قرآن کریمبه زبان فارسی

فی معرفة الحیاة

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

چه دانند این پاسبانان روز دزد که بسبب تلقین دیوان ذکر باز نشناسند، بروز از پیش دین داران دین دزدند. بجان تو که از همه طاعتها و ذکر بریا در سقر بی مزداند، هر که جمال ذکر برو روی نماید، قندیل مصباح ازل شود که زجاجۀ آن از عشق، و روغن از قدس و فتیله از انس است. رو در آیت «اللّه نور السماوات و الارض» حدیث «المصباح فی زجاجة الزجاجة...» برخوان. ای دیدۀ بی دیده! بکدام دیده در آن جمال نگری؟ ای زبان بی زبان! بکدام زبان حدیث او گوئی؟ ای گوش بیهوش! بکدام گوش خطاب ازل شنوی؟ اگر مرغ عشقی، ترا جناح شوق کو؟ اگر حُلّۀ خلق قدمی طراز اعزاز وحدت کو؟ اگر شجرۀ مبارکۀ قدس وادی مدین قربتی بیش زبان «انّی أنا اللّه» و «أنا الحق» کو؟ یاوه مدرای. چون زخم «انّی اذبحُک فانظر ماذا تری» در قربان گاه اسمعیل ندیدی؟ و در آتشِ جهنمِ طبیعت نداء «یا نار! کونی برداً و سلاماً علی ابراهیم» نشنیدی؟ تو «ولا احصی ثناءً از کجا، چون با میهمان «سدرة المنتهی» هم کاسه نبودی؟ رو دایگی کالبد آدم کن چه مرد آن دم باشی که نه ساق عرش غاشیۀ مرکب استواء تست یا کرسی هدف ناوک قوسین ابتداء تست، ما للتراب و رب الأرباب؟