قرآن کریمبه زبان فارسی

ایضاً فی شطح الشبلی ۱۲

شرح شطحیات — روزبهان بقلی شیرازی

شبلی گوید که در شطح که «مقامات جمله حجابست، تا مکر نزدیکانرا مکر، و دوران را حجاب.»

قال: مقامات منازل خلق است و خلق را در حق راه نیست. لاجرم چون حدث آمد، بعضی را حجاب آمد، در ارادت مرادان را مکر افتاد، زیرا که در آن حظ و فرق است. حق از حق بحظ مشغول شود. قربت در بُعد است. قال اللّه تعالی «و ما منا الا له مقام معلوم». راه رو ولایت «دنی» در منزل آشامیدن دریا «ولو ان ما فی الأرض من شجرة اقلامٌ و البحر یمدّه» گفت: «رب زدنی علماً». از وحدت سیر مشو، که قِدَم محدود نیست. پردۀ مکر ازو برداشت، و او را در مقام بگذاشت چون آن سید درخود جز حق هیچ نپنداشت. ای دوست مقام! اگر سر قلاشی داری، خفتان قلندر درپوش و حدیث مُزخرف منیوش. طبع و طالع عالم بگذار. لاف رعونت نرد صدف در ظلمت حکمت مفروش. مشک صفا از آهوی وفا طلب کن قرین معرفت با عارف، حریفی با اهل رسوم مکن، که نام و ننگ ایمان با عروس عشق در نگیرد. تو و یک شربت صفا و آنگه برگذشتن از آیات بچشم صفت تلبیس فعل بنگر تا بدانی که انقلاب تلوین از مقامات چون بریده است. اگر بمانی، سر «ما کذب الفؤاد» چه دانی؟ افسانۀ عقل سرگذشت قصّۀ دهر داشت. تو ازین حدیث بگذر. آیینه جلال جمال نماید؛ او بحرا زدودگی پدید آید.