كه آنرا هوی نیز گویند، طبع قوتیست در آدمی كه به آن قوت، بعضی چیزها را موافق و ملایم خود میشمرد، و بعضی را منافی و ناملایم میداند. خواه آن چیز،ملایم یا ناملایم باشد درواقع یا نه، و خواه سودمندباشد او را یا نه، یا زیان رساند او را یا نه. پس آنچه را ملایم شمرد، سعی كند در نزدیك كردن آن به خود، و خواستن آن را شهوت گویند و آنچه را منافی داند سعی كند در دور كردن آن از خود، و نخواستن آن را غضب خوانند. پس اگر ارتكاب آن امر خلاف، مقتضای عقل و شرع باشد از راه وسوسه شیطان به وهم وخیال مدد جوید، یا به مكر وحیله وتكبر و عدوان متوسل شود تا بر عقل و شرع غالب شود، و صاحبش را از فرمان ایشان بیرون آورد. شیطان اگرچه بر انسان بالاستقلال حكم نمیتواند كرد تا او را یكی از حكام باید شمرد، لیكن به اغواء ملایم را در نظر هوی ناملایم و ناملایم را ملایم مینماید و هوی حكم میكند.