قرآن کریمبه زبان فارسی

چهـارم – مناجات امیـدواران

نیاز موفق: دعای کمیل، دعای عرفه و مناجات خمسه عشر — ترجمه نثر و نظم نصرت‌الله اربابی

به نام خداوند بخشنده مهربان

ای آن که چون بنده‌ای از تو چیزی خواهد به او عطا فرمایی، و چون چشم امید به آنچه نزد تو است دوزد او را به آرزویش برسانی، و چون به تو روی آورد به خود نزدیکش کنی و پیش خود جایش دهی، و چون آشکارا نافرمانیت کند گناهش را پرده‌پوشی کنی و بپوشانی، و چون کار خود به تو واگذارد کارش را انجام دهی و بی‌نیازش گردانی.

به نام آن که دادار جهان استکه هم بخشنده و هم مهربان است
تو آنی چون کسی خواهد زکویتعطا سازی، چو رو آرد به سویت
چو خواهد حاجتی از بحرِ احسانبر آری حاجت و سازیش شادان
چو گردد آشکارا غرقِ عصیانبه پوشانی گناهش را به احسان
توکّل چون کند او را نوازیکنی در کارهایش چاره سازی

اِلـهي مَنِ الَّذي نَزَلَ بِكَ مُلْتَمِساً قِراكَ فَما قَرَيْتَهُ وَمَنِ الَّذي اَناخَ بِبابِكَ مُرْتَجِياً نَداكَ فَما اَوْلَيْتَهُ اَيَحْسُنُ اَنْ اَرْجِعَ عَنْ بابِكَ بِالْخَيْبَةِ مَصْرُوفاً وَلَسْتُ اَعْرِفُ سِواكَ مَوْلىً بِالاِحْسانِ مَوْصُوفاً كَيْفَ اَرْجُو غَيْرَكَ وَالْخَيْرُ كُلُّهُ بِيَدِكَ وَكَيْفَ اُؤَمِّلُ سِواكَ وَالْخَلْقُ وَالاَمْرُ لَكَ أَاَقْطَعُ رَجائي مِنْكَ وَقَدْ اَوْلَيْتَني ما لَمْ اَسْأَلْهُ مِنْ فَضْلِكَ اَمْ تُفْقِرُني اِلى مِثْلي وَاَنـَا اَعْتَصِمُ بِحَبْلِكَ.

خدایا کیست آن که به امیدِ مهمانی بخوانِ نعمتت درآمد و تو او را پذیرایی نکردی؟ و کیست آن که با آرزویِ بخشش به خانه تو فرود آمد و به او نبخشودی؟ آیا سزاوار است که ناامید از درگاهِ تو بازگردم با آن که جز تو مولایی نمی‌شناسم که آوازه احسانش همه جا پیچیده باشد، چگونه به غیرِ توامید بندم که خوبی‌ها همه به دستِ تو است و چگونه به جز تو آرزومند گردم که آفرینش و فرمان توراست. آیا از تو امید ببُرّم با آن که درخواست نکرده از گنجینه احسانت به من عطا فرموده‌ای. یا مرا به همچون من نیازمند سازی و حال آن که برشته عنایتت چنگ زده‌ام.

چه کس یا رب ز بهرِ میهمانیبرت آمد نکردی مهربانی؟
چه کس خواهانِ بخشش گشت و رحمتکه شد بی‌بهره از آن خوانِ نعمت؟
دگر با آن که ای آرام جانمکسی را چون تو در احسان ندانم
بود شایسته آیا گر برانیمرا ازخویش و سوی خود نخوانی؟
چسان دارم امیدِ خویش از غیرکه در دست تو باشد جود و هرخیر؟
به غیرِ تو امیدی چون توان بستکه امر و خلق را داری تو دردست؟
به نومیدی چسان رو بر تو آرمکه بی درخواست هرچیز از تو دارم؟
چگونه سازیم محتاجِ چون منچو من بگرفتمت از لطف دامن؟

يا مَنْ سَعِدَ بِرَحْمَتِهِ الْقاصِدُونَ وَلَمْ يَشْقَ بِنِقْمَتِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ كَيْفَ اَنْساكَ وَلَمْ تَزَلْ ذاكِري، وَكَيْفَ اَلْهُو عَنْكَ وَاَنْتَ مُراقِبي.

ای آن که روی آورندگان به رحمتت خوشبخت شوند، و آمرزش خواهان به سختیِ انتقامت تیره‌بخت نگردند، چگونه فراموشت کنم که همیشه به یادِ منی و چگونه از تو به دیگری پردازم که پیوسته مراقبِ منی.

