قرآن کریمبه زبان فارسی

ایضاً فی شطح أبی حمزة الخراسانی

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

گویند که ابوحمزه چون آواز باد و مرغ و حیوان و حرکات عالم بشنیدی، وجدش رسیدی، و «لبیک لبیک» گفتی. بدان او را «حلولی» خواندند. شنیدم که در خانۀ حارث محاسبی رفت روزی. خانۀ او آراسته دید با فرشهای نیکو. گوسفندی بسته آوازي بداد.ابوحمزه شهقه بداد وگفت <لبيك> حارث تند شد. کارد برگرفت. گفت «اگر ازین توبت کنی، فبها. والا ترا بکشم» ابوحمزه گفت «چون این نمی‌توانی شنید، چرا آنجا که بارماد بنیامیزی، تا از آن خوری، کیستی تو از اکل طیبات و توسع در آراستن و سرای و جامه؟»

قال: چنین نمود که انکار تو بر من حال مریدان و مبتدیان است و توسع و بسط تو در دنیا، و دَرِ راحت برخود گشادن حال پیغمبران و صدیقان و ایشان چون بکمال رسیدند،ایشانرا دنیا زیان ندارد. از اینجا گفت شیخ ابوعبداللّه خفیف- رحمة اللّه علیه- که عارف را رواست در دنیا تصرف کردن، و مرید را نه رواست. اهل کمال در حال و معرفت- و آنچه حق بدیشان داد از مشاهده و مکاشفه، چنان آید که اگر جملۀ کون در دست ایشان بگذرد، سر ایشان از حق یک طرفة العین محتجب نشود. اما نسبت حلول کردن بر ابوحمزه در شنیدن اصوات مختلف و لبیک گفتن، طرفی گفته شد در شرح شطح ابوالحسین.