قرآن کریمبه زبان فارسی

پنـجم – منـاجات راغبـان

نیاز موفق: دعای کمیل، دعای عرفه و مناجات خمسه عشر — ترجمه نثر و نظم نصرت‌الله اربابی

به نام خداوند بخشنده مهربان

خدایا اگر در سفر به سوی تو توشه‌ام اندک است در واگذاریِ کارم به تو حُسن ظنّم زیاد است و اگر بزهکاریم مرا ازشکنجه‌ات می‌ترساند امیدواریم مرا به آسودگی از انتقامت آگهی می‌دهد و اگر گناهم مرا در دسترسِ عذابت می‌گذارد حُسنِ اعتمادم نویدِ پاداشت را به من می‌دهد و اگر غفلتم مرا از آمادگیِ دیدارت به خواب فرو می‌برد شناسایی بزرگواری و نیکی‌هایت مرا بیدار می‌سازد و اگر زیاده‌روی در نافرمانی و گردن کشیم میانِ من و تو بیگانگی می‌افکند مژده آمرزش وخشنودیت مرا آشنایی می‌دهد ویگانگی می‌کشاند.

به نام آن که دادارِ جهان استکه هم بخشنده وهم مهربان است
گرم توشه است اندک ای خدایمدر این راهی که من سوی تو آیم
ولیکن حُسن ظنّم هست بسیارکه دارم بس توکّل بر تو در کار
اگر جرمم بزرگ است و فراوانکه باشم ازو بالش سخت ترسان
امیدِ عفو تو بخشد مداممنویدِ ایمنی از انتقامم
گناهم گر مرا در جایی آردکه از رنج عذاب جان سپارد
وثوقم برتو افزاید امیدمبه خوبّی جزا بدهد نویدم
به خواب غفلت ارباشم گرفتارز آماده شدن از بهر دیدار
شناسایی نعمت‌ها و احسانبه بیداری کشاند کارم آسان
اگر افراط در عصیان و طغیان مرا بیگانه سازد با تو یزدان
بشارت‌ها ز غفران و رضایت مرا یارب نماید آشنایت

اَسْاَلُكَ بِسُبُحاتِ وَجْهِكَ وَبانوارِ قُدْسِكَ، وَاَبْتَهِلُ اِلَيْكَ بِعَواطِفِ رَحْمَتِكَ وَلَطائِفِ بِرِّكَ اَنْ تُحَقِّقَ ظَنّي بِمااُؤَمِّلُهُ مِنْ جَزيلِ اِكْرامِكَ وَجَميلِ اِنْعامِكَ فِي الْقُرْبى مِنْكَ وَالزُّلْفى لَدَيْكَ وَالَّتمَتُعِّ بِالنَّظَرِ اِلَيْكَ.

به تابشهایِ ذاتت و به روشنی‌هایِ قدست تو را می‌خوانم و به عواطف مهربانی‌ات و لطایفِ نیکی‌ات پیش تو بزاری درخواست می‌کنم که گمانم را بدآنچه امید دارم از بخششِ بزرگ و دهشِ نیکو و نزدیکیِ جاه و پایگاهم به تو و بهره‌یابیم از فیضِ دیدارت تحقّق بخشی.

تو را خوانم به اشراقات ذاتتبه نورِ قدس و پاکیّ صفاتت
ز درگاهِ تو خواهانم بزاریبه لطف ورحمت و احسان که داری
تحقّق بخشی این امیّدها راکه باشد بر توام، پروردگارا
مقامِ قرب و اِکرامِ جزیلتجوارِ رحمت، اِنعامِ جمیلت
نظر انداختن سویِ جمالتشدن مبهوت حسن لایـزالت

وَها اَنـَا مُتَعَرِّضٌ لِنَفَحاتِ رَوْحِكَ وَعَطْفِكَ وَمُنْتَجِعٌ غَيْثَ جُودِكَ وَلُطْفِكَ فارٌّ مِنْ سَخَطِكَ اِلى رِضاكَ، هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ راج اَحْسَنَ ما لَدَيْكَ مُعَوِّلٌ عَلى مَواهِبِكَ، مُفْتَقِرٌ اِلى رِعايَتِكَ.

اینک منم که خود را در برابرِ نسیم خوشی و مهربانیِ تو در آورده و در پیِ باران بخشش و رحمت تو برآمده‌ام و ازخشمِ تو بخشنودی‌ات روی‌آور واز تو به سویی تو گریزان و به بهترین نعمت‌هایی که نزدِ تو است امیدوار و به بخشش‌هایِ تو متکّی و به نگهبانیِ تو نیازمندم.

