قرآن کریمبه زبان فارسی

ششـم – مناجات شکرگـزاران

نیاز موفق: دعای کمیل، دعای عرفه و مناجات خمسه عشر — ترجمه نثر و نظم نصرت‌الله اربابی

به نام خداوند بخشنده مهربان

خدایا پیاپی بودن احسانت مرا ازسپاس‌گزاریت غافل کرده و ریزشِ فضلت مرا از احصاء ثنایت عاجز ساخته و پی‌درپی بودن عطاهایت مرا از یاد آوریِ نیکی‌هایت بازداشته و دمادم شدنِ دهش‌هایت مرا از انتشار خوبی‌هایت درمانده کرده است.

به نام آن که دادارِ جهان استکه هم بخشنده وهم مهربان است
خدایا غافلم کرد از سپاستپـی‌انداز پی‌عطـایِ بی‌قیـاست
خدایا عاجزم کرد از ثنایتهُماره ریزشِ فضل و سخایت
همه از ذکر محامد داشت بازمپیاپی بخششِ آن کار سازم
زنشرِ مرحمت‌ها بست کاممدمادم لطف‌هایِ خاص و عامم

وَهذا مَقامُ مَنِ اعْتَرَفَ بِسُبُوغِ النَّعْماءِ وَقابَلَها بِالتَّقْصيرِ وَشَهِدَ عَلى نَفْسِهِ بِالاِهْمالِ وَالتَّضْييعِ وَاَنْتَ الرَّؤوفُ الرَّحيمُ الْبَّرُ الْكَريمُ الَّذي لا يُخَيِّبُ قاصِديهِ وَلا يَطْرُدُ عَنْ فِنائِهِ امِليهِ بِساحَتِكَ تَحُطُّ رِحالُ الرّاجينَ وَبِعَرْصَتِكَ تَقِفُ امالُ الْمُسْتَرْفِدينَ فَلا تُقابِلْ امالَنا بِالتَّخْييبِ وَالاِياسِ وَلا تُلْبِسْنا سِرْبالَ الْقُنُوطِ وَالاِبْلاسِ.

این است حال کسی که به فراوانی نعمتت اقرار آرد و در برابر به کوتاهی خود اعتراف دارد و بر سستی و تباه‌کاری خویش گواهی می‌دهد. تو رؤف و مهربان و نیکوکار و بزرگواری که روی آوران به درگاهت را محروم نمی‌سازی وآرزومندانت را از پیشگاه خود نمی‌رانی، بارِ امیدواران در آستانه تو فرود می‌آید و آرزویِ خواستاران به درگاه تو می‌ایستد، پس آرزوهای ما را محرومی و ناامیدی روبرو مکن و جامه یاس ونومیدی برما می‌پوشان.

بُوَد این حالِ آن کو دارد اقراربه وُسعِ رحمت و احسان بسیار
ولی اندر مقابل کرده تقصیرنموده ناسپاسی، گشته درگیر
دهد برخود گواهی کو بهرحالشده کارش تبه‌کاری واهمال
خداوندا رؤفی و رحیمینکوکار و بزرگی و کریمی
نسازی ای خدا محروم از خویشکسی را کو پشیمان آیدت پیش
نرانی زآستانت ای خداوندکسی را کآیدت بس آرزومند
به درگاهت به امیّد فراوانفرود آرند بار امیـدواران
ستاده آرزومندان به درگاهبه امیّد عنایت چشم بر راه
پس این آمال ما را ای خطا پوش مکن با یأس ونومیدی هم آغوش
مکن محروممان با بی‌قراری مپوشانمان لباس یأس و خواری

اِلـهي تَصاغَرَ عِنْدَ تَعاظُمِ الائِكَ شُكْري وَتَضاءَلَ في جَنْبِ اِكْرامِكَ اِيّايَ ثَنائي وَنَشْري جَلَّلَتْني نِعَمُكَ مِنْ اَنْوارِ الاْيمانِ حُلَلاً وَضَرَبَتْ عَلَيَّ لَطائِفُ بِرّكَ مِنَ الْعِزِّ كِلَلاً، وَقَلَّدَتْني مِنَنُكَ قَلائِدَ لا تُحَلُّ وَطَوَّقَتْني اَطْواقاً لا تُفَلُّ فَآلاؤُكَ جَمَّةٌ ضَعُفَ لِساني عَنْ اِحْصائِها وَنَعْماؤُكَ كَثيرَةٌ قَصُرَ فَهْمي عَنْ اِدْراكِها فَضْلاً عَنِ اسْتِقْصائِها، فَكَيْفَ لي بِتَحْصيلِ الشُّكْرِ وَشُكْري اِيّاكَ يَفْتَقِرُ اِلى شُكْر فَكُلَّما قُلْتُ لَكَ الْحَمْدُ وَجَبَ لِذلِكَ اَنْ اَقُولَ لَكَ الْحَمْدُ.

