قرآن کریمبه زبان فارسی

دهم - مناجات توسّل کنندگان

نیاز موفق: دعای کمیل، دعای عرفه و مناجات خمسه عشر — ترجمه نثر و نظم نصرت‌الله اربابی

به نام خـداوند بخشـنده مهربان

خدایا در پیشگاهِ تو جز عواطف مهربانی‌ات وسیله‌ای و جز عوارفِ بخشایشت و شفاعتِ پیمبرت که پیمبرِ رحمت و رهاننده پیروان از اندوه و زحمت است دستاویزی ندارم، پس این دو را سبب رسیدنم به آمرزشت قرار ده و وسیلۀ بدست آوردنِ خشنودیت قرار گردان. امیدِ من به درخانه کرمت فرود آمده و خواستِ من به پیش سرای بخششت بار فرو نهاده، پس آرزویم را برآورده گردان و کارم را به نیکی به پایان رسان و مرا از بندگانِ برگزیده خود به شمار آر که آنان را در میانِ بهشتت فرود آری و درخانه کرامتت جای دهی و در روزِ لقا چشمانشان را به دیدارت روشن سازی و در جوارِ خود وارثِ جایگاهِ راستانشان گردانی.

به نام آن که دادارِ جهان استکه هم بخشنده و هم مهربان است
وسیـله سـویِ تـو پروردگـارمبه غـیر از مهربانیت ندارم
ندارم هیچ دستاویز دیگربه جز بخشایشت یا رب در این در
دگر خواندن شفیع خود پیمبرنبیّ رحمتت در روز محشر
که امّت را رهاننده است از غم رسد فیض از وجودش بهر عالم
تو پس این هر دو را ای ربّ ذوالمّـنسبب فرما پیِ آمرزش من
وسیله ساز آن ها را به درگاهکه بر خشنودیت پیدا کنم راه
امیدم در حریم فضل تو باز گشاده رخت و چشم خواهشش باز
نهاده آرزویِ من گرانبار به پیرامون جود و بخششت بار
برآور آرزویی را که دارم به خوبی ختم کن انجام کارم
مرا زان بندگان در شمار آر که از بگزیدگان باشند هموار
هم آنان را دهی در جنّتت راه ببخشی در کرامت‌ خانه‌ات جاه
چو آید روز دیدارت پدیدار نمایی چشمشان روشن به دیدار
جوارِ خویش بخشی به دانها به منزلگاهِ صدق خود دهی جا

يا مَنْ لا يَفِدُ الْوافِدُونَ عَلى اَكْرَمَ مِنْهُ وَلا يَجِدُ الْقاصِدُونَ اَرْحَمَ مِنْهُ يا خَيْرَ مَنْ خَلا بِهِ وَحيدٌ وَيا اَعْطَفَ مَنْ اَوى اِلَيْهِ طَريدٌ اِلى سَعَةِ عَفْوِكَ مَدَدْتُ يَدي وَبِذَيْلِ كَرَمِكَ اَعْلَقْتُ كَفّي فَلا تُولِنِي الْحِرْمانَ وَلا تُبْلِني بِالْخَيْبَةِ وَالْخُسْرانِ يا سَميعَ الدٌّعاءِ يا اَرْحَمَ الرّحِمينَ.

ای آن که واردانِ درگاه، بر بزگوارتر از تو مهمان نشوند و قاصدانِ بارگاه، مهربانتر از تو میزبانی نیابد. ای بهترین کسی که بی‌کسانِ با تو خلوت کنند، و ای مهربانترین کسی که راندگانِ از درها به تو پناه آرند. به سویِ وسعت بخشایشت دست امید دراز کرده و به دامنِ کرمت چنگ زده‌ام پس مرا سرگشته نا امیدی مگردان و گرفتاری ناکامی و زیان مساز. ای شنوده دعایِ بندگان و ای مهربانترین مهربانان.

تویی آن کس که مهمانان نیابندچو تو بخشنده تا سویش شتابند
هم آنانی که روی آرند بر درنیابند از تو یاری مهربانتر
تویی بر بی‌کسان بهتر سبب سازکه راز آرند در خلوتگه راز
تویی بر بی پناهان مهربانترز هر کس چون شدندت روی آور
بسویِ درگهت دستم دراز استزده بر دامنِ احسانِ تو دست
خداوندا تو محرومم مگردانمکن سرگشته حرمان و خسران
پذیرایِ دعا ای حیّ داور تـویی از مهـربانان مهربانتـر

اَلحادِية عَشرَة مُناجاتَ المُفتقريـنَ

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

اِلـهي كَسْري لا يَجْبُرُهُ اِلاّ لُطْفُكَ وَحَنانُكَ وَفَقْري لايُغْنيهِ اِلاّ عَطْفُكَ وَاِحْسانُكَ وَرَوْعَتي لا يُسَكِّنُهااَمانُكَ وَذِلَّتي لا يُعِزُّها اِلاّ سُلْطانُكَ، وَاُمْنِيَّتي لا يُبَلِّغُنيها اِلاّ فَضْلُكَ وَخَلَّتي لا يَسُدُّها اِلاّ طَوْلُك، وَحاجَتي لا يَقْضيها غَيْرُكَ وَكَرْبي لا يُفَرِّجُهُ سِوى رَحْمَتِكَ وَضُرّي لا يَكْشِفُهُ غَيْرُ رَأفَتِكَ وَغُلَّتي لا يُبَرِّدُها اِلاّ وَصْلُكَ وَلَوْعَتي لا يُطْفيها اِلاّ لِقاؤُكَ وَشَوْقي اِلَيْكَ لا يَبُلُّهُ إلاّ النَّظَرُ اِلى وَجْهِكَ وَقَراري لا يَقِّرُّ دُونَ دُنُوّي مِنْك، وَلَهْفَتي لا يَرُدُّها اِلاّ رَوْحُكَ، وَسُقْمي لا يَشْفيهِ اِلاّ طِبُّكَ وَغَمّي لا يُزيلُهُ اِلاّ قُرْبُكَ وَجُرْحي لا يُبْرِئُهُ اِلاّ صَفْحُكَ وَرَيْنُ قَلْبي لا يَجْلُوهُ اِلاّ عَفْوُكَ وَوَسْواسُ صَدْري لا يُزيحُهُ اِلاّ اَمْرُكَ.