خداوندا دلم را شاد فرماز بند رنج و غم آزاد فرما
خدایا مشکلم را ساز آسانخدایا شوق و ذوقم کن فراوان
مکن از رحمتت قطع امیدمز خوان نعمتت بخشا نویدم
خداونــدا بده صبر و شکیبمصلــوةِ دائمت فرمـــا نصیبــم
خدایا چون گره افتد به کارمصبوری بخش و فرمـــا بردبارم
مرا تسلیم فرما بر قضایتکه تا راضی بمانم با رضایت
چنان کن ای خدای کار سازم که نَبوَد جز به تو روی نیازم
چنان مستغنیم کن کرد گارمکه جز تو پیش کس حاجت نیارم
خـداونـدا تو دانـایی تـو دانـا بهــر کــاری توانــایی توانــا
تویی دانای رازم ای خداوندبتو روی نیازم ای خداوند
تو خود دانی من بیچاره چونمبه چنگ دیو اهریمن زبونم
بخـواهـشهـای نفســانی گرفـتــارنمی دانم چه باشد چاره کار
تو دستم گیر و پای از بند بگشارهایــی زیــن گرفتـاری ببخشـا
که تو بر بندگان پشت و پناهی کنی در حقّ آنان هر چه خواهی