‌کاش می‌دانستم که آیا مراخوشبخت کرده‌ای و ویژه قرب و جوارِ خود گردانیده‌ای ؟ تابدان چشمم روشن شود و دلم آرام گیرد.

مرا ای کاش بودی کردگاراخبر، تا این که می‌دانستم این را؟
پیِ بدبختی آیا مادرم زاد؟و یا از بهر رنجم پرورش داد؟
اگر باشد چنین ای کاش مادرنمی‌زاد و نمی‌پرود در بر
دگر ای کاش می‌دانستم این را مرا اهل سعادت کردی آیا؟
مرا قرب و جوارِ خویش دادی؟ عطای خویش ازحدّ بیش دادی؟
که تا دل شاد گردد دیده روشن شود آرام قلب و خاطر من

اِلـهي هَلْ تُسَوِّدُ وُجُوهاً خَرَّتْ ساجِدةً لِعَظَمَتِكَ اَوْ تُخْرِسُ اَلْسِنَةً نَطَقَتْ بِالثَّناءِ عَلى مَجْدِكَ وَجَلالَتِكَ اَوْ تَطْبَعُ عَلى قُلُوب انْطَوَتْ عَلى مَحَبَّتِكَ اَوْ تُصِمُّ اَسْماعاً تَلَذَّذَتْ بِسَماعِ ذِكْرِكَ في اِرادَتِكَ اَوْ تَغُلُّ اَكُفَّاً رَفَعَتْهَا الاْمالُ اِلَيْكَ رَجاءَ رَأفَتِكَ اَوْ تُعاقِبُ اَبْداناً عَمِلَتْ بِطاعَتِكَ حَتّى نَحِلَتْ في مُجاهَدَتِكَ اَوْ تُعَذِّبُ اَرْجُلاً سَعَتْ في عِبادَتِكَ.

ای خدای من آیا چهره‌هایی راکه پیشِ بزرگی تو به خاک افتاده‌اند سیاه می‌کنی؟ یا زبان‌هایی را که به سپاسِ بزرگی و بزرگواریت گویا شده‌اند لال می‌گردانی؟ یا بر دل‌هایی که دوستیت در آنها پنهان است مُهر می‌نهی؟ یا گوش‌هایی را که به خواستِ تو از شنیدنِ یادت لذّت می‌برند کر می‌سازی؟ یا دست‌هایی را که به امیدِ مهربانی تو آرزومندانه به‌ درگاهت بلند است ببند می‌کشی؟ یا اندام‌هایی را که به فرمان‌برداریت پرداخته و از کوششِ خود لاغر شده‌اند آزار می‌دهی؟ یا پاهایی راکه در راهِ بندگی‌ات کوشیده‌اند شکنجه می‌کنی؟

تو رویِ سجده آران را خدایابه درگاهت سیه گردانی آیا؟
تو آیا آن زبان‌ها را کنی لال؟که گویندت ثنای مجد و اجلال؟
کنی مُهر آن چنان دل را که پنهانبُوَد مِهر تو در هر پرده آن؟
کنی کر گوش‌هایی را که لذّتبرند از ذکر و هم آیاتِ قدرت؟
هم آیا دست‌هایی را که باشندبه درگاهت بلند آری تو دربند؟
بیازاری تنی را که ز طاعتشده لاغر هم از جهد و اطاعت؟
دهی آزار پایی را که هر جابـراه بنـدگـیّت بـوده کـوشا؟

اِلـهي لا تُغْلِقْ عَلى مُوَحِّديكَ اَبْوابَ رَحْمَتِكَ وَلا تَحْجُبْ مُشْتاقيكَ عَنِ النَّظَرِ اِلى جَميلِ رُؤْيَتِكَ.

خدایا درهای رحمتِ خود را به روی بندگانِ یکتاپرست خویش مبند و آرزومندان دیدارت را از جمال خود محروم مساز.

