قرآن کریمبه زبان فارسی

باب دوم: در شناخت شرع

رسائل دهگانه — ملا محسن فیض کاشانی

شرع دستوریست الهی كه به جهت بندگان فرستاده​اند تا هر كه قبول كند و فرمان ببرد به سعادت ابدی فایز گردد و به لذات جاودانی برسد، بعضی از احكام آن را واجب و لازم شمرده​اند هر كه قبول آن را نكند و فرمان نبرد، سزاوار عقوبت الهی گردد،‌و محرومی از لذات جاودانی. و بعضی را نافله گردانیده​اند، هر كه فرمان ببرد ثواب یابد و به درجات عالیه برسد و هركه فرمان نبرد، عقوبتی براو لازم نیاید و از جمله آنچه واجب شمرده​اند، بعضی را به منزله ركن دین و ستون شرع قرار داده​اند، هر كه فرمان نبرد از دین بیرون رود. باز بعضی از احكام را بیان روشن كرده​اند، چنانكه كسی را در ترك آن عذری نمی​ماند. و بعضی را مبهم و مشتبه گذاشته​اند تا بندگان را در آن بیازمایند و امتحان نمایند هر كه رعایت احتیاط در آن كند، درجات عالیه در آخرت به پاداش آن به او دهند، و هر كه رعایت نكند از آن درجات محروم ماند،‌بلكه گاه باشد كه به شومی رعایت نكردن آن، از توفیق یافتن فرمانبری واجبات نیز محروم شود. باز مردمان در فرمانبری به تفاوتند، از جهت تفاوت مراتب محكمی اعتقاد، و زیادتی یقین،‌ و صفای اخلاص و مراتب تن دادن به همه كردنیها و ناكردنیها، یا بعضی دون بعضی به آسانی و نشاط، یا به دشواری و دل تنگی. باز بعضی به دل و زبان و تن و روان می​گروند و اطاعت می​كنند، چون مؤمنان صادق الایمان، و بعضی به دل منكرند و به زبان اقرار می​نمایند، چون منافقان و بعضی به زبان منكرند و به دل معتقد، چون یهود منشان كه حق را دانسته از حسد یا تكبر انكار می​كنند، و بعضی به دل و زبان هر دو منكرند چون كافران جاحد و بعضی به هر دو معترفند، لیكن احكام را كج می​فهمند چون گمراهان، و بعضی معترفند و راست می​فهمند، لیكن تن درنمی​دهند به همه كردنی و ناكردنی، چون غاصبان و فاسقان، و باز هر یك از این گروه را درجات بسیار ومراتب بی شمار است.