قرآن کریمبه زبان فارسی

یـازدهم- منـاجات نیـازمنـدان

نیاز موفق: دعای کمیل، دعای عرفه و مناجات خمسه عشر — ترجمه نثر و نظم نصرت‌الله اربابی

به نام خداوند بخشنده مهربان

خدایا شکستم را جز لطف و بخششِ توجبران نکند، و بی‌نواییم را جز مهربانی و احسانِ تو به نوا نرساند، و بیم‌ناکیم را جز پناهِ تو آرامش ندهد، و خواریم را جز فرمان‌روایی تو به ارجمندی نکشاند، و آرزویم را جز فضلِ تو بر نیاورد، و راهِ نیازم را جز توانگریِ تو نبندد، وحاجتم را جز ذاتِ تو روا نسازد، و اندوهم را جز رحمتِ تو به شادی برنگرداند، و پریشانیم را جز مهربانیِ تو برطرف نکند، و آرامشم را جز نزدیک شدنِ به تو پا برجا ندارد، و اندوهم را جز شادی بخشیِ تو نزداید، و بیماریم را جز درمانِ تو بهبودی نبخشد، و غمم را جز قرب تو نبرد،و بر جراحتِ من جز بخشایش ِتو مرهم نگذارد، و زنگِ دلم را جز عفوِ تو پاک نکند، و وسواس سینه‌ام را جز فرمانِ تو برطرف نسازد.

به نام آن که دادارِ جهان استکه هم بخشنده و هم مهربان است
خدای من شکستم را که پیونددهد جز لطف و مهرِ تو خداوند
نسازد بر طرف فقر و نیازمبه جز احسانِ چون تو کار سازم
کِی آرامش پذیرد دل ز تشویشامانِ تو مگر روی آورد پیش
به جایِ خواریم کی عزّت آیدمگر نیروی تو بازو گشاید
بـر آورده نـگردد آرزویـممگر فضلت گشاید در برویم
پریشان حالیم را بهرِ اصلاحنباشد غیر جودت هیچ مفتاح
نه از غیر توام حاجت بر آیدنه جز بخشایش تو غم زداید
نسازد دور از من رنج و آلامبه غیر از رأفت تو ای دلارام
مرا کِی سوز عشقت زایل آیدمگر وصلت برایم حاصل آید
فرو ننشاند این سوز و گدازممگر دیدار تو ای دلنوازم
علاجِ آتشِ شوقم به سویتنباشد جز نظر کردن به رویت
به جز با قرب کویت ای دلارامنمی‌گیرد مرا هرگز دل آرام
ز من اندوه و حسرت کِی شود کممگر سازی مرا تو شاد و خرّم
نه دردم رو بهبودی گذاردعلاج تو مگر بهبودی آرد
نگردد برطرف اندوهم از دلمگر آید مرا قربِ تو حاصل
کجا زخم دلم را مرهم آیدمگر بخشایش تو رو نماید
مرا زنگار از دل برنگیردمگر عفوِ تو عذرم در پذیرد
مرا از سینه وسواسی که دارمنپـردازد به جز امـر کردگـارم

فَيا مُنْتَهى اَمَلِ الاْمِلينَ وَيا غايَةَ سُؤْلِ السّائِلينَ وَيا اَقْصى طَلِبَةِ الطّالِبينَ وَيا اَعْلى رَغْبَةِ الرّاغِبينَ وَيا وَلِيَّ الصّالِحين وَيا اَمانَ الْخائِفينَ وَيا مُجيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّينَ وَيا ذُخْرَ الْمُعْدِمينَ وَيا كَنْزَ الْبائِسينَ وَيا غِياثَ الْمُسْتَغيثينَ وَيا قاضِيَ حَوائِجِ الْفُقَراءِ وَالْمَساكينَ وَيا اَكرَمَ الاَكْرَمينَ وَيا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.

ای منتها آرزوی آرزومندان، وای نهایت مطلوب جویندگان، و ای بالاترین خواسته خواستاران، و ای برترین خواهش خواهندگان، و ای دوستِ نیکوکاران، وای پناه ترسندگان،و ای پذیرنده دعای بیچارگان،و ای اندوخته تهی‌دستان، و ای گنجینه بی‌نوایان، و ای فریادرس دادخواهان، و ای برآورنده نیازِ نیازمندان و درماندگان، و ای بزرگوارترین بزرگواران، و مهربانترین مهربانان.