خدایا برزخ یکتا پرستاندرِ رحمت مبند از راه احسان
مکن محروم مشتاقی ز کویتز دیدارِ جمالِ بس نکویت

اِلـهي نَفْسٌ اَعْزَزْتَها بِتَوْحيدِكَ كَيْفَ تُذِلُّها بِمَهانَةِ هِجْرانِكَ وَضَميرٌ انْعَقَدَ عَلى مَوَدَّتِكَ كَيْفَ تُحْرِقُهُ بِحَرارَةِ نيرانِكَ.

خدایا جانی را که به یکتا پرستیت گرامی داشته‌ای چگونه به ذلّتِ دوریت خوار می‌سازی و دلی را که به دوستیت بستگی یافته چگونه به تابِ آتشت می‌سوزانی.

کسی را که به توحیدت دهی بارزهجرانت خدایا چون کنی خوار؟
دلی کو بسته با مهرِ تو پیوندچسان سوزی به قهرش بند تا بند؟

اِلـهي اَجِرْني مِنْ أليمِ غَضَبِكَ وَعَظيمِ سَخَطِكَ يا حَنّانُ يا مَنّانُ يا رَحيمُ يا رَحْمنُ يا جَبّارُ يا قَهّارُ يا غَفّارُ يا سَتّارُ نَجِّني بِرَحْمَتِكَ مَنْ عَذابِ النّارِ وَفَضيحَةِ الْعار اِذَا امْتازَ الاَخْيارُ مِنَ الاَشْرارِ وَحالَتِ الاَحْوالُ وَهالَتِ الاَهْوالُ وَقَرُبَ الْمحْسِنُونَ وَبَعُدَ الْمُسيـئُونَ وَوُفّيَتْ كُلُّ نَفْس ما كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ.

خدایا مرا از خشم جان‌فرساو ناخشنودیِ بزرگت در پناه‌گیر، ای بخشاینده پُر احسان و ای بخشنده مهربان، ای فرمان‌فرمای سخت چیره و ای آمرزنده پرده‌پوش، در آن هنگام که خوبان و بدان از هم شناخته می‌شوند و حالها دگرگون می‌گردد و بیمناکی‌ها پدیدار می‌شود؟ نکوکاران به مقام قرب می‌رسند و بد کرداران به دوری از رحمت دوچار می‌شوند و هرکس سزای آن چه کرده بدست می‌آورد و برهیچ‌کس ستم نمی‌شود، مرا به رحمت خود از شکنجه آتش و رسوایی ننگ رهایی بخش.

خداوندا مرا ایمن نگهدارزخشم وقهر خود ای ربّ غفار
تو پُر مهر وعطا با بندگانیتـو بخشـاینده‌ای و مهـربانی
تو جبّاری و قهاّری عظیماتو ستّاری و غفّاری رحیما
چو روزِ حشر خوانی بندگان را جدا سازی ز نیکان مَر بدان را
دگرگون باشد احوال و هم آثار نکوکاران زقربِ حق دل آرام رسد پاداش هر کردار و رفتارمهالک ترسناک و بس خط بار
به رحمت وارهانم از تفِ نار بدان رانده ز درگاه و پر آلام
به هر کس، بی‌ستم در خورد آن کار
هم از رسوایی ننگم برون آر

اَلرّابِعَةُ مُناجاتُ الرّاجِيـنَ

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

يا مَنْ اِذا سَأَلَهُ عَبْدٌ اَعْطاهُ، وَاِذا اَمَّلَ ما عِنْدَهُ بَلَّغَهُ مُناهُ وَاِذا اَقْبَلَ عَلَيْهِ قَرَّبَهُ وَاَدْناهُ وَاِذا جاهَرَهُ بِالْعِصْيانِ سَتَرَ عَلى ذَنْبِهِ وَغَطّاهُ وَاِذا تَوَكَّلَ عَلَيْهِ اَحْسَبَهُ وَكَفاهُ.