عمر مردم را بکاهد پنج چیزیاددارش چون شنیدی ای عزیز
شد یکی زان پنج در پیری نیازپس غریبی وانگهی رنج دراز
هر که او بر مرده اندازد نظرعمر او بیشک بکاهد ای پسر
پنجم آمد ترس و بیم از دشمنانعمر را اینها همی دارد زیان
هر که او از دشمنان ترسان بودکار او هر لحظه دیگرسان بود
از خداترس و مترس از دشمنانکز همه دارد خدایت در امان