من اینک رو سوی لطف توآرمز بخشش‌هایِ مهرت خواستارم
هم از باران جود ای ربّ داداربُوَم خواهانِ بخشش‌های بسیار
ز خشمِ تو به لطفت در فرارمگریزان از تو رو سویِ تو آرم
همی خواهم که امیّدم بر آریز بهتر لطف و احسانی که داری
مرا بر بخششت بس اعتماد است به حفظت احتیاجم بس زیاد است

اِلـهي ما بَدَاْتَ بِهِ مِنْ فَضْلِكَ فَتَمِّمْهُ وَما وَهَبْتَ لي مِنْ كَرَمِكَ فَلا تَسْلُبْهُ وَما سَتَرْتَهُ عَلَيَّ بِحِلْمِكَ فَلا تَهْتِكْهُ وَما عَلِمْتَهُ مِنْ قَبيحِ فِعْلي فَاغْفِرْهُ.

خدایا آن چه از بخشش خودکه آغاز فرموده‌ای به انجام رسان، و آن چه از کرم خود که ارزانی داشته‌ای از من باز مگیر، و آن چه از من به بردباری خود پوشیده‌ای از پرده بیرون میفکن، و آنچه از کار زشتم میدانی بیامرز.

خدایا آنچه را فرمودی آغازز فضلِ خود بانجامش رسان باز
هر آنچه از کرم فرمودی اعطامگیر آن را و بر آن هم بیفزا
گناهی را که حلمت کرده پنهانمسازش آشکار از پرده آن
هرآنچه دانی از زشتیِ کارمبیامرز و مکن رسوا و خوارم

اِلـهي اِسْتَشْفَعْتُ بِكَ اِلَيْكَ وَاسْتَجَرْتُ بِكَ مِنْكَ، اَتَيْتُكَ طامِعاً في اِحْسانِكَ راغِباً فِي امْتِنانِكَ، مُسْتَسقِياً وابِلَ طَوْلِكَ مُسْتَمْطِراً غَمامَ فَضْلِكَ، طالِباً مَرْضاتَكَ قاصِداً جَنابَكَ، وارِداً شَريعَةَ رِفْدِكَ مُلْتَمِساً سَنِيَّ الْخَيْراتِ مِنْ عِنْدِكَ وافِداً اِلى حَضْرَةِ جَمالِكَ، مُريداً وَجْهَكَ طارِقاً بابَكَ مُسْتَكيناً لِعَظَمَتِكَ وَجَلالِكَ، فَافْعَلْ بي ما اَنْتَ اَهْلُهُ مِنَ الْمَغْفِرَةِ وَالرَّحْمَةِ وَلا تَفْعَلْ بي ما اَنَا اَهْلُهُ مِنْ الْعَذابِ وَالنَّقْمَةِ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.

خدایا تو را به درگاهت شفیعِ خود قرار می‌دهم و از تو در پیشگاهت زنهار می‌خواهم و به سویِ تو آمده‌ام در حالی‌که به احسانت چشم طمع دوخته و به نعمتت رغبت نشان داده، تشنه باران بخششت و در پیِ ابرِ رحمتت و خواهانِ خشنودی‌ات و روی‌آور به آستانت و وارد بر جویبارِ بخششت وخواهنده بالاترین نیکی‌هایت و در آمده به پیشگاهِ زیبایی‌ات و خواستارِ دیدارت و حلقه زن بردرت و نیازمندِ بزرگی وبزرگواری‌ات هستم، پس بامن به بخشایش ومهربانیِ خود آن کن که شایسته آنی و با شکنجه و پاداش بد بامن چنان رفتار مکن که سزاوارِ آنم، به رحمتت ای مهربانترین مهربانان.

شفیعِ خود همی آرم تو را پیشبه تو آرم پناه از تو زِ تشویش
طمع دارم زِاحسانت به هرکار بُوَم راغب به نعمت‌های بسیار
هم ازبارانِ رحمت آب خواهمزِ ابر فضل تو جویای باران
زدل، خشنودیت را گشته طالببه سویت آمدن گردیده غالب
ز نهر بخششت جویای احسانز بالاتر نکویی‌هات خواهان
به درگاهت نهاده رو چو مهمانپیِ دیدار باشوقی فراوان
به بابِ رحمتت حلقه بدر زنبزرگی و جلالت را فروتن
تو از بخشایش و از مهربانیبه من آن کن که خود شایان آنی
مدار از رنج واز نقمت مرا زارمکن آنسان که من هستم سزاوار
بحّق رحمتت ای حیّ دادارتـویی از مـهربانان مهربانتـر

اَلسّادِسَةُ مُناجاتُ الشّاكِريـنَ

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

اِلـهي اَذْهَلَني عَنْ اِقامَةِ شُكْرِكَ تَتابُعُ طَوْلِكَ وَاَعْجَزَني عَنْ اِحْصاءِ ثَنائِكَ فَيْضُ فَضْلِكَ وَشَغَلَني عَنْ ذِكْرِ مَحامِدِكَ تَرادُفُ عَوائِدِكَ وَاَعْياني عَنْ نَشْرِ عَوارِفِكَ تَوالي اَياديكَ.