خدایا سپاسم در جنبِ بزرگی نعمت‌هایت کوچک است و ستایشم و ذکر بخشش‌هایِ توام در برابر بزرگواریت خُرد و ناچیز است. نعمت‌های تو مرا با زیورِ روشنی‌های ایمان آراسته و لطایفِ بخششت چترِ عزّت بر سرِ من افراشته و نیکی‌هایِ تو بگردنم قلاّده‌های ناگسستنی و طوقهایِ ناگشودنی انداخته‌اند. نعمت‌های تو آن چنان فراوان است که زبانم از شمارش آن ها ناتوان است و احسان تو آن چنان بسیار است که اندیشه من از دریافتِ آن کوتاه است تا چه رسد به پی‌جویی کردن و یادآوردنِ آن، پس چگونه توانم سپاس نعمت‌های تو گزارم زیرا سپاسم نیازمند سپاس دیگری است و بر هر ستایشم باید تو را ستایش دیگری به گویم.

خدایا شکر من کوچک نمایدبرابر چون به نعمت‌هات آید
ندارد ارزشی حمد و ثنایمبرِ اکرام وجودت ای خداوند
به من پوشید نعمتهات ز احسانسرا پا حلّه‌ها از نور ایمان
دگر الطاف نیکویت الهمبسر افراشت چترِ عزّ و جاهم
چنانم نیکیت قلّاده بنهادبگردن که دگر دستیش نگشاد
چنان محکم بگردن طوقها بستکه نتوان پاره کرد و بند بگسست
تو را بسیاری نعمت چنان استکز احصائش زبانم ناتوان است
بدانسان بخشش تو هست بسیارکه ماند فهم از ادراکش ازکار
چو اندیشه ز درکش باز ماندچسانش یاد آوردن تواند
چگونه شکرت از دستم برآیدکه برهر شکر شکری دیگر آید
هر آن چه بر زبان آید لَكَ الْحَمْدُ به پاسش گفتنم باید لَكَ الْحَمْدُ

اِلـهي فَكَما غَذَّيْتَنا بِلُطْفِكَ وَرَبَّيْتَنا بِصُنْعِكَ فَتَمِّمْ عَلَيْنا سَوابِـغَ النِّعَمِ وَادْفَعْ عَنّا مَكارِهَ النِّقَمِ وَآتِنا مِنْ حُظُوظِ الدّارَيْنِ اَرْفَعَها وَاَجَلَّها عاجِلاً وَآجِلاً وَلَكَ الْحَمْدُ عَلى حُسْنِ بَلائِكَ وَسُبُوغِ نَعْمائِكَ حَمْداً يُوافِقُ رِضاكَ وَيَمتَرِى الْعَظيمَ مِنْ بِرِّكَ وَنَداكَ يا عَظيمُ يا كَريمُ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.

خدایا چنان که به طف خود به ما خوراک دادی و به احسان خود ما را پروریدی فراوانی نعمتت را بر ما تمام کن و ناگواری‌هایِ انتقامت را از مابردار و دیر یا زود بالاترین و بزرگترینِ کامیابی‌هایِ دو جهان را به ما بهره ده. تو را بر نیکویی احسانت و فراوانی نعمتت ستایش می‌کنم چنان ستایشی که در راه خشنودی تو باشد و نیکی و بخششت را برانگیزاند، ای بزرگ وبزرگوار، به رحمتت ای مهربانترین مهربانان.

خدایا آن چنانکه پروراندیبه لطف خود غذای مارساندی
همان گونه پیِ احسان بر ماکرم کن نعمتت تکمیل فرما
هم از ما بازگردان ای خداوندهمه سختی که آید ناخوشایند
خوشی‌های دوعالم بخش مارابده بالاترین بهره‌ها را
سپاس آرم به حُسن آزمونتبه نعمت‌های زاندازه برونت
سپاسم ای خدا آن گونه بایدکزان خشنودی تو حاصل آید
نصیب من کند احسان بسیارهمه جود و کرم داری واحسان
به حقّ رحمتت ای حیّ داورتویی از مهربانان مهربانتر

اَلسّابِعَةُ مُناجاتُ المُطيعيـنَ للّهِ

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

اَلّلهُمَّ اَلْهِمْنا طاعَتَكَ وَجَنِّبْنا مَعْصِيَتَكَ وَيَسِّرْ لَنا بُلُوغَ ما نَتَمَنّى مِنِ ابْتِغاءِ رِضْوانِكَ وَاَحْلِلْنا بُحْبُوحَةَ جِنانِكَ وَاقْشَعْ عَنْ بَصائِرِنا سَحابَ الاْرْتِيابِ وَاكْشِفْ عَنْ قُلُوبِنا اَغْشِيَةَ الْمِرْيَةِ وَالْحِجابِ وَاَزْهَقِ الْباطِلَ عَنْ ضَمائِرِنا وَاَثْبِتِ الْحَقَّ في سَرائِرِنا، فَاِنَّ الشُّكُوكَ وَالظُّنُونَ لَواقِحُ الْفِتَنِ وَمُكَدِّرَةٌ لِصَفْوِ الْمَنايِـحِ وَالْمِنَنِ.