قرآن کریمبه زبان فارسی

نهـم – منـاجات دوستـداران

نیاز موفق: دعای کمیل، دعای عرفه و مناجات خمسه عشر — ترجمه نثر و نظم نصرت‌الله اربابی

به نام خداوند بخشنده مهربان

خدایا آن کیست که شیرینیِ محبّتت را چشید و به جایِ تو دیگری را برگزید ؟ وآن کیست که به نزدیکیِ تو خو گرفت و آنی روی از تو بگردانید؟

به نام آن که دادارِ جهان استکه هم بخشنده و هم مهربان است
خدایا کیست کز شهد محبّتچشید وجست با غیرِ تو صحبت؟
خدایا آن که با تو آشنا شدکجا دیگر دمی از تو جدا شد؟

اِلـهي فَاجْعَلْنا مِمَّنِ اصْطَفَيْتَهُ لِقُرْبِكَ وَوِلايَتِكَ وَاَخْلَصْتَهُ لِوُدِّكَ وَمَحَبَّتِكَ وَشَوَّقْتَهُ اِلى لِقائِكَ وَرَضَّيْتَهُ بِقَضائِكَ وَمَنَحْتَهُ بِالنَّظَرِ اِلى وَجْهِكَ، وَحَبَوْتَهُ بِرِضاكَ وَاَعَذْتَهُ مِنْ هَجْرِكَ وَقِلاكَ وَبَوَّأتَهُ مَقْعَدَ الصِّدْقِ في جِوارِكَ وَخَصَصْتَهُ بِمَعْرِفَتِكَ وَاَهَّلْتَهُ لِعِبادَتِكَ وَهَيَّمْتَ قَلْبَهُ لاِرادَتِكَ وَاجْتَبَيْتَهُ لِمُشاهَدَتِكَ وَاَخْلَيْتَ وَجْهَهُ لَكَ وَفَرَّغْتَ فُؤادَهُ لِحُبِّكَ وَرَغَّبْتَهُ فيـما عِنْدَكَ، وَاَلْهَمْتَهُ ذِكْرَكَ وَاَوْزَعْتَهُ شُكْرَكَ وَشَغَلْتَهُ بِطاعَتِكَ وَصَيَّرْتَهُ مِنْ صالِحي بَرِيَّتِكَ وَاخْتَرْتَهُ لِمُناجاتِكَ وَقَطَعْتَ عَنْهُ كُلَّ شَيْء يَقْطَعُهُ عَنْكَ.

خدایا ما را در ردیفِ کسی قرار ده که برای نزدیکی و دوستی خود برگزیده‌ای و برایِ مهر و محبّتت بی‌آلایشی بخشیده‌ای و به دیدارت مشتاق و به پیش‌آمدت خشنود ساخته‌ای،نعمتِ دیدن رویت را به او ارزانی داشته و به خشنودیت سرافراز کرده و از دوری و خشمت در پناه گرفته ای، و او را در جایگاهِ راستان و در جوارِ خود جای داده‌ای، و ویژه شناسایی خود کرده و شایسته پرستشِ خویش ساخته‌ای،و دلِ او را شیفته دوستی نموده و برای مشاهده خویش برگزیده‌ای،و رویِ او را به سوی خویش یک جهت ساخته و دلِ او را برای محبّتِ خود پرداخته‌ای،و به آنچه نزدِ تو غبش گردانیده و یادت را دلِ او انداخته‌ای، و سپاس‌گزاریت را به او الهام فرموده و به فرمان برداریت وادار نموده و از نیکوکارترینِ جهانیانش قرار داده ای، و برای راز و نیاز خود برگزیده‌ای، و دلبستگی او را از هر چیز که دور از تواش کند بریده‌ای.

خداوندا ز راهِ لطف ما رامقام آن کسی ده کردگارا
که قرب و دوستّیِ خویش دادیبرایِ مهر خود پاکیش دادی
نمودی سخت مشتاق لقایترضا بخشیدی او را بر قضایت
به دیدارش به فرمودی سرافرازز خشنودیّ خود کردیش دمساز
ز قهر و دوری خود در پناهش گرفتی و به خود دادی تو راهش
سپـردی جـایگـاه راستـانش بدادی در جوارِ خود مکانش
تو مخصوصِ شناساییش کردی تو اهلِ بندگیِ خویش کردی
دلش سوی اراده خود نمودیبه رویش بابِ دیدارت گشودی
به سویِ خویش گردانیدیش چهرتهی کردی دلش از هرچه جز مهر
به نعمتهات رغبت دادی او را به خاطر یادِ خود بنهادی او را
بدو آموختی شکر و اطاعت همه سرگرمیش دادی به طاعت
ز بهتـر بنـدگـانش پـروریـدی هم از بهر مناجاتت گزیدی
ز هر چیزی که از تو داشتش باز بریدی عُلقه اش را ای سبب‌ساز

اَلّلهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَأْبُـهـُمُ الاِرْتِياحُ اِلَيْكَ وَالْحَنينُ وَدَهْرُهُمُ الزَّفْرَةُ وَالاَنينُ جِباهُهُمْ ساجِدَةٌ لِعَظَمَتِكَ وَعُيُونُهُمْ ساهِرَةٌ في خِدْمَتِكَ وَدُمُوعُهُمْ سائِلَةٌ مِنْ خَشْيَتِكَ وَقُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَةٌ بِمَحَبَّتِكَ وَاَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَةٌ مِنْ مَهابَتِكَ.

