عقل بر دو گونه است: یكی طبیعی كه آدمی با خود آورده از اصل آفرینش، و آن قوتیست در او كه به آن باز در تواند یافت چیزهائی را كه به آن نتوان رسید مگر به اندیشهها و تدبیرها كه به كار بَرَد در آموختن پیشهها، و به این قوت، آدمی از سایر حیوانات ممتاز است. دوم مكتبست كه به كسب حاصل شود و آن قوتیست در آدمی كه به آن تمییز تواند كرد میان كارهایی كه در آخرت به او نفع رساند یا ضرر داشته باشد، پس كارهای سودمند اخروی را بجای آورد و اگر چه به دنیای او ضرر كند، و كارهای زیان رساننده در آخرت راترك كند و اگرچه به دنیای اونفع رساند. و این قوت نزدیك به زمان بلوغ به هم میرسد و روز بروز محكم میشود به مدد دانشهای راست و كردارهای درست كه به دستیاری عقل طبیعی اندوخته و میاندوزند، و فرشتگان او را در باطن راهنمایی و امداد میكنند واین هر دو عقل در مردمان به تفاوت میباشد، بعضی راكاملتر دادهاند و بعضی را ناقصتر و به قدر كمال و نقص آن، تكلیف كردهاند و به اندازه آن حساب خواهند جست.