قرآن کریمبه زبان فارسی

منـاجـات

نیاز موفق: دعای کمیل، دعای عرفه و مناجات خمسه عشر — ترجمه نثر و نظم نصرت‌الله اربابی
خداوندا تو آن کن کز تو شایدکه از ما جز گنه کاری نیاید
خـداونــدا تـو فرمـودی بدیــهاهر آنچ از ما برآید هست از ما
و لیکن خوبی ما هر چه باشداز آنِ تو بود از ما نباشد
درست است این سخن از هر کژی دورفضایی تیره را مانیم بی نور
بُوَد توفیـق تو نـوری که بایـدفضـای تیـره را روشـن نمایـد
چو در آن نور تا بـدهست روشنخوش و زیبا بُوَد مانند گلشن
نتابد نور باشد تیره و تاربه چنـگِ زشتـی و پستـی گرفتـار بـتـابـان پـرتـو تـوفـیـق بـر مـا
خـدایـا زشـتـی از دور فـرمـاکــژی بیـرون رود زشتی نپاید
که تا جز خوبی از ما بر نیایدتو از ما راضی و ما از تو خشنود
بیابد حال ما یکباره بهبودچه چیز ار درگهت کم می‌نمودی
خدایا گر چنین بودی چه بودیدوچـار دیـو و خشم و آز گشتیم
که اینسان با گنـه دمساز گشتیمگنــاه بی حسابی شد ذخیــره
بما چنگال شهوت گشت چیرهبـه درگــاه تــو بـا امیــّدواری
کنون ماییم و عمری شرمساریز ما درمانـدگان و بی پنـاهان
خداوندا بیـامرز ایـن گنـاهانبما بسته بود از هر جهت راه
که دست ما بود از چاره کوتاهبغیــر از تو مددکاری نداریم
بجــز تو هیچ غمخواری نداریمتو آرامش ده روح و روانی
تو بخشــاینــده ای و مهـربــانیز لطفت بر سرِ ما سایه انداز
به روی ما درِ رحمت نما بازبه رضوان رضای خود بده جا
ترّحــم کـن گنـاه ما ببخـشا