قرآن کریمبه زبان فارسی

أیضاً فی شطح الشبلی ۲

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

شبلی در شطح گوید که «اگر ابویزید حاضر بودی بدست کودکان ما، مسلمان شدی»

قال: این صولت حال و فرط عشق و محبت و غیرت در معرفت، نگر اینهارا. چون معاینه عیان شد و تمکین و انبساط بسامان شد، از پُر دلی در مشاهدت و خوش روحی در مکاشفت وزن کس ننهند. چنین بینند که مقام ایشان از جملۀ مقامات دیگران بیش است. این غیرت حق است، تا بیکدیگر ساکن نشوند و کلیت جان بکلیت جانان بدهند و در شرط عشق صولت اتحاد ببینند. نبینی که سر کُشتگان عشق، سید غیوران معرفت، باده کشان شراب وحدت، در عین یگانگی چه می‌گوید؟ «لو کان موسی حیّاً ما وسعه الا اتّباعی».

بالغان عشق در عیان جانان چون حُسن خطاب بگوش انبساط بشنوند، و از خطّۀ خلقتِ حدث سوی بقاء قدم شوند، روزکوران سپیده دم عقل را دو عشق بنا بنهندو نیز چون بر رخش جاوید صحراء قدم پیمایند از سرعت صدمت لایزالی در حضرت ذوالجلالی کس را اقتدا نکند. عاشقان در اباحت عشق فسردگان زهد را در تماشاء نگارستان کشف اسرار آیین آمده که سابقان ملک اعلی، چون جان بجانان دهند، رسم «لا اله الا اللّه» بجان امان ندهند. شاهد ازل بعشق خنده زنند، زیرا که زندگان بقا از خوش وقتی وجد حسین وار میزنند، و باز هستی از شست شاه قدم گیرند.