ابوعمرودمشقی در شطح گوید که «ارواح مصفّی شد، بنور قرب اثر در هیاکل انسانی میکند.»
قال: یعنی آنک مشاهد در مشاهدۀ حق شد، بنور آن جمال منور شد. سرّ «أفمن شَرحِ اللّه صدره للاسلام فهو علی نور من ربّه» پیدا شد. تو از آن سطر «سنریهم» آیت «تعرفهم بسیماهم» خوانی. بر سپهر دایرۀ صفت تتق بقا بر گنبد سیم رنگ آدم بینی منقوش بنقش بوقلمون چین. نگارستان جمال و جلال بر هر نقشی از نعوت قدم بزنی. لالۀ لعل لایزالی در دم سنگ مغناطیس گنجور شوامخ قاف «خلقت بیدی» برنگ حسن قدم بینی. در هر ذرهئی از نقش نگار مشاهدۀ آیینۀ مکاشفت یابی. عقل خمیده و جان رمیده بی چشم چشمۀ آفتاب ازل آن جلال نبیند. اگر خواهی که در دریاء صورت عالم سباحت کنی در لجّۀ بحر علم «و علم آدم الأسماء» دست و پای مزن، تا از شط بحر عشق بساحل خرد آیی و از مکنون حکمت لآلی معرفت بجهان شرع درآیی.