قرآن کریمبه زبان فارسی

ایضاً فی شطح أبی حفص النیشابوری

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

ابوحفص گوید که«کسب بگذاشتن جهل است و کسب کردن شرک.»

قال: چنین است صاحب وسایط. چون کسب بگذارد، از درجۀ سنت افتاد. متوکل اگر بکسب مشغول شود از سر تسلیم منقطع است. در محض توکل جز رضا بحق شرکست. «لئن اشرکت لیحبطنَّ عملُک» حدیث «قل کل من عنداللّه» تفسیر «قل اللّه ثم ذرهم» دان، که مسافر «وتوکل علی الحی الذی لایموت» بازاریان اکتساب را میگوید که «انتم أعلمُ باُمور دنیاکم». ای سلطان عاشقان! از عالم کون و فساد بگذر بقدم قدم عالم بقا بسپر، تا که از شاهد جلالی هیزم مطبخ طبیعت خواهی. دست اجل از ازل بگسل، که حُلّۀ ناتمام نساج تجلی در رقام خانۀ مکاشفت طراز مشاهده تمام کرد. درخت آدم بتربیت احکام بالید. عروق در زمین قدم محکم کرد. «أصلُها ثابت» سر بهوای بقا برافراشت، و «فرعُها فی السماء». خوانسالار مقادیر در توکل متهم مدار، که چون از پوست حدثان بیرون رفتی، جان جهان کبریا جز یاسمین جلال از حسن کمال نبوید و سرّ تفرید جز مرغ باغ تجرید نگوید.