پس ای بالاترین آمالِ دلخواهکه دارند آرزومنـدانِ درگاه
نهـایت خـواهش ِ خـواهنـدگانی بهیـن و مطلوبِ خاص بندگانی
تواعلی رغبتی مر راغبان راولییی صالحان این جهان را
تو آرام دلِ ترسنده جانیمُـجیـبُ الـدَعـوَةِ درمـانـدگی
تویی توشه برای بی‌نوایانتویی گنجِ فقیران و گدایان
تویی فریادرس درماندگان راروا سازی نیازِ بندگان را
تویی از هر کریمی درکرم پیشهم از هر مهربانی مهرِ تو بیش

لَكَ تَخَضُّعي وَسُؤالي وَاِلَيْكَ تَضَرُّعي وَابْتِهالي اَسْاَلُكَ اَنْ تُنيلَني مِنْ رَوْحِ رِضْوانِكَ وَتُديمَ عَلَيَّ نِعَمَ امْتِنانِكَ.

فروتنی وخواهشم در پیشگاهِ تو خواری و زاریم به درگاهِ تو است و از تو درخواست می‌کنم که مرا به خشنودیت شادمان داری و خوشی‌هایِ نعمتت را برایم پیوسته گردانی.

خضوع آرم به پیشت ای خدایمهم از درگاهِ تو خواهش نمایم
به نزدت لابه آرم پیش و زاری به خواهم از تو با امیّدواری
که با خشنودیت شادم نماییبه لطفی دائمت شادم نمایی

وَها اَنـَا بِبابِ كَرَمِكَ واقِفٌ وَلِنَفَحاتِ بِرِّكَ مُتَعَرِّضٌ وَبِحَبْلِكَ الشَّديدِ مُعْتَصِمٌ وَ بِعُرْوَتِكَ الْوُثْقى مُتَمَسِّكٌ.

این منم که به درگاه کرمت ایستاده‌ام و پی‌جویِ نسیمِ احسانت شده‌ام و به رشته محکمت چنگ زده‌ام و به دستاویزِ استوارت در آویخته‌ام.

هم اینک من به درگاهت ستادهز اکرامت به لطف دل نهاده
برایِ نفحه احسان و یاریسرا پا مانده در چشم انتظاری
زده بر ریسمان محکمت چنگشده بر عُروَةُ الّوثقات آونگ

اِلـهي اِرْحَمْ عَبْدَكَ الذَّليلَ ذَا الّلِسانِ الْكَليلِ وَالْعَمَلِ الْقَليلِ وَامْنُنْ عَلَيْهِ بِطَوْلِكَ الْجَزيلِ وَاكْنُفْهُ تَحْتَ ظِلِّكَ الظَّليلِ يا كَريمُ يا جَميلُ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.

خدایا به این بنده بی‌چاره‌ات رحم کن که زبانش از سخن باز مانده و کردارِ بسیار کم است، به عطای بزرگت بر او منّت گذار و او را بزیرِ سایه پایداریت در آر، ای بزرگوار وای نیکو رفتار و ای مهربانترین مهربانان.

خـداونــدا، خـداونــدا، خـدایــاتو بر این بنده زارت ببخشـا
که از شرمت زبانش کندوبسته استعمل اندک روانش زار وخسته است
بر او منّت بنه از نعمت خویشدِهَش جا زیر سایه رحمت خویش
کریمّی و جمیل ای حیّ داورتـویی از مهـربانـان مهـربانتـر

اَلثّانيَةُ عَشَرَ مُناجاتُ العارِفيـنَ

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

اِلـهي قَصُرَتِ الاَلْسُنُ عَنْ بُلُوغِ ثَنائِكَ كَما يَليقُ بِجَلالِكَ وَعَجَزَتِ الْعُقُولُ عَنْ اِدْراكِ كُنْهِ جَمالِكَ وَانْحَسَرَتِ الاْبْصارُ دُونَ النَّظَرِ اِلى سُبُحاتِ وَجْهِكَ وَلَمْ تَجْعَلْ لِلْخَلْقِ طَريقاً اِلى مَعْرِفَتِكَ اِلاّ بِالْعَجْزِ عَنْ مَعْرِفَتِكَ.