خدایا مارا از آنان قرار ده که خوی آن ها شاد و خوش بودنِ به تو و زندگی آن ها آه و ناله کردن پیش تو است، پیشانی‌شان در پیشگاهِ بزرگیِ تو سجده گزار و دیدگانشان در راه بندگی تو بیدار، اشک‌هایشان از بیم تو روان و قلوبشان به دوستی تو وابسته و دل‌هایشان از شکوهِ تو از جای کنده است.

بگردان ای خدا ما را از آنانکه ذاتاً با تو خوش باشند و شادان
تمام عمر را با ناله و آهبسر آرند روز و شب به درگاه
به تعظیمت همه در سجده و زارز خدمت چشمشان پیوسته بیدار
زخوفت اشگشان جاری است برچهربه تو دلهای‌شان وابسته از مهر
جلال و بیم تو برکنده از جاقلوبِ پاکِ آنان را سرا پا

يا مَنْ اَنْوارُ قُدْسِهِ لاَبْصارِ مُحِبّيهِ رائِقَةٌ وَسُبُحاتُ وَجْهِهِ لِقُلُوبِ عارِفيهِ شائِقَةٌ يا مُنى قُلُوبِ الْمُشْتاقينَ وَيا غايَةَ آمالِ الُمحِبّينَ اَسْاَلُكَ حُبَّكَ وَحُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَحُبَّ كُلِّ عَمَل يُوصِلُني اِلى قُرْبِكَ، وَاَنْ تَجْعَلَكَ اَحَبَّ اِلَيَّ مِمّا سِواكَ، وَاَنْ تَجْعَلَ حُبّي اِيّاكَ قائِداً اِلى رِضْوانِكَ وَشَوْقي اِلَيْكَ ذائِداً عَنْ عِصْيانِكَ وَامْنُنْ بِالنَّظَرِ اِلَيْكَ عَلَيَّ وَانْظُرْ بِعَيْنِ الْوُدِّ وَالْعَطْفِ اِلَىّ وَلا تَصْرِفْ عَنّي وَجْهَكَ وَاجْعَلْني مِنْ اَهْلِ الاِسْعادِ وَالْحَظْوَةِ عِنْدَكَ يا مُجيبُ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.

ای آن که انوارِ قدسِ تو برای دیدگانِ دوستانت لذّت دهنده و فروغِ رویِ تابناکِ تو دل‌های شناسندگانت را به شوق آورنده است، ای امید دل‌هایِ آرزومندان و ای منتها آرزویِ دوست‌داران از پیشگاهت دوستیِ ِتو دوستیِ که تو را دوست دارد و دوست داشتنِ هر کاری که مرا به تو نزدیک کند درخواست دارم و می‌خواهم که خود را بر من از هرچیزِ دیگر دوست داشتنی‌تر گردانی و دوستی‌ام را پیشرو به سویِ خشنودیت سازی و آرزومندی‌ام را به تو مایه دوریم از نافرمانیت قرار دهی، به نگاهی که بر تو افکنم برمن منِت گزار و بامن به چشمِ دوستی و مهربانی بنگر و روی از من بر نگردان و مرا در نزدِ خود از نیک‌بختان و بهره‌مندان قرار ده، ای روا کننده (حاجتها)و ای مهربانترین مهربانان.

تویی که نور پاک جاودانتدهد لذّت به چشمِ دوستانت
تجلّی‌های ذاتـت مر جهان رابه شوق آورده قلبِ عارفان را
به مشتاقان، تو امیّدِ دل و جاننهـایت آرزویِ دوستـاران
ز تو مهر تو می‌خواهم که نیکوستدگرمهر کسی کو داردت دوست
پس آن گه مهرِ هر کاری که آن کارمرا سازد به تو نزدیک بسیار
دگر خواهم که مهر و عُلقه خویشز هر چیزی بدل اندازیم بیش
چنان که دوستیّم رهبر آیدسویِ خشنودیِ تو ره نماید
دگر شوق توام همّت گماردمرا از ننگ عصیان باز دارد
خدایا منّتی بگذار بر منکه بینم روی تو بر وجه احسن
به من با چشم و لطف و مهر بنگرز من رو بر مگردان، روی آور
به نزدِ خود سعادتمند گردانببخشا بر من و خرسند گردان
خداوندی مُجیب ای حیّ داورتـویی از مهربانـان مهربانـتر

اَلعاشِرَةُ مُناجاتُ المُتوَسِّليـنَ

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

اِلـهي لَيْسَ لي وَسيلَةٌ اِلَيْكَ اِلاّ عَواطِفُ رَأفَتِك وَلا لي ذَريعَةٌ اِلَيْكَ اِلاّ عَوارِفُ رَحْمَتِكَ وَشَفاعَةُ نَبِيِّكَ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ وَمُنْقِذِ الاُمَّةِ مِنَ الْغُمَّةِ فَاجْعَلْهُما لي سَبَباً اِلى نَيْلِ غُفْرانِكَ وَصَيِّرْهُما لي وُصْلَةً اِليَ الْفَوْزِ بِرِضْوانِكَ وَقَدْ حَلَّ رَجائي بِحَرَمِ كَرَمِكَ وَحَطَّ طَمَعي بِفِناءِ جُودِكَ فَحَقِّقْ فيكَ اَمَلي وَاخْتِمْ بِالْخَيْرِ عَمَلي وَاجْعَلْني مِنْ صَفْوَتِكَ الَّذينَ اَحْلَلْتَهُمْ بُحْبُوحَةَ جنَّتِكَ وَبوَّأْتَهُمْ دارَ كَرامَتِكَ وَاَقْرَرْتَ اَعْيُنَهُمْ بِالنَّظَرِ اِلَيْكَ يَوْمَ لِقائِكَ وَاَوْرَثْتَهُمْ مَنازِلَ الصِّدْقِ في جِوارِكَ.