تویی آن کس که براهل ارادتترحّم آری و بخشی سعادت
نه برمستغفرین از نیک بختیرسد از انتقامت رنج و سختی
چگونه من فراموشت نمایمکه تو یادِ منی ای مقتدایم
چگونه باشم از تو روی‌گردانکه پیوسته مرا باشی نگهبان

اِلـهي بِذَيْلِ كَرَمِكَ اَعْلَقْتُ يَدي وَلِنَيْلِ عَطاياكَ بَسَطْتُ اَمَلي فَاَخْلِصْني بِخالِصَةِ تَوْحيدِكَ وَ اجْعَلْني مِنْ صَفْوَةِ عَبيدِكَ.

خدایا دست به دامنِ کرمت زده‌ام و دامان آرزویم را به رسیدن عطایت گسترده‌ام تو به یکتا‌پرستیِ بی‌آلایش خاصم گردان و از بندگانِ برگزیده‌ام ساز.

خدایا رو به درگاهت نهادمکه گردانی به فضلِ خویش شادم
بود گسترده دامانِ امیدمکه آید از عطایِ تو نویدم
تو با توحیدِ خاصم ساز دمساززخیلِ بندگانِ خالصم ساز

يا مَنْ كُلُّ هارِب اِلَيْهِ يَلْتَجِئُ وَكُلُّ طالِب اِيّاهُ يَرْتَجي يا خَيْرَ مَرْجُوٍّ وَيا اَكْرَمَ مَدْعُوٍّ وَيا مَنْ لا يَرُدُّ سائِلَهُ وَلا يُخَيِّبُ امِلَهُ يا مَنْ بابُهُ مَفْتُوحٌ لِداعيهِ وَحِجابُهُ مَرْفُوعٌ لِراجيهِ اَسْاَلُكَ بِكَرَمِكَ اَنْ تَمُنَّ عَلَيَّ مِنْ عَطائِكَ بِما تَقِرُّ بِهِ عَيْني وَمِنْ رَجائِكَ بِما تَطْمَئِنُّ بِهِ نَفْسي، وَمِنَ الْيَقينِ بِما تُهَوِّنُ بِهِ عَلَيَّ مُصيباتِ الدُّنْيا وَتَجْلُو بِهِ عَنْ بَصيرَتي غَشَواتِ الْعَمى بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.

ای آن که هر گریزنده‌ای پناه به تو آرد و هر آرزومندی امید به تو دارد، بهترین آرزو شده و ای گرامی‌ترین خوانده شده و ای آنکه خواستارِ خود را از در نرانی و آرزومندِ خویش را ناامید نگردانی. ای آن که درگاهت به روی خواهندگان باز است و پرده پیشگاهت از برابرِ امیدواران برگرفته است. به بزرگواریت از تومی‌خواهم که به من عنایتی که چشمم را روشن کند و امیدی که دلم را آرامش دهد و یقینی که دشواری‌های جهان را برمن آسان گرداند و پرده‌های نابینایی را از جلو چشم بصیرتم برگیرد عطا فرمایی، به رحمت و مهربانیت ای مهربانترین مهربانان.

الهی هرکه بگریزد زهر درشود بر در گه تو روی آور
خدایا هر امیدی هر که داردبه درگاهت به امّیدِ تو آرد
تو بهتر مرجعِ امیّـدوارانگرامی ِتر پنـاهِ خواستاران
نرانی سائلی را از درِ خویشبر آری حاجتِ دارا و درویش
تویی که رحمتت بنده نواز استدر بخشایشت برجمله باز است
برای هیچ‌یک از خواستارانحجابی نیست بر در بهر احسان
ز تو خواهم عطایی بخشی آنسانکه گردد دیده من روشن از آن
امیدت در دلم چندان دهی جایکه دل آرام گیرد ای دل آرای
یقینی را به من فرمایی اِعطاکه آسان سازدم آلام دنیا
زچشم پرده غفلت کند دورسرای سینه را سازد پر از نور
بحقّ رحمتت ای حیّ داورتـویی از مهـربانـان مهـربانتـر

اَلخامِسَةُ مُناجاتُ الرّاغِبيـنَ

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

اِلـهي اِنْ كانَ قَلَّ زادي فِي الْمَسيرِ اِلَيْكَ فَلَقَدْ حَسُنَ ظَنّي بِالتَّوَكُّلِ عَلَيْكَ وَاِنْ كانَ جُرْمي قَدْ اَخافَني مِنْ عُقُوبَتِكَ فَاِنَّ رَجائي قَدْ اَشْعَرَني بِالاْمْنِ مِنْ نِقْمَتِكَ وَاِنْ كانَ ذَنْبي قَدْ عَرَضَني لِعِقابِكَ فَقَدْ اذَنَني حُسْنُ ثِقَتي بِثَوابِكَ وَاِنْ اَنامَتْنِي الْغَفْلَةُ عَنِ الاِسْتِعْدادِ لِلِقائِكَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِى الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِكَ وَآلائِكَ، وَاِنْ اَوْحَشَ ما بَيْني وَبَيْنَكَ فَرْط الْعِصْيانِ وَالطُّغْيانِ فَقَدْ انَسَني بُشْرَى الْغُفْرانِ وَالرِّضْوانِ.