قرآن کریمبه زبان فارسی

فی التوحید ۴

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

ای آدم! تو آدم را چه دانی؟ ای آدم! آدم از خاتم وجم در آن دم چه دانی؟ نقش نگین «قل هو اللّه» حرف ازلست. اگر آن خاتم در انگشت علم دیدی، از جام گیتی نمای خم شراب «لیس کمثله شیء» چشیدی. جهان نهان ذات چون داند، آیینۀ سیماب «سنریهم» جمال قدم قدم چون نماید؟ نه هرچه در حیرت حدث آمد در نقش تحلیل بلباس یافت. بیرون آمد شاهنشاه عشق در راه ازل. آنگه بینی، از حجاب غیب و عیان بیرون شوی. ای گوهر ورای گوهر افلاک! تو آنگه قدر خود دانی، که خود را بدانی، و درین راه او را هیچ باز ندانی. ای جان بزرگوار! و چرخ و زمان زن، تا از بلندی در ورای ورای جهان چهار تکبیر در شبگیر صبح بامداد ازل بر ازل و ابد زنی، و آنگاه حدیث «کل من علهیا فانٍ» از سر گیری.