قرآن کریمبه زبان فارسی

هشتـم – منـاجات ارادتمنـدان

نیاز موفق: دعای کمیل، دعای عرفه و مناجات خمسه عشر — ترجمه نثر و نظم نصرت‌الله اربابی

به نام خداوند بخشنده مهربان

پاک خدایا چه دشوار است راه‌ها برکسی که تو راهنمایش نباشی وچه روشن است راهِ حق پیشِ کسی که تو رهبریش کنی .

به نام آن که دادارِ جهان استکه هم بخشنده و هم مهربان است
خدای پاک، راه آید چه دشوارکسی را کش نباشی رهبر و یار
چه روشن راهِ حق گردد نمایانکسی راکَش توره بنمایی آسان

اِلـهي فَاسْلُكْ بِنا سُبُلَ الْوُصُولِ اِلَيْكَ وَسَيِّرْنا في اَقْرَبِ الطُّرُقِ لِلْوُفُودِ عَلَيْكَ قَرِّبْ عَلَيْنَا الْبَعيدَ وَسَهِّلْ عَلَيْنَا الْعَسيرَ الشَّديدَ وَاَلْحِقْنا بِعِبادِكَ الَّذينَ هُمْ بِالْبِدارِ اِلَيْكَ يُسارِعُونَ وَبابَكَ عَلَى الدَّوامِ يَطْرُقُونَ وَاِيّاكَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهارِ يَعْبُدُونَ وَهُمْ مِنْ هَيْبَتِكَ مُشْفِقُونَ الَّذينَ صَفَّيْتَ لَهُمُ الْمَشارِبَ وَبَلَّغْتَهُمُ الرَّغائِبَ وَاَنْجَحْتَ لَهُمُ الْمَطالِبَ وَقَضَيْتَ لَهُمْ مِنْ فَضْلِكَ الْمَآرِبَ وَمَلاَتَ لَهُمْ ضَمائِرَهُمْ مِنْ حُبِّكَ وَرَوَّيْتَهُمْ مِنْ صافي شِرْبِكَ فَبِكَ اِلى لَذيذِ مُناجاتِكَ وَصَلُوا، وَمِنْكَ اَقْصى مَقاصِدِهِمْ حَصَّلُوا.

خدایاگذارِ ما را به راهی افکن که به تو رسیم و رهسپارِ نزدیک‌ترین راه‌ها فرماکه به پیشگاهِ تو در آییم و دور را بما نزدیک ساز و سخت و دشوار را بر ما آسان فرما و ما را به گروهِ آن بندگانت به پیوند که در پیشی‌گرفتنِ به سویت شتابانند و پیوسته بدرِ سرایت حلقه زنان و شب و روز تو را پرستش کنان و از شکوهِ تو ترسانند، آنان کسانی هستند که روش و رفتارشان را از آلایش‌ها پاک داشته‌ای و به خواسته‌هایشان رسانیده‌ای و آرزوهایشان را برآورده‌ای و به فضلِ خودنیازشان را روا ساخته‌ای و دلهایشان را از دوستیت لبریز کرده‌ای و از آبِ پاک (محبّت خود) سیرابشان فرموده‌ای، آنان به مناجاتِ لذّت‌بخشِ تو دست یافته‌اند و از تو بدورترین خواسته‌هایِ خود رسیده‌اند.

خدایا بر وصولِ ما به درگاهکرم فرما و بنما پیش ما راه
رسان ما را از نزدیک‌تر راهکه تاآییم بر درگاهِ آن شاه
تو راهِ دور را نزدیک فرماتو سخت و مشکل آسان ساز بر ما
نما نزدیک و ملحق ساز ما رابه آن خاصانِ پاک و عالم آرا
که سویِ تو شتابانند یکسرهُماره میزنندت حلقه بردر
پرستش می‌نمایندت شبا روززخشیت بیم‌ناک و دل پر از سوز
تو مشرب‌هایِ آنان را سرا پانمــودی پـاک از آلـودگی‌ها
تو برمطلوبشان یا رب رساندیسویِ مقصودشان یا رب کشاندی
همه حاجت روا گشته زاحسانپر از مهرت شده دل‌هایِ ایشان
به وصلت تشنگان بودند بی‌تابز آبِ معرفت گشتند سیراب
ز یمنِ لطف واحسانی که دیدندبـه لـذّاتِ مناجـاتت رسـیدنـد
همه آنان به اقصی مقصدِ خویشرسیده، هم گرفته راه در پیش

فَيا مَنْ هُوَ عَلَى الْمُقْبِلينَ عَلَيْهِ مُقْبِلٌ وَبِالْعَطْفِ عَلَيْهِمْ عائِدٌ مُفْضِلٌ وَبِالْغافِلينَ عَنْ ذِكْرِهِ رَحيمٌ رَؤوفٌ وَبِجَذْبِهِمْ اِلى بابِهِ وَدُودٌ عَطُوفٌ اَسْاَلُكَ اَنْ تَجْعَلَني مِنْ اَوْفَرِهِمْ مِنْكَ حَظّاً وَاَعْلاهُمْ عِنْدَكَ مَنْزِلاً وَاَجْزَلِهِمْ مِنْ وُدِّكَ قِسْماً وَاَفْضَلِهِمْ في مَعْرِفَتِكَ نَصيباً.

