قرآن کریمبه زبان فارسی

فی شطح أبی محمد رویم

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

رویم بن احمد گوید در شطح که «توحید محو آثار بشریت است و تجرد الوهیت».

قال: آثار بشریت محو کردن فناء سوداء نفس است در اشراق انوار وحدانیت و نیستی ارادت انسانی در جریان ارادت احدی، و بیرون شدن از دعوی نفس و هوا بنعت صفاء قلب ازذکر حدثان، تا نفس دعوی أنائیت از استیلا معزول شود و تجرید توحید پیدا گردد. چون افراد قدم از حدوث پدید آمد آنجا نماند الا الوهیت قدیم. اثر حدوث نیست شود، حق بحق در حق قایم بی شاهد نفس، عبودیت در ربوبیت منقطع. جان متحیر عزتی مسرمد بیند. قال اللّه تعالی «کل شیء هالک الا وجهه». اگر از جان مباشرت افعال منقطع شود، و تجلی صفت از نفس برخیزد، حق بحق توحید بایستد. آنگه نه نفس ماند در نفس، نه دل ماند در دل نه جان در جان نه عقل در عقل، زیرا که مرغ تجلی با آشیان قدم رفت. آیت «کل من علیها فانٍ» برخواند. اگر اثر تجلی در نفس بماند، نفس دل گردد، دل عقل، و عقل جان و جان جانان شود رسم فناء حدث در قدم. آنگه از وجود عارف حق دعوی انائیت کند. نفس آنجا زبان توحید است در دهان تحقیق.

عجب مدار که سفینۀ نوح روح در طوفان قلزم قدم غرق شود. ملاح «بسم اللّه مجراها» او را بساحل جودی «واستوت علی الجودی» رساند. از آن دریا بزبان نیستی گوید که «أعوذ بک أن أسئلک ما لیس لی به علم» که من از شرم «لاتذر» بجهل معترفم. از رسوم نفس نبوت مضمحل توئی، که بی کون وجود را قایمی. شاه فغفوریان چین نبوت، چون از منزل کون لشکر قدر را در زیر قلعۀ «دنی» کشید، مرزبان تنزیه از قلعۀ توحید سنگ تجرید از منجنیق قدس بزجاجۀ انسش انداخت. قاروره‌های «أنا أفصح العرب» بشکست. خود را اسیر جلال عظمت دید. گفتند: از زبان «بُعثتُ بجوامع الکلم» بگو تا من کیستم؟ گفت: حدث در قدم چون محو شد، چه گوید «أنتَ کما أثنیتَ علی نفسک».