قرآن کریمبه زبان فارسی

دوّم – مناجات شکایت داران

نیاز موفق: دعای کمیل، دعای عرفه و مناجات خمسه عشر — ترجمه نثر و نظم نصرت‌الله اربابی

به نام خداوند بخشنده مهربـان

خدایا نزد تو از نفسِ خود شکایت دارم که بسیار امر کننده به بدی و پیشی‌گیرنده به نافرمانی و به گناهانت آزمند است و مرا در دسترسِ خشمت می‌گذارد و به را‌ه‌های نابودیم می‌کشاند و ارزشم را پیش تو به پایه خوارترین مردم می‌رساند و بهانه جوییش فراوان و رشته آرزویش دراز است، چون بدی می‌رسد بیتابی می‌کند و چون نیکی می‌یابد از دیگران دریغ می‌دارد و خواستارِ بازیچه وسرگرمی و دوچار فراموشی و ندانم کاری است و شتابان به سوی گناهم می‌کشد و در توبه کردن وعده دور و دراز می‌دهد (تا آن را به تأخیر اندازم).

به نام آن که دادار جهان استکه هم بخشنده و هم مهربان است
خداوندا شکایت پیشت آرمز دستِ دیو نفس زشتکارم
کا وادارم به کار بد نمایدهُماره سوی بدکاری گراید
به نافرمانیت بس آز دارد مرا در معرضِ خشمت درآرد
همه را هم به نابودی کشاند کند خوارم به پیشت تا تواند
بسی درامرطاعت طفره باز است به هر کار آرزوی او دراز است
شود بیتاب اگر شرّی دهد روی وگر خیری رسد بُخلش کند روی
بود لَهو و لَعِب را سخت خواهان ولی در سهو و غفلت بس شتابان
مرا سوی گنه با سرعت آرد دهد وعده ز توبه باز دارد

اِلـهي اَشْكُو اِلَيْكَ عَدُوّاً يُضِلُّني وَشَيْطاناً يُغْويني، قَدْ مَلاَ بِالْوَسْواسِ صَدْري وَاَحاطَتْ هَواجِسُهُ بِقَلْبي، يُعاضِدُ لِيَ الْهَوى وَيُزَيِّنُ لي حُبَّ الدُّنْيا وَيَحُولُ بَيْني وَبَيْنَ الطّاعَةِ وَالزُّلْفى.

خدایا نزد تو شکایت دارم از دشمنی که مرا گمراه می‌سازد و اهریمنی که مرا از راه به در می‌برد، سینه‌ام را اندیشه‌های ناروایش پر کرده و دلم را آرزوهای نابجایش فراگرفته، در پیروِیِ هوی وهوس کمکم می‌کند و دوستیِ دنیا رادر نظرم آرایش می‌دهد و میانِ من و فرمان‌برداری و نزدیک شدن به پیشگاهت جدایی می‌اندازد.

شکایت آورم شاها به درگاهزدستِ دشمن و شیطان بدخواه
زدشمن، کو مرا گمراه سازدزشیطان، کو رهم پرچاه سازد
پراز تشویش سازد سینه منبدل وسواسش آید سایه افکن
کند دمساز و یار من هوی رادهد جلوه برایم حبّ جارا
نماید دورم ازقربِ خداوندجدا سازد زطاعت پای دربند

اِلـهي اِلَيْكَ اَشْكُو قَلْباً قاسِياً مَعَ الْوَسْواسِ مُتَقَلِّباً، وَبِالرَّيْنِ وَالطَّبْعِ مُتَلَبِّساً، وَعَيْناً عَنِ الْبُكاءِ مِنْ خَوْفِكَ جامِدَةً، وِ اِلى ما يَسٌرُّها طامِحَةً .

بارخدایا به پیشگاهت شکایت دارم از دلِ سختی که به واسطه وسواس دگرگون گشته و از پلیدی و آلودگی پوشیده شده وشکایت می‌کنم از چشمی که ازگریستن از خوف تو خشگ و به آنچه خوش دارد نگران است.

خدایا شکایت دارم از دلکه از وسواس گشته سخت غافل
دگرگون گشته از وسواسِ شیطانپلیدی‌های آن گشته فراوان
هم از چشمی که از ترست نگیردبه هرچه دل بخواهد روی بنهد

اِلـهي لا حَوْلَ لي وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِقُدْرَتِكَ، وَلا نَجاةَ لي مِنْ مَكارِهِ الدُّنْيا اِلاّ بِعِصْمَتِكَ، فَاَسْألُكَ بِبَلاغَةِ حِكْمَتِكَ وَنَفاذِ مَشِيَّتِكَ اَنْ لا تَجْعَلَني لِغَيْرِ جُوْدِكَ مُتَعَرِّضاً وَلا تُصَيِّرَني لِلْفِتَنِ غَرَضاً وَكُنْ لي عَلَى الاَعْداءِ ناصِراً وَعَلَى الَمخازي وَالْعُيُوبِ ساتِراً وَمِنَ الْبَلاءِ واقِياً، وَعَنِ الْمَعاصي عاصِماً بِرَأْفَتِكَ وَرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.

خدایا مرا توانایی و نیرویی نیست مگر به توانایی تو و مرا از ناگواری‌های این جهان رهایی نیست جز به نگاه‌داری تو، پس برسایی دانشت و نفوذ اراده‌ات از تو درخواست می‌کنم که خواستارِ بخشش دیگرانم نسازی و نشانه تیرهای فتنه جهانم نگردانی و بر دشمنانم پیروز فرمایی و رسوایی‌ها و عیب‌هایم را بپوشانی و از گرفتاری‌ها نگه‌داریم کنی و از گناهان بازم داری، و به مهربانی و بخششت ای مهربانترین مهربانان.

خدایا نیست نیرو و توانیمگر نیروی تو نیرو رسانی
رهایی از بلا و رنج دنیانباشد جز به حفظت ای توانا
همی خواهم زتوازحکمتِ خویشنفاذ رحمتت را آوری پیش
به جز در معرض جودم نیاریبلا و فتنه را بر من نباری
رهایی بخشیم از کیدِ دشمنبه پوشی عیب وهم رسوایی من
مرا داری نگه از هر بلاییمصون فرمایی از هرگون خطایی
به مهر و رحمتت ای حیّ داورتویـی از مهربانـان مهربانتـر

اَلثّالِثَةُ مُناجاتُ الخآئِفيـنَ

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

اِلـهي اَتَراكَ بَعْدَ الاْيمانِ بِكَ تُعَذِّبُني اَمْ بَعْدَ حُبّي اِيّاكَ تُبَعِّدُني اَمْ مَعَ رَجائي لِرَحْمَتِكَ وَصَفْحِكَ تَحْرِمُني اَمْ مَعَ اسْتِجارَتي بِعَفْوِكَ تُسْلِمُني حاشا لِوَجْهِكَ الْكَريمِ اَنْ تُخَيِّبَني.