قرآن کریمبه زبان فارسی

دوازدهـم- منـاجات عـارفـان

نیاز موفق: دعای کمیل، دعای عرفه و مناجات خمسه عشر — ترجمه نثر و نظم نصرت‌الله اربابی

به نام خداوند بخشنده مهربان

خدایا زبان‌ها از ستایشی که شایسته بزرگیِ تو باشد کوتاه است وخردها از پی بردن به کنهِ جمالِ تو ناتوان و چشم‌ها در برابرِ انوار روی تو خسته و درمانده است. تو برایِ مردم راهی به شناختت جز ناتوانی از شناساییت نگشوده‌ای.

به نام آن که دادارِ جهان استکه هم بخشنده و هم مهربان است
خدایا آن چنان کآید سزاوارثنایت را زبان‌ها مانده از کار
خردها عاجز از درکِ جلالتهم از ادراکِ آن کنهِ جمالت
نظرها خسته و درمانده یکسرز انوارِ جمالِ نیک منظر
تو نگشودی رهی بر بندگانتبه سویِ معرفت در این جهانت
مگر این که همه آنها در این کاربه عجزِ خویش بنماید اقرار

اِلـهي فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَرَسَّخَتْ اَشْجارُ الشَّوْقِ اِلَيْكَ في حَدائِقِ صُدُورِهِمْ وَاَخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ اِلى اَوْكارِ الاْفْكارِ يَأْوُونَ وَفي رِياضِ الْقُرْبِ وَالْمُكاشَفَةِ يَرْتَعُونَ وَمِنْ حِياضِ الْمحَبَّةِ بِكَاْسِ الْمُلاطَفَةِ يَكْرَعُونَ وَشَرايِـعَ الْمُصافاتِ يَرِدُونَ، قَدْ كُشِفَ الْغِطاءُ عَنْ اَبْصارِهِمْ وَانْجَلَتْ ظُلْمَةُ الرَّيْبِ عَنْ عَقائِدِهِمْ وَضَمائِرِهِمْ وَانْتَفَتْ مُخالَجَةُ الشَّكِّ عَنْ قُلُوبِهِمْ وَسَرائِرِهِمْ وَانْشَرَحَتْ بِتَحْقيقِ الْمَعْرِفَةِ صُدُورُهُمْ، وَعَلَتْ لِسَبْقِ السَّعادَةِ فِي الزَّهادَةِ هِمَمُهُمْ وَعَذُبَ في مَعينِ الْمُعامَلَةِ شِرْبُهُمْ وَطابَ في مَجْلِسِ الاُنْسِ سِرُّهُمْ وَاَمِنَ في مَوْطِنِ الَمخافَةِ سِرْبُهُمْ وَاطْمَأنَّتْ بِالرُّجُوعِ اِلى رَبِّ الاَرْبابِ اَنْفُسُهُمْ وَتَيَقَّنَتْ بِالْفَوْزِ وَالْفَلاحِ اَرْواحُهُمْ وَقَرَّتْ بِالنَّظَرِ اِلى مَحْبُوبِهِمْ اَعْيُنُهُمْ وَاسْتَقَرَّ بِإدْراكِ السُّؤْلِ وَنَيْلِ الْمَأْمُولِ قَرارُهُمْ وَرَبِحَتْ في بَيْعِ الدُّنْيا بِالاْخِرَةِ تِجارَتُهُمْ.

خدایا ما را از آنان قرار ده که درختانِ شوق تو در باغ سینه‌هایشان ریشه کرده و آتش دوستیِ تو سرا پای دل‌هایشان را فرو گرفته، پس آنان به آشیانه‌های تفکّر و اندیشه‌ها پناه می‌برند و در باغهایِ قرب و مکاشفه می‌چرند و از چشمه سارهایِ محبّت باجام مهربانی می آشامند و به جویبارهایِ دوستیِ پاک و بی‌آلایش در می‌آیند، در حالی‌که پرده از پیش چشمانِ آنان برداشته شده و زنگِ دودلی از آیینه عقاید و درون‌های آنان پاک و پریشانیِ تردید از دلها و اندیشه‌هایِ آن ها برطرف گردیده است و سینه‌هایشان به حقیقتِ شناسایی بلندی گرفته و آشامیدنیِ آن ها در چشمه‌سارِ بندگی گوارا گردیده و نهان‌خانه درونشان در محفلِ اُنس پاک و راهشان در جایگاهِ ترس و بیم امن و آرام شده و جانهایشان با بازگشتِ به سویِ خدایِ بزرگ آرامش یافته و روان‌هایشان به رستگاری و پیروزی یقین کرده و دیدگانشان با نگاهِ به محبوبِ خود روشن گردیده و خاطرشان به یافتنِ خواسته و رسیدنِ به آرزو آرام گرفته و دادوستدشان در فروشِ این جهان به جهانِ دیگر بسود رسیده است.

بده یارب قرار آن گونه ما راز خیلِ بندگانِ حق شناسا
که آنان را به باغِ سینه بر پاستدرختِ شوق کان از ریشه بر جاست
همه دل‌هایِ آنان ز آتش شوقبود سوزان و هم نورانی از ذوق
پس ایشان را پناهِ خاص و مأمنبود در خلوتی افکارِ روشن
همه در باغ‌هایِ قرب ودیدارخرامانند شاداب و سبک‌بار
بیاشامند ز آبِ حوضِ رحمتز جامِ لطف در سایه محبّت
به چشمه سارِ اخلاص وصفا نیزفرود آیند دل از وجد لبریز
به حالیکه حجابِ حبّ دنیاشده یکسو ز چشم جانِ آنها
ز شکّ و ریب زنگاری که بودهشده از باطنِ آنان زدوده
مرایشان را هم از اندیشه و دلشده آلودگیّ شبهه زائل
ز راهِ معرفت از درگهِ حقبه شرح صدر گردیده موفّق
رسیده همّت والای آن هاز زهد و خوف تا بالاترین جا
به نزدِ چشمه طاعت رسیدهز آب خوش‌گوار ِ آن چشیده
مقام انسِ حق را کرده ادراکضمیر و باطن آن ها شده پاک
ز منزل‌گاهِ سخت کاروان‌هاگذشته بی‌هراس و بیمِ جان‌ها
هم از رفتن به سوی رَبُّ الاَربابروانشان گشته از تب و تاب
ز پاکی روحشان بگرفته یارییقین کرده به فوز و رستگاری
سویِ محبوب گشته دیده افکنجمالش چشمشان را کرده روشن
به مطلوب و مرادِ خود رسیدهز نا آرامیِ خاطر رهیده
همه بفروخته دنیا به عقبیبسی سود از تجارت برده اینجا

اِلـهي ما أَلَذَّ خَواطِرَ الاِلْهامِ بِذِكْرِكَ عَلَى الْقُلُوبِ وَما اَحْلَى الْمَسيرَ اِلَيْكَ بِالاَوْهامِ في مَسالِكِ الْغُيُوبِ وَما اَطْيَبَ طَعْمَ حُبِّكَ وَما اَعْذَبَ شِرْبَ قُرْبِكَ فَاَعِذْنا مِنْ طَرْدِكَ وَاِبْعادِكَ وَاجْعَلْنا مِنْ اَخَصِّ عارِفيكَ وَاَصْلَحِ عِبادِكَ وَاَصْدَقِ طائِعيكَ، وَاَخْلَصِ عُبّادِكَ يا عَظيمُ يا جَليلُ يا كَريمُ يا مُنيلُ بِرَحْمَتِكَ وَمَنِّكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.

خدایا چه خوشایند است اندیشه‌هایی که به یادِ تو بر دل‌ها می‌گذرند، و چه شیرین است سیرِ به سوی تو با پندارهایی که پنهانی را می‌پیمایند.چه دلپذیر است مزه دوستیِ تو، و چه خشگوار است شرابِ قربِ تو، پس مارا از راندن و دور کردنِ درگاهت زنهار ده، و از برگزیده‌ترینِ شناسندگان و شایسته‌ترینِ بندگان و راستگوترینِ فرمان‌برداران و بی‌آلایش‌ترینِ پرستندگانت گردان، ای بزرگ و بزرگوار، و ای بخشنده صاحب احسان، به مهربانی و نیکویی‌ات، ای مهربان ترین مهربانان.

خداوندا چه لذّت بخش و زیباستکه یادت پرتو افکن سویِ دل‌هاست
چه خوش فکری است در سرهای آنانکه سویت راه پیمایند پنهان
چه شیرین است مهرت کردگاراشرابِ قرب و وصلت بس گوارا
بده زنهارمان از دور کردنهم از راندن ز درگاهت چو دشمن
تو ما را از خواصِ عارفان سازز بهتر بندگان آستان ساز
هم از صادقترین اندر اطاعتهم از خالصترین در زهد و طاعت
خـداونـدا عظیمـیّ و جـلیـلیخدایـا تـو کریـمّـی و مفیـلی
به مهر و بخششت ای حیّ داورتـویـی از مهـربـانـان مهـربانتـر

اَلثّالِثَةُ عَشَرُ مُناجاتُ الذّاكِريـنَ

بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

اِلـهي لَوْلاَ الْواجِبُ مِنْ قَبُولِ اَمْرِكَ لَنَزَّهْتُكَ مِنْ ذِكْري اِيّاكَ عَلى اَنَّ ذِكْري لَكَ بِقَدْري لا بِقَدْرِكَ وَما عَسى اَنْ يَبْلُغَ مِقْداري حَتّى اُجْعَلَ مَحَلاًّ لِتَقْديسِكَ وَمِنْ اَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَيْنا جَرَيانُ ذِكْرِكَ عَلى اَلْسِنَتِنا وَاِذْنُكَ لَنا به دعائِكَ وَتَنْزيهِكَ وَتَسْبيحِكَ.