ای آن که به روی آورندگانِ به سویت روی آورنده‌ای، و به آنان با مهربانی سود رسان، و احسان کننده‌ای، و به غفلت کنندگانِ از یادت رؤف و مهربانی، و آنان را با دوستی و مهرخود به درگاهت کشاننده‌ای،از تو درخواست می‌کنم که مرا در پیشگاهت از زمره بهره‌مندترینِ ایشان و بلند پایه‌ترینِ آنان قرار دهی، و از دوستی‌ات بهره‌ام را بزرگتر فرمایی، ودر شناسایی‌ات نصیبم را از آنان برتر گردانی.

تویی آن کس که باشی روی آوربه آنان کاورندت روی بردر
ز راهِ مهربانی خود برآنانرسانی سود وهم فرمایی احسان
بر آن هایی که غفلت کرده پیشهرؤف وم هربان باشی همیشه
به لطف و دوستّیِ خویش آنگاه کشانی سوی خود آری به درگاه
خدایا از تو می‌خواهم کز آنان نصیبم بیشتر سازی ز احسان
به نزدِ خویشتن بدهی پناهم از ایشان برتر آری جایگاهم
دهی از دوستیّت بهره افزون ببخشی معرفت ز اندازه بیرون

فَقَدِ انْقَطَعَتْ اِلَيْكَ هِمَّتي وَانْصَرَفَتْ نَحْوَكَ رَغْبَتي فَاَنْتَ لا غَيْرُكَ مُرادي وَلَكَ لا لِسِواكَ سَهَري وَسُهادي وَلِقاؤُكَ قُرَّةُ عَيْني وَوَصْلُكَ مُنى نَفْسي، وَاِلَيْكَ شَوْقي وَفي مَحَبَّتِكَ وَلَهي وَاِلى هَواكَ صَبابَتي وَرِضاكَ بُغْيَتي وَرُؤْيَتَكَ حاجَتي وَجِوارُكَ طَلَبي وَقُرْبُكَ غايَةُ سُؤْلي وَفي مُناجاتِكَ رَوْحي وَراحَتي وَعِنْدَكَ دَواءُ عِلَّتي وَشِفاءُ غُلَّتي وَبَرْدُ لَوْعَتي وَكَشْفُ كُرْبَتي.

خداوندا همتّم از همه گسسته و به تو پیوسته، و رغبتم از همه بازگشته و با تو نشسته، تویی که خواسته منی نه غیرِ تو، و برا ی تو است بیداری و بی‌خوابی من نه برای دیگری، دیدارت روشنی چشم من و وصالت آرزوی جان من است، شوقِ من به سوی تو و دلباختگی‌ام به هوای تو است،خشنودیت دلخواهِ من و دیدارت نیازِ من وجوارت خواسته من ونزدیکیت نهایت آرزوی من است، خوشی و آسایش من در راز و نیازِ با تو و داروی دردِ من و درمانِ تشنگی من نزد تواست و فرو نشاننده سوزِ دلم و برطرف کننده‌اند و هم تویی.

مرا همّت به سوی تو است تنهادلم مشتاقِ تو باشد سرا پا
مرادی غیر تو هرگز نیابمبرای تو است بیداری و خوابم
لقایِ تو است نورِ دیدگانموصالت آرزوی جسم وجانم
به سوی تو بُوَد شوقم سرا پابه مهرت گشته سرگردان و شیدا
هُماره در سرم باشد هوایتهمیشه مقصدم باشد رضایت
به دیدارت نیازم هست بسیارجوارِ تو است مطلوبِ من زار
مرا قربت نهایت خواهشِ دلمناجاتت خوشی و رامشِ دل
برای درد من درمان تو باشیعلاجِ این دلِ سوزان تو باشی
ز تو سوزِ دلم آرام گیردغم و اندوه ِ من پایان پذیرد

فَكُنْ اَنيسي في وَحْشَتي وَمُقيلَ عَثْرَتي وَغافِرَ زَلَّتي وَقابِلَ تَوْبَتي وَمُجيبَ دَعْوَتي، وَوَلِيَّ عِصْمَتي وَمُغْنِيَ فاقَتي وَلا تَقْطَعْني عَنْكَ وَلا تُبْعِدْني مِنْكَ يا نَعيمي وَجَنَّتي وَيا دُنْيايَ وَآخِرَتي يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ پس هنگام تنهایی همدمم باش و پوزشِ خطایم را به پذیر و از لغزشم درگذر و توبه‌ام را قبول کن و درخواستم را اجابت فرما و نگهبان پاکدامنیم باش و از تنگدستی به بی‌نیازیم رسان و رشته امیدم را از خویش مبّران و از پیشگاهت دورم مگردان، ای مایه شاد کامی و بهشتِ من وای دنیا و آخرتِ من ای مهربانترین مهربانان.

تو پس هنگام وحشت همدم باشگهِ سختی پی ِ بیش وکمم باش
خدایا در گذر از لغزشِ منز من توبه پذیر و پوزشِ من
اجابت کن خدایا دعوتم راحفاظت کن خدایا عصمتم را
توانگر کن مرا، از فاقه برهانامیدم مگسل و دورم مگردان
تویی نعمت تویی جنّت سرایمتویی دنیا تویی عقبی برایم
به حقّ رحمتت ای حیّ داورتـویی از مهـربانان مهربانتـر

اَلتّاسِعَةُ مُناجاتُ المُحِبيّـنَ

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

اِلـهي مَنْ ذَا الَّذي ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِكَ فَرامَ مِنْكَ بَدَلاً وَمَنْ ذَا الَّذي اَنـِسَ بِقُرْبِكَ فَابْتَغى عَنْكَ حِوَلاً.