قرآن کریمبه زبان فارسی

فی شطح أبی الخیر التیناتی

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

ابوالخیر تیناتی در شطح گوید که «در دوزخ نگاه کردم. بیشترین دوزخیان مرقع داران و رکوه داران دیدم.»

قال: این مکاشفه خوابست. بدیدۀ قلب مغیبات غیب آخرت بدید. این اصحاب مرقع و رکوه داران که او را نمودند، خاینان تصوف‌اند و مدعیان معرفت که ازحقیقت جز رنگی ندارند، و از شریعت محمد- صلّی اللّه علیه و آله- علمی ندارند. از بی علمی در اباحت افتند. برسم مردان عشق سر برآرند نه راه دیده، نه حقایق شریعت و طریقت و حقیقت شنیده. در رباطها شکم خواری کنند. در مجلس سالوسان طراری کنند. از حسد یکدیگر را غیبت کنند. از پراکندگی لقمۀ حرام خورند طاعت خداوند- جل اسمه- فراموش کنند. راه شهوت و هوا سپرند. آنگاه خود را بدزدی و شوخی بر مشایخ سلف بندند و بر عاشقان درگاه طعنه زنند. «فَخَلفَ من بَعدِهم» «خلف اضاعوا الصلوة و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیّاً» ذوالمجد و الکبریاء نیک نامان معرفت را بستود توبیخ کرد. پس ناخلف زادگان طریقت را گفت؛ ایشان عبودیت را بشهوت باز بدل کردند زیرا مستقر ایشان وادی دوزخست.

همچنین سواد ناوردگاه قدم، بهترین نیک بخت فرزند آدم، گُل گلستان ازلیات، بلبل شبستان صفات، شاه مجلس صوفیان معرفت، آفتاب مطالع عزت قبلۀ «اَرِنی» موسی و مبشر نطق عیسی، محمد- صلّی اللّه علیه و آله و سلم- آن ملتبسان بی همت را گفت که «ستّة لاینظر اللّهُ الیهم یوم القیامة». از ایشان آنها را نشانه کرد «والخائنون تحت المرقعات».

مناجات. ای قدیمی که مبدع جان خردمندان معرفت از نگاریدن نظر جلال تست! ای خلیلی که جلوه گران محبت در آشنائی قربت رنگ و بوی مهرشان از جمال تست! بحق حقیقتی که قدم را بر عدم است، که این رعناء بی معنی از سنگ دلی و خود پرستی دست گیری کنی، و بر جان گم شده شان ببخشایی، مرقعی دوزی اور ا از سندس صفات صفا کلهی بخشی، او را از امانت و وفا دستار صیانت بر سر نهی، و کمرعبودیتش در میان بندی، نعلین تهجد و مجاهدتش در پای کنی، عصای هدایتش در دست نهی، زلال صدق از بحر عشق در رکوه کفایت و توکل کنی. بار «انّا عرضنا الأمانة» در زاویۀ خلاص در پشت او بندی، و سر بینایان رضا و تسلیم فرو دهی و بمنزل «مقعد صدق» بنشانی و در هاویۀ جهنم او را خوار نگردانی.