ابوبکر کتانی گوید در شطح که «سماع اهل حقیقت بکشف و عیانست».
قال: بدین کشف وعیان مشاهدۀ دل خواهد که او را رؤیت انوار غیب حاصل شود، چنانکه سید مشاهدان عرایس ملکوت گوید و برید حضرت جبروت- علیه السلام- که «رأیت ربی بعین قلبی» در حدیث مکاشفه. در شطحیات مشایخ عشق بسی شرح گفته شد. مشاهدۀ که عیان قلبست در سماع صفا دیدۀ جانست، که از غَیم حدثان بیرون میآید. بفهم الخطاب و سهم الغیب روح را جناح همت بمیروید. آنگاه در هواء تنزیه بنعت تقدیس بمی پرد. مشاهد غیب الغیب میشود. بطیب مناجات و لذت کلام یافتن مقام در صفاء پیغام وجد کلی ویرا بمی رسد. چون از پردۀ حدوث بیرون رفت، کون و عدم محو شد. بدیدۀ دیمومیت جمال ازل بمی بیند. دیده را بدان دیده صد هزاردیده پیدا میشود و از عیون صفات وسرّ اسماء و جلال نعوت از قدم در قدم نگرانست. سنای صفاء وحدَت او را بجامۀ تجلی ملتبس کند، تا بدان جامه جان همرنگ آن جامه میشود. چون سماع بغایت شد، نگار عیان شد، دویی پنهان شد. آنچه بیند ظاهر باطن شود و باطن ظاهر گردد. بهمه وجود وجود